آیه ۶۴ سوره آل‌عمران

قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَىٰ كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ فَإِن تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ ‎﴿آل عمران ٦٤﴾

بگو: ای اهل کتاب، بیایید از آن کلمه حق که میان ما و شما یکسان است پیروی کنیم که به جز خدای یکتا را نپرستیم، و چیزی را با او شریک قرار ندهیم، و برخی برخی را به جای خدا به ربوبیّت نگیریم. پس اگر روی گردانند بگویید: شما گواه باشید که ما تسلیم فرمان خداوندیم. (۶۴)‏

دلالت آیه به تقلید

هر چند این آیه در ظاهر ربطی به تقلید ندارد اما ابن شهرآشوب[1] در کتاب «تفسیر آیه‌های متشابه و مورداختلاف» با ذکر روایت بسیار تعیین‌کننده‌ای از پیامبر(ص)، این آیه را در نفی تقلید دانسته است. متن روایت به این شرح است:

قوله سبحانه قُلْ يٰا أَهْلَ الْكِتٰابِ تَعٰالَوْا إِلىٰ كَلِمَةٍ سَوٰاءٍ بَيْنَنٰا وَ بَيْنَكُمْ الآية لما نزلت هذه الآية‌.
قال عدي بن حاتم ما كنا نعبدهم يا رسول الله فقال ع أ ما كانوا يحلون لكم و يحرمون فتأخذون بقولهم قال نعم فقال ع هو ذاك.

چون این آیه نازل شد، عدی بن حاتم گفت: ای پیامبر خدا، ما کسان را نمی‌پرستیدیم. پیامبر(ص) پرسید: «مگر نه آن است که برایتان چیزهایی را حلال و چیزهایی را حرام می‌کردند و شما از سخن آنها پیروی می‌کردید؟» گفت: چرا، فرمود: «این همان است».[2]

در ادامه هم حدیث مشابهی از امام صادق(ع) نقل می‌کند که درباره این آیه فرموده است:

و الله ما صلوا و لا صاموا و لكن أحلوا لهم حراما و حرموا عليهم حلالا فعبدوهم و هم لا يشعرون‌

خدای را سوگند، نه (برای آن کسان) نماز گزاردند و نه روزه گرفتند، بلکه آنها حرام‌هایی را برایشان حلال کرده و حلال‌هایی را حرام کرده بودند و آنان ایشان را عبادت کردند در حالی که متوجه نبودند.

مدافعان تقلید این روایت امام صادق(ع) را چنین توجیه می‌کنند که: «امام فرموده علمای اهل کتاب حلال‌ها را حرام و حرام‌ها را حلال می‌کردند؛ یعنی جای احکام را عوض می‌کردند، اما علمای شیعه چنین کاری نمی‌کنند.» یا دست‌کم ادعا می‌کنند که: «امام شرط گذاشته و گفته است مردم بررسی کنند؛ اگر علما حرام و حلال را جابه‌جا نکنند، تقلید از آنان اشکالی ندارد.»
اما روشن است که این توجیه‌ها درست نیست. اولاً مقلدان برای فهمیدن اینکه چه چیزی حلال یا حرام است، دقیقاً به سراغ همین مراجع می‌روند؛ یعنی تنها منبع تشخیص حلال و حرام برای آنان، فتوای همان مراجعی است که باید درباره صلاحیتشان داوری کنند. بنابراین چگونه می‌توان انتظار داشت با استناد به فتوای مراجع، درستی یا نادرستی عملکرد همان مراجع را بررسی کنند؟

ثانیا خود امام صادق(ع) فرموده است :«و هم لایشعرون، در حالی که متوجه نبودند» یعنی مقلدین علمای اهل کتاب متوجه نبودند که جای حرام و حلال عوض شده است. با این وصف، چطور یک مقلد می‌خواهد مطمئن شود که او هم «لا یشعرون» نیست و متوجه حلال و حرام هست؟ آیا غیر از این است که باید دلایل فتوا را بپرسد؟ ثالثا، با این شرط عملا دست مراجع را هم بسته‌اند، یعنی اگر در مساله‌ای و زمانه‌ای مرجع واقعا با پیگیری آیات و احادیث و عقل به این رسید که چیزی که قبلا حلال بوده الان نمی‌تواند همچنان حلال باشد، یا برعکس، چیزی که قبلا حرام بوده الان حرمتش بر خلاف اصول مسلم اسلام است، مجبور می‌شود همچنان به همان روش سابق ادامه بدهد، چرا که می‌ترسد در چشم مردم، از شرایط مرجعیت ساقط شود. یعنی مرجع مجبور است حق‌پرستی و فتوایی که به نظرش حق است را مسکوت بگذارد، چرا که در غیر این صورت مردم دیگر او را مرجع به حساب نمی‌آورند!

حتی اگر کسی هیچ‌کدام از استدلال‌های فوق را نپذیرد و همچنان حدیث امام صادق(ع) را توجیه کند، روایتی که از پیامبر(ص) نقل شده دیگر این مستمسک‌ را هم به آنها نمی‌دهد چون می‌فرماید «يحلون لكم و يحرمون فتأخذون بقولهم (حلال می‌کردند برای شما و حرام می‌کردند و شما هم به قول آنها عمل می‌کردید)». در ادامه متن هم، ابن‌شهر آشوب به صراحت از مذمت تقلید در قرآن سخن گفته و هیچ قید اصول دین و کورکورانه و امثال آن را هم اضافه نکرده است. ابتدا به آیات ۱۷۰ و ۱۷۱ سوره بقره، سپس به حدیث دیگری از امام صادق(ع) که «هر کس دین خود را از زبان رجال (شخصیت‌های شناخته شده) بگیرد، رجال او را از راه به بیراهه ببرند، اما هر کس دین خود را از کتاب و سنت فرا گیرد، کوه‌ها از جای بروند ولی او نلغزد». آیا اگر این حدیث امام را کنار آن حدیث قبلی بگذاریم، جایی برای توجیهاتی که می‌شود و بازی با کلمات حرام و حلال باقی می‌ماند؟!

