روایات مجوز فتوا دادن
دسته دیگری از روایات که برای تقلید استفاده شدهاند، روایاتی هستند که در آنها کلمه فتوا به کار رفته است. در این روایات یا به فردی دستور داده شده که فتوا بدهد یا از فتوای بدون علم منع شده است. نظر مدافعان تقلید این است که همین که مجوز فتوا دادن صادر شده است، به این معناست که مجوز تقلید هم صادر شده است. ولی در هیچ کدام از آنها نیامده که به مردم بگوید از فتوای فتوادهندگان بدون پرسیدن دلیل پیروی کنید. دقت کنید که این پیام این مجموعه این نیست که کسی فتوا ندهد، خیر، موضوع اصلی تقلید این است که کسی از فتواها بدون پرسیدن دلیل پیروی کند و ما به دنبال این هستیم که آیا روایات زیر به چنین چیزی اشاره و توصیه میکنند یا خیر.
امام صادق(ع): إِيَّاكَ وَ خَصْلَتَيْنِ هَلَكَ فِيهِمَا الرِّجَالُ أَنْ تَدِينَ بِشَيْءٍ مِنْ رَأْيِكَ أَوْ تُفْتِيَ النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ.
مفضل بن يزيد گويد: امام صادق (ع) به من گفت: تو را از دو خصلت نهى كنم كه مايه هلاكت مردمند، بر تو غدقن كنم كه در کاری بر اساس رای خودت ديندارى كنى یا اينكه به آنچه ندانى و نفهميدهاى براى مردم فتوى بدهى.
وقتی میفرماید مایه هلاکت مردم است، یعنی همه مردم مخاطب این حدیث هستند نه فقط گروه علما. وقتی هم میفرماید «از دو کار پرهیز کن، دینداری بر اساس رای خود و فتوای بدون علم به مردم» دو کار را اسم میبرد (دینداری و فتوا دادن) و دو صفت را (بر اساس رای خود و بدون علم)، و این دو صفت برای هر کدام آن دو کار، نهی شدهاند. یعنی این طور نیست که «بدون علم» فقط در فتوا دادن بد باشد و در دینداری بد نباشد. چرا؟ چون وقتی کسی مکلف میشود برای دیگران فتوای طبق علم بدهد به طریق اولی برای خودش نمیتواند به غیر علم دینداری کند[1]. پس از این حدیث نتیجه میشود چه دینداری بدون علم و چه فتوا دادن به دیگران بدون علم مایه هلاکت هر کسی از مردم است که آنها را انجام بدهد. و در تعریف تقلید گفته شد که دینداری بدون علم همان تقلید است. پس نتیجه میشود که این حدیث تقلید را هم نهی کرده است. به عبارت سادهتر این حدیث دینداری و فتوا بر اساس غیر علم و بر اساس رای شخصی را نهی میکند. در هر دو کار فرد باید نظر علمی کسب کند. روایت مشابهی در اصول کافی، ترکیب دیگر دو کار و دو صفت فوق، یعنی فتوای به رای شخصی و دینداری بغیر علم را نهی میکند که تایید استدلال فوق است[2].
استدلال دیگر اینکه، حدیث شرط فتوای صحیح را بر اساس علم میداند. یعنی وقتی فرد گیرنده فتوا به این حدیث مینگرد، به این نتیجه میرسد که باید با پرسیدن دلیل مطمئن شود که فتوا بر اساس علم است. چون بعید و کاملا غیرمحتمل است که فتوا دهندهای اقرار کند فتوایش به غیر علم است! همه ادعا میکنند فتوایشان مستند به علم است. تکلیف شنونده چیست؟ بررسی دلیل. از این جنبه هم روایت فوق، تقلید یعنی پیروی بدون بررسی دلیل را نهی میکند. مشابه استدلال فوق را بعضی از عالمان مطرح کرده و دلالت روایت بر تقلید را رد کردهاند [3].
روایات دیگری شبیه به این در توصیه به فتوی و منع از فتوی به غیر علم وجود دارند اما برای جلوگیری از بیشتر طولانی شدن این فصل، از آوردن آنها خودداری شد. تمام استدلالهای فوق برای آن روایات هم صادق هستند، اگر روایتی از این قبیل پیدا کردید که با دلایل فوق رد نمیشود و به نحوی به مخاطب اجازه داده است که فتوا را بدون بررسی بپذیرد، لطفا با ما به اشتراک بگذارید.
تکمیل میشود.
صفحه بالادستی: روایتی برای تقلید نداریم
بازگشت به: فهرست
همچنین، اینطور نیست «بر اساس رای خود» فقط در دینداری بد باشد و در فتوا دادن مشکلی نداشته باشد. ↩︎
قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِيَّاكَ وَ خَصْلَتَيْنِ فَفِيهِمَا هَلَكَ مَنْ هَلَكَ إِيَّاكَ أَنْ تُفْتِيَ النَّاسَ بِرَأْيِكَ أَوْ تَدِينَ بِمَا لَا تَعْلَمُ. عبد الرحمن بن حجاج گويد: امام صادق (ع) به من فرمود: مبادا گرد دو كار بگردى، هر كس هلاك شده به سبب آنها بوده است، مبادا به راى خودت به مردم فتوى بدهى يا اينكه به چيزى كه ندانى ديندارى كنى. ترجمه اصول کافی، محمدباقر کمرهای، جلد ۱، صفحه ۱۱۹، مشاهده ↩︎