روایتی برای تقلید نداریم
پس از بررسی قرآن و پیدا نکردن هیچ آیهای که توصیه به تقلید کرده باشد، دومین منبعی که برای مراجعه وجود دارد سخنان معصومین(ع) است. اما پس از بررسیهای دقیق، مشخص میشود که هیچ سند معتبر و مستندی دال بر این موضوع وجود ندارد. در این قسمت به بررسی احادیث و روایاتی میپردازیم که ادعا میشود سند تقلید هستند.
- روایت تقلید عوام از فقها
- روایات پرسش از افراد معتمد
- روایت رجوع به راویان حدیث
- روایت تقلید مرجئه
- روایات مجوز فتوا دادن
تحلیل سیاق روایات
غیر از تکتک احادیث که بررسی شدند و دلالتشان بر تقلید رد شد، شاهد دیگری هم در تایید اینکه تقلید در روایات تایید نشده وجود دارد و آن اینکه صدها و بلکه هزاران حدیث درباره علم و عالمان و جاهلان و موضوعات مرتبط وجود دارد و در هیچ یک از آنها حتی به صورت موردی نشانهای از تقلید، وجود ندارد. خیلی بعید به نظر میرسد که سازوکار تقلید برای دین در نظر گرفته و تبیین شده باشد اما در بین این همه حدیث در مورد «ثواب عالم و متعلم»، «مجالست با علما»، «صفت علما» و امثال اینها حتی یک حدیث هم نیست که به صورت اتفاقی از دست روایان در رفته باشد و به جای «متعلم» یا «جاهل» فرموده باشد «مقلِد»، یا به جای «عالم» فرموده باشد «مقلَد (کسی که تقلید میشود)». یکی از آنها نفرموده اگر عالم اعلم فوت کرد، اعلم بعدی را چطور انتخاب کنید و یا مثلا اختیار توزیع وجوهاتی که پیش او باقی مانده را به چه کسی بدهید. به عبارت دیگر، سیاق و فضای احادیث مربوط به علم، هیچ رنگ و بویی از سازوکار تقلید ندارد و در خود این واقعیت، جای تامل بسیار است.
جالبتر اینکه در اصول کافی، بعد از ذکر صدها حدیث در رابطه با علم، نهایتا به باب تقلید میرسد و در آنجا فقط سه روایت وجود دارد که دوتای آنها به آیه « اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ» اشاره دارد که در آنها از تقلید یهودیان و مسیحیان از دانشمندان و روحانیان به شدت انتقاد شده و آن را شرک دانسته است. روایت سوم هم همان تقلید مرجئه است که در بالا توضیح داده شد[1].
صفحه بالادستی: تقلید در قرآن و روایات
بازگشت به: فهرست