و بعد نوشته است: «همانا خداوند تعالی آن مردمان را به تقلید از پدرانشان نکوهید و بر این کار سرزنش کرد، در حالی که اگر تقلید جایز بود، نه نکوهشی متوجه آن کسان بود و نه سرزنشی. خداوند در آیه‌هایی تقلید را نکوهیده و فرموده است:  «وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ يُجٰادِلُ فِي اللّٰهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ... (از مردم کسانی هستند که درباره خدا بدون علم مجادله می‌کنند)»، «وَ مٰا يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلّٰا ظَنًّا...(و اکثرشان پیروی نمی‌کنند مگر از گمانی...)»، «فَلِمَ تُحَاجُّونَ فِيمٰا لَيْسَ لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ...(پس چرا در آنچه به آن علم ندارید محاجه و بحث می‌کنید؟)»، «قَدْ جٰاءَكُمْ بَصٰائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ... (به درستی که برای شما دلایل روشنی از پروردگارتان آمده است)»، «وَ لٰا تَقْفُ مٰا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ...(از آنچه به آن علم ندارید پیروی نکنید)»، و آیات دیگر. (برای مشاهده عکسی از صفحات فوق و خواندن متن کامل، به پیوند‌هایی که در پاورقی برای منبع این روایت آورده شد، مراجعه کنید.)

تقلید، پرستش «من دون الله» است

با توجه به این که پیامبر(ص) و امام صادق(ع) عبارت «نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ» را به معنای پیروی از افراد در حلال و حرام خدا اعلام کرده‌اند، می‌توان گفت که تقلید در حقیقت همان شرک در اطاعت و پیروی است. پیش از این هم در توضیح آیات سوره بقره دیدیم که فرموده بود «وَمِنَ النَّاسِ مَن يَتَّخِذُ مِن دُونِ اللَّهِ أَندَادًا...(۱۶۴)» و در آیه ۲۸ سوره اعراف «إِنَّهُمُ اتَّخَذُوا الشَّيَاطِينَ أَوْلِيَاءَ مِن دُونِ اللَّهِ... (۳۰) ‏» و در آیه ۱۱ سوره حج «... كُتِبَ عَلَيْهِ أَنَّهُ مَن تَوَلَّاهُ فَأَنَّهُ يُضِلُّهُ ...(۴) يَدْعُو مِن دُونِ اللَّهِ...(۱۲)...  لَبِئْسَ الْمَوْلَىٰ... (۱۳)» و همچنین آیه ۲۱ سوره لقمان «...وَأَنَّ مَا يَدْعُونَ مِن دُونِهِ الْبَاطِلُ...»، و در نهایت آیه ۲۳ سوره زخرف «أَجَعَلْنَا مِن دُونِ الرَّحْمَٰنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ (‎۴۵)». در همه این آیات ضمن اینکه تقلید مذمت شده، به کسانی که از آنها تقلید می‌شود هم با عبارت «من دون الله» و امثال آن اشاره شده است.

هرچند تصور برخی از ما تا کنون این بوده که این عبارت فقط مختص بت‌های چوبی و سنگی است، تفسیر آیه فوق توسط پیامبر(ص) زاویه دیگری به تعبیر «من دون الله» می‌دهد. کافی است در همان سوره‌ها و دیگر سوره‌های قرآن این عبارت پرتکرار را جستجو بفرمایید‏ و با دقت در معانی آنها ببینید که هر مورد چقدر می‌تواند به معنای شرک در اطاعت، یعنی پیروی اعمال دینی از دیگران بدون حصول علم، به کار رفته باشد.

همچنین در این شکی نیست که مشرکین در زبان قرآن لزوما افراد بی‌دین نبوده‌اند بلکه از آیات متعدد قرآن برمی‌آید که مشرکین هم دین داشته‌اند و حتی به الله اعتقاد داشته‌اند اما همزمان کسانی یا چیزهایی دیگر را هم بزرگ می‌انگاشته و آنها را از جنبه‌های مختلف شریک خدا می‌کرده‌اند. به عنوان یک نمونه آیه ۱۳۷ سوره انعام که می‌فرماید:

«وَكَذَٰلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٍ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ قَتْلَ أَوْلَادِهِمْ شُرَكَاؤُهُمْ لِيُرْدُوهُمْ وَلِيَلْبِسُوا عَلَيْهِمْ دِينَهُمْ … ‎﴿انعام ١٣٧﴾‏»
و این‌گونه برای بسیاری از مشرکان، شریکانشان، کشتن فرزندانشان را آراستند، تا هلاکشان کنند و دینشان را بر آنان مشتبه سازند…


تبادل نظر در تلگرام

مطلب بالادستی: آیات مذمت تقلید

فهرست



  1. فقیه، مفسر، و محدث شیعه، برای اطلاعات بیشتر اینجا را ببینید. ↩︎

  2. متن عربی از اینجا و متن فارسی از ترجمه حسین صابری، انتشارات آستان قدس رضوی از اینجا در دسترس است. صفحه ۱۵۶ ، صفحه ۱۵۷، صفحه ۱۵۸، صفحه ۱۵۹ ↩︎