روایت رجوع به راویان حدیث
توقیع اسحاق بن یعقوب «وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِيهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِيثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِي عَلَيْكُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ»[1]
و اما در حوادث واقعه پس رجوع کنید در آنها به راویان حدیث ما، پس آنها حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر آنان هستم.
این توقیع از امام زمان(عج) نقل شده است. باز هم ملاحظه میشود که حرفی از تقلید در میان نیست و دلالت آن به تقلید بسیار ضعیف است. اول اینکه هیچکس به احکام فرعی عملی نمیگوید «حوادث واقعه»، مثلا نماز و وضو و خمس و حج و … حوادث واقعه نیستند. دوم، فرموده «رجوع کنید» و نفرموده «تقلید کنید»، در روش ضد تقلید، یعنی «تفقه در حد توان» هم افراد رجوع میکنند اما سعی میکنند نتیجه رجوع یاد گرفتن دلیل حکم باشد نه فقط نظر مرجع، پس آنها هم به این حدیث عمل کردهاند. سوم، فرموده به راویان حدیث رجوع کنید و نه به استنباط کنندگان حکم، مشخص است که به راوی حدیث مراجعه میکنند که حدیث را روایت کند نه نظر شخصی خودش را بگوید بدون اشاره به حدیث!
اما درباره جمله دوم که فرموده راویان حدیث حجت بر مردم هستند، مشخص است که در امر روایت حدیث حجت هستند. یعنی کسی که دسترسی مستقیم به امام ندارد، به راوی مراجعه و او حدیث را بازگو میکند. همانطور که اگر به امام مراجعه میکرد و امام به عنوان حجت حدیثی برای او میگفت، حال همان حدیث را از راوی میگیرد و از آن جهت حجت است. نه اینکه راوی استنباط خود را بگوید و به استناد این حدیث ادعا کند که نظر من حجت است. حتی در مورد حدیث هم، چه از خود معصوم(ع) و حتی از خود خدا شنیده شده باشد چه از راوی، کسی نمیتواند چشموگوشبسته بپذیرد و عمل کند، همانطور که در مطلب «تقلید از خدا هم مجاز نیست» توضیح داده خواهد شد.
دقت در اعتبار سند حدیث هم نکات جالبی را عیان میکند و آن اینکه سایت ویکیشیعه نوشته است:
اسحاق بن یعقوب در منابع رجالی به صراحت توثیق نشده، اما قرائنی مانند نقل آن توسط محدثانی چون کُلینی، شیخ صدوق و شیخ طوسی، محتوای توقیع و سلام خاص امام مهدی به اسحاق در آن، بر وثاقت او دلالت دارند. ... سکوت برخی از عالمان فقه و اصول مانند شیخ انصاری، محقق اصفهانی و میرزای نائینی در مورد وثاقت او، و توصیف آیتالله خوئی که او را از «اجلای علما» دانسته، به عنوان قرائن و مؤید اعتبار راوی تلقی میگردند[2].
در حالی که قبلا عرض شد، در احادیثی که به راویان و علما اعتبار خاصی میدهند، تکیه به اعتبار خود عالم برای اثبات سند حدیث، نوعی دور و باطل است. اگر عالم وارستهای با مجوز بررسی خانه به درب منزل ما بیاید ولی مهر و امضای مجوز از طرف کسی باشد که وجود خارجی نداشته یا شناختهشده نیست، اینکه عالم درباره آن سکوت کند یا اینکه بگوید «من به عنوان یک فرد وارسته و پاک دارم مجوز را نقل میکنم یا در متن مجوز به من سلام داده شده است»، هیچکدام اعتبار سند نمیشوند. ما میتوانیم بخاطر وارستگی و پاکی خودش و علاقه و ارادتی که به او داریم به داخل خانه دعوتش کنیم، ولی سند با چنین توجیهاتی معتبر نشده است.
در کلی بودن اطلاق این توقیع هم ذکر این نکته ضروری است که همین روایت را به عنوان یکی از مهمترین ادله ولایت فقیه هم ذکر کردهاند [3]. یعنی امام(عج) یک توصیه رجوع به راوی در حوادث فرموده است و وضعیت سند آن هم که مرور شد، و از آن، هم برای این استفاده میشود که حوادث یعنی حکومت و اداره جهان اسلام و هم برای اینکه حوادث یعنی احکام فرعی عملی. همین نشان میدهد که حدیث چقدر کلی است و ارتباط مستقیم و صریحی به تقلید ندارد.
صفحه بالادستی: روایتی برای تقلید نداریم
بازگشت به: فهرست