آیه ۲۸ سوره اعراف
آیه سوم در مذمت تقلید، این آیه است که میفرماید:
إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً قَالُوا وَجَدْنَا عَلَيْهَا آبَاءَنَا وَاللَّهُ أَمَرَنَا بِهَا قُلْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ أَتَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿أعراف: ٢٨﴾
و چون کار زشتی کنند، میگویند: «پدران خود را بر آن یافتیم و خدا ما را بدان فرمان داده است.» بگو: «قطعاً خدا به کار زشت فرمان نمیدهد، آیا چیزی را که نمیدانید به خدا نسبت میدهید؟»
این آیه هم به سبک دو آیهای که در دو مطلب قبلی مرور شد، بحث پیروی از پدران و نیاکان را مطرح میکند ولی… با عبارت فعلوا شروع میشود و به صراحت نشان میدهد ممنوعیت تقلید در افعال و احکام هم هست و نه فقط در اعتقادات.
آیا آیه حرفی از تقلید بجا و نابجا زده است؟
باز هم برای اینکه نشان دهیم مدافعان تقلید هم آیه فوق را به آن ربط دادهاند ولی تقلید رایج امروزی را از آن استثنا کردهاند به تفسیر نور ارجاع میدهیم که برای این آیه نوشتهاند:
زشتكاران از نياكان خود تقليد مىكنند و شرك خود را به خدا نسبت مىدهند… روش گذشتگان، هميشه ارزشمند نيست و تقليد نابجا از پيشينيان ممنوع.[1]
به عبارتی فرمودهاند که این آیه فقط تقلید نابجا را ممنوع کرده است و تقلیدی که ما به شما معرفی کردهایم نابجا و ممنوع نیست، بدون اینکه قرینه و دلیلی برای این محدودیت که برای آیه قائل میشوند ارائه کنند. کجای این آیه یا آیات اطراف آن یا هر جای دیگر قرآن و حدیث چنین قیدی به آیه زدهاند؟ در حالی که به کار بردن جمله «خدا به ما دستور داده است» بلافاصله بعد از جمله «ما از پدرانمان پیروی میکنیم» در این آیه صریحتر از دو آیه قبلی نشان میدهد که مخاطبان به خیال خودشان تقلید از عالم میکردهاند. وقتی میفرماید آنها معتقد بودند کارشان طبق دستور خدا است، مشخص است که همه آنها مدعی پیامبری و دریافت مستقیم دستور از وحی نبودهاند، بلکه آنها هم به واسطهای و مفسری و تفسیری از کتاب و سنت پیامبران اعتماد کرده و خیال میکردند آنچه پدرانشان انجام میدادهاند مبتنی بر دستور خداست. به بیان دیگر، این آیه فضای معنایی دو آیهی قبل را روشن میکند و معلوم میسازد که وقتی در آن آیات گفتند از پدرانمان پیروی میکنیم، منظورشان پیروی از سرِ باور به درستیِ آنان بوده است.
شاهد قویتری که بر ادعای بالا وجود دارد، آیات بعدی به خصوص آیه ۳۰ است که میفرماید: «(خدا) گروهی را هدایت کرد و گروهی گمراهی بر آنان حق است، آنان شیاطین را به جای خدا، به عنوان ولی گرفتهاند و میپندارند که همواره راهیافتگانند.» همین که میفرماید آنها خودشان را هدایتشده حساب میکنند نشان میدهد که آنها در خیال و تصور خودشان دارند از آدمهای خوب پیروی میکنند و به همین خاطر دستور به کار زشت که از واسطههای آلوده به وسوسههای شیطانی به آنها رسیده است را امر خدا تلقی میکنند و از آنجا که خیالشان از بابت هدایتیافته بودن جمع است دیگر به زشتی کار خود و زشتی نسبتی که به خدا میدهند فکر نمیکنند.
در ادامه، قسمتهایی از آیات بعدی که به تقلید مرتبط هستند را میآوریم. آیه ۳۱ سفارش به آراسته بودن در مساجد و دوری از اسراف میکند و سپس میفرماید «چه کسی زینتهای خدا را حرام کرده است؟... خدا فقط کارهای زشت، چه آشکار و چه پنهان را حرام کرده است و گناه و تجاوز به ناحق را و اینکه برای خدا شریکی قرار بدهید که برایش هیچ دلیلی نازل نکرده است و اینکه درباره خدا حرفی بزنید که به آن علم ندارید» توجه داشته باشید که یکی از انواع شرک، شرک در پیروی است وقتی که افراد باید از امر خدا پیروی کنند ولی با گوش ندادن به ندای عقل و فطرت و نسنجیدن استدلالهای دیگران، از لحاظ پیروی، فرد خاصی را ولی خود و شریک خدا میکنند در حالی که خدا هیچ مجوزی برای پیروی از آنان نداده است.
چهار آیه بعد، یعنی آیه ۳۷ اینطور ادامه مییابد: «پس کیست ستمکارتر از کسی که به خداوند دروغ ببندد و آیات او را دروغ بشمارد؟ بهرهای که در کتاب برایشان مقرر است به ایشان میرسد، تا آنکه فرشتگان ما به سراغشان میآیند و جانشان را میگیرند و گویند کجاست آنچه به جای خداوند میخواندید؟ پاسخ دهند از نظر ما ناپدید شدند، و بر خود گواهی دهند که کافر بودهاند. به تعبیری تا آن موقع مدعی پرستش خدا بودهاند ولی وقتی از آنها پرسیده میشود «پس آنهایی که قرار بود از طرف شما جواب بدهند، کجا هستند؟» جواب میدهند که «آنها را گم کردیم» که خود این گواهیای است که خدا را نمیپرستیدهاند.
آیات ۳۸ و ۳۹ هم به نظر میرسد در مورد نسلهایی باشد که از نسلهای پیش از خودشان پیروی بدون بررسی دلیل و تقلید میکردهاند. «گوید در میان امتهای انس و جن که پیش از شما بودهاند وارد آتش جهنم شوید، هرگاه امتی وارد شود امت همدین خود را لعنت کند. تا اینکه همگی در آن به هم بپیوندند، امتهای پسین درباره امتهای پیشین گویند پروردگارا اینان ما را گمراه کردند، به ایشان دو برابر از عذاب جهنم بده، فرماید برای همه دو برابر است ولی نمیدانید. و پیشینیان آنها به پیروانشان گویند شما هیچ برتری بر ما ندارید، پس عذاب را به خاطر کار و کردارتان بچشید.
همانطور که ملاحظه میفرمایید، سیاق آیات دقیقا در مورد تقلید جاهل از عالم و کسانی است که کارهای زشتشان را به اعتبار اعتمادی که به علم پدران و نیاکان و اولیا و پیشوایان خود دارند به خدا نسبت میدهند و خود را هدایتشده حساب میکنند. و جالب است که آیه ۴۲ هم در توصیف بهشتیان میفرماید ما کسی را بیشتر از توان خودش تکلیف نمیکنیم. در حالی که همین عدم توانایی یکی از بهانههای اهل تقلید برای کنار کشیدن از کسب علم در مورد دستورات خدا و تکالیف دینیشان است.
مطلب بالادستی: آیات مذمت تقلید