روایت تقلید مرجئه
روایتی نقل شده است که:
قَالَ لِي أَبُو اَلْحَسَنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يَا مُحَمَّدُ أَنْتُمْ أَشَدُّ تَقْلِيداً أَمِ اَلْمُرْجِئَةُ قَالَ قُلْتُ قَلَّدْنَا وَ قَلَّدُوا فَقَالَ لَمْ أَسْأَلْكَ عَنْ هَذَا فَلَمْ يَكُنْ عِنْدِي جَوَابٌ أَكْثَرُ مِنَ اَلْجَوَابِ اَلْأَوَّلِ فَقَالَ أَبُو اَلْحَسَنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ إِنَّ اَلْمُرْجِئَةَ نَصَبَتْ رَجُلاً لَمْ تَفْرِضْ طَاعَتَهُ وَ قَلَّدُوهُ وَ أَنْتُمْ نَصَبْتُمْ رَجُلاً وَ فَرَضْتُمْ طَاعَتَهُ ثُمَّ لَمْ تُقَلِّدُوهُ فَهُمْ أَشَدُّ مِنْكُمْ تَقْلِيداً [1].
محمد بن عبيده گويد: امام أبو الحسن (ع) به من فرمود: اى محمد، شما جدىتر تقليد مىكنيد يا مرجئه گويد: عرض كردم: ما تقليد كنيم و آنها هم تقليد كنند، فرمود: از اصل تقليد كه نپرسيدم؟ ولى من جوابى جز آن اولى نداشتم. ابو الحسن (ع) فرمود: مرجئه مردى را كه طاعتش واجب نيست نصب كردند و از او تقليد كردند و شما مردى را نصب کردید و طاعت او را واجب دانستيد و از او تقلید نمىكنيد، پس آنها در تقليد از شما جدىترند.
این یکی از سه حدیثی است که در آن کلمه از ریشه تقلید به کار رفته است. دو حدیث دیگر، یکی توصیه به تقلید برای عوام دارد و دیگری هر نوع تقلید در دین را برای هر کسی منع میکند[2]. اما این حدیث به نظر میرسد تا حدودی خنثی و حتی بیشتر از آن، علیه تقلید و در نفی آن باشد. نه امام علی(ع) امر کرده که تقلید کنید، و نه از تقلید کردن کسی تمجید کرده، و نه از هیچکدام جملاتشان میتوان برداشت کرد که ایشان نظر مثبت به تقلید داشته است. بلکه برعکس، میتوان برداشت کرد که ایشان تقلید را امر بد و مذمومی میدانسته است.
ظاهرا مرجئه اسم گروهی خاصی از مردم بوده که غیر شیعه بودهاند. صرف نظر از ماهیت آنها، امام از شدت تقلید در بین آنها و شیعیان میپرسد و فرد میگوید هم ما و هم آنها تقلید میکنیم. امام میفرماید سوال من این نبود و فرد اعتراف میکند که جوابی ندارد. امام(ع) میفرماید: «آنها منصب دادند به شخصیتی که اطاعتش بر آنها نوشته نشده بود و تقلیدش کردند و شما هم منصب دادید به شخصیتی، و فریضه دانستید که اطاعتش کنید سپس تقلیدش نکردید، پس آنها از شما در تقلید شدیدتر و جدیترند». اگر امر و خواست امام به تقلید بود، نمیفرمود «شما کسی را نصب کردید» و اگر نظر امام این بود که تقلید یک فریضه الهی است، نمیفرمود «شما فرض دانستید طاعتش را». تعابیر این روایت تا حدی شبیه قضیه رهبانیت در مسیحیت است که خدا میفرماید «رهبانیتی را که ابداع کرده بودند، ما بر آنان مقرر نداشته بودیم؛... ولی حقّ آن را رعایت نکردند (حدید ۲۷)» ولی در اینجا امام میفرماید آنها حق تقلید را بهتر ادا کردند. با این حال، همانطور که از آن آیه خیلی سخت میتوان برداشت کرد که توصیه به رهبانیت شده است، اینجا هم سخت بتوان چنین برداشتی در مورد تقلید انجام داد.
دلیل دیگری که میتوان در عدم دلالت روایت فوق به تقلید در نظر گرفت جانمایی این روایت در کتاب اصول کافی است. این کتاب که یکی از کتابهای چهارگانه اصلی شیعه محسوب میشود و در زمانی تقریبا معاصر با امام زمان جمعآوری شده است، با مقدمهای شروع میشود که از تقلید بدگویی کرده است، بعد دو مقاله با عناوین «عقل و جهل» و «فضیلت علم» و بعد هفده باب با عناوین مرتبط با علم، از جمله «لزوم طلب علم»، «ثواب عالم و دانشجو»، «همنشینی با علما»، و نهی از قول و عمل بدون علم مطرح میشود و بلافاصله بعد از این همه قسمتهای مفصل، به باب تقلید میرسد که در آن فقط سه روایت ذکر شده است. دوتای آنها مسیحیان و یهودیان را بخاطر تقلید مورد سرزنش قرار داده است و سومی، همین روایت تقلید مرجئه است. چنین جانماییای هر گونه احتمال اینکه شیخ کلینی میخواسته به مسلمانان بگوید باید یا مجتهد باشند یا احتیاط کنند یا تقلید را به کلی منتفی میکند.
شاید به همین خاطر است که در کمتر درسی از دروس اجتهاد و تقلید، علما به این روایت استناد کرده باشند، هرچند دستشان خیلی کوتاه بوده و تعداد روایاتی که صریح در مورد تقلید توصیه کنند به عدد دو نمیرسد، و به همین خاطر به هر روایتی که کمترین اشارهای به هر نوع تبعیت و پیروی و سوال و فتوا و غیره کرده باشد را در لیست ادله روایی آوردهاند، اما این روایت را که کلمه تقلید هم در آن به کار رفته، جزئی از لیست ندانستهاند. منابعی که جستجو شد ولی اثری از این روایت در آنها نبود، در زیر این صفحه آمده است[3].
صفحه بالادستی: روایتی برای تقلید نداریم
بازگشت به: فهرست
مطلب «روایت تقلید عوام از فقها» و «احادیثی که از تقلید نهی کردهاند» را ببینید. ↩︎
الف) رساله اجتهاد و تقلید، سید محمدحسین حسینی طهرانی، مشاهده
ب) درس اجتهاد و تقلید، محمدجواد فاضل لنکرانی، مشاهده
پ) خارج اصول فقه، استاد شهیدی پور، مشاهده
ت) اخباریگری (تاریخ و عقاید)، ابراهیم بهشتی، مشاهده
ث) ادله جواز تقلید، سید مجتبی نورمفیدی، مشاهده ↩︎