آیه ۱۱ سوره حج

یکی از آیاتی که با سرزنش پیروی بدون حصول علم، تقلید را نکوهش کرده است آیه یازده سوره حج است:

«وَمِنَ النَّاسِ مَن يَعْبُدُ اللَّهَ عَلَىٰ حَرْفٍ فَإِنْ أَصَابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَإِنْ أَصَابَتْهُ فِتْنَةٌ انقَلَبَ عَلَىٰ وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةَ ذَٰلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِينُ ‎﴿حج ١١﴾
و از مردم کسی هست که خدا را تنها بر لبه و کناره‌ای می‌پرستد؛ همین که خیری به او برسد، به آن اطمینان پیدا می‌کند؛ و اگر امتحانی به او برسد، رویگردان می‌شود! هم دنیا را از دست داده‌ و هم آخرت را؛ و این همان خسران و زیان آشکار است!

برای توضیح این آیه بهتر است از آیه سه و چهار شروع کنیم که می‌فرماید: «و از مردم کسی هست که درباره خدا بدون دانشی جدل می‌کند و از هر شیطان متمردی پیروی می‌کند، بر او مقرر شده که هر کس او را ولی خود بگیرد، به عذاب آتش (سعیر) هدایتش کند». علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، در توضیح این آیه به تقلید اشاره کرده‌اند ولی آن را در مورد مشرکان دانسته‌اند [1]. بعدتر در آیه‌های ۸ و ۹، قرآن گروه دیگری را با جمله‌ای مشابه تعریف می‌کند: «و از مردم کسی هست که درباره خدا بدون دانشی و هدایتی و کتاب روشن‌کننده‌ای مجادله می‌کند؛ همراه با خودبزرگ‌بینی، تا از راه خدا گمراه کند. برایش در دنیا رسوایی است و روز قیامت عذاب حریق را به او می‌چشانیم». باز هم علامه این آیه را علیه تقلید مشرکان دانسته‌اند، با این تفاوت که آیات سه و چهار برای مشرکانی که تقلید می‌کنند و آیات ۸ و ۹ برای مشرکانی که پیشوا هستند و تقلید می‌شوند. ایشان هیچ دلیلی برای اختصاص این آیه به مشرکان ارائه نکرده‌اند در حالی که از اول سوره تا آیه یازده شش بار کلمه «ناس (مردم)» آمده است و اصلا سوره با تعبیر «یا ایها الناس (ای مردم)» شروع می‌شود که تعبیری عمومی است و شامل مشرک و غیرمشرک می‌شود[2].

حتی اگر بپذیریم که آن دو توصیف در مورد مشرکان هستند، دیگر در مورد آیه یازدهم این عذر را نمی‌توان آورد چون این آیه نیز با عبارت «و من الناس…» شروع می‌شود که نشان می‌دهد گروه دیگری از مردم را توصیف می‌کند، و همچنین می‌فرماید «یعبد (عبادت می‌کند)» که باز هم به مشرکان نمی‌خورد. این گروه دینداران مجادله بدون علم نمی‌کنند، از هر شیطانی هم پیروی نمی‌کنند، اما اشکال آنها این است که بر اساس «حرفی» عبادت می‌کنند. در معنی کلمه عربی «حرف» بین مترجمین اختلاف است و بعضی آن را به «زبان» و بعضی به «طرف و جانب و لبه و کناره» و دیگر کلمات ترجمه کرده‌اند. از طرفی این کلمه در جای دیگری از قرآن به کار نرفته است که ببینیم در دیگر کاربردها به چه معنایی استفاده شده است. با این حال از همان آیات قبلی که در مورد «مجادله بدون علم» بود می‌توان دریافت که منظور از «حرف»، هر چیزی غیر از علم و دلیل محکم و قاطع و به عبارتی همان تقلید است.

ادامه آیه هم این برداشت را تایید می‌کند که آنها مانند کسی که در حاشیه‌ها و کناره‌های سپاه می‌جنگد تا اگر نزدیک شکست شدند بتواند فرار کند، سطحی و سست و بدون اطمینان عبادت می‌کنند، طوری که اگر خیری به آنها برسد مطمئن می‌شوند و اگر آزمایشی به آنها برسد، رو بر می‌گردانند. چنین عبادتگری هم دنیا را از دست داده‌ و هم آخرت را. و در ادامه هم نکات تکان دهنده‌ای را یادآور می‌شود: «به جای خدا چیزی را می‌خواند که نه ضرری به او می‌رساند و نه سودی. آن همان گمراهی دور و دراز است. کسی را می‌خواند که ضررش نزدیک‌تر است از سودش، چه بد مولا و چه بد همدمی!»

با یک جستجوی کوتاه در بین علمای معاصر، موردی پیدا نشد که آیه یازده را به تقلید مرتبط دانسته باشد ولی آیا مجموعه آیات غیر از این را می‌رساند؟ آیا غیر از این است که برای اینکه ایمان و عبادت کسی سطحی و لرزان نباشد باید به دنبال علم آن و تفقه برود و در مورد چرایی آنها عمیق‌تر جستجو کند و به دلایل محکم‌تری برسد؟ آیا آن عبادت کننده‌هایی که خدا توصیف کرده شبیه اکثر مقلدین امروزی نیستند؟ که وقتی به آنها می‌گوییم «فلان کار را انجام نده، این کار بندگی خدا نیست، خدا جایی چنین دستوری نداده»، خود را کنار می‌کشند و می‌گویند «من نمی‌دانم، من فقیه و متخصص نیستم». بله آنها مجادله بدون علم در مورد خدا نمی‌کنند ولی وقتی به آنها گفته می‌شود «خب پس چرا این کار را می‌کنی؟» همه حرفشان این است که «مرجعم اینطور گفته است». بماند که بعضی افراد در همین حد هم مطمئن نیستند که نظر مرجعشان در مورد یک مساله خاص چیست و فقط طبق شنیده‌ها عمل می‌کنند.

در هر حال چنین افرادی چون خودشان می‌دانند که هیچ دلیل محکمی بر اعلم بودن مرجع ندارند و می‌دانند حتی مرجع اعلم هم ممکن است اشتباه کند، اعتقادشان به کاری که انجام می‌دهند چنان سست است که اگر اوضاع خوب پیش برود خیالشان جمع می‌شود که دینداری‌شان درست است، اما اگر دچار آزمایش و فتنه‌ای شوند که مرجعشان در آن مورد فتوا نداده و تکلیف را مشخص نکرده‌است، به همان روش بی‌دینان برمی‌گردند، چون از خودشان هیچ علم و آگاهی‌ای ندارند که چه باید بکنند. در تایید این مطلب، آیات ابتدایی سوره عنکبوت می‌فرماید «آیا مردم پنداشته‌اند که می‌گویند ایمان آوردیم و دچار فتنه نمی‌شوند؟ در حالی که همه کسانی که پیش از آنها بودند را دچار فتنه کردیم تا راستگویان و دروغگویان معلوم شوند.» همچنین امام صادق(ع) هم فرموده‌اند: «هر يك از اصحاب ما كه در دين تفقه نکند خيری ندارد، ای بشير هر مردی از ايشان كه از نظر تفقه در دين بی نياز نباشد به ديگران نياز پيدا می‌کند و چون به آنها نيازمند شد او را در گمراهی خويش وارد كنند و او نفهمد.[3]». و در فتنه‌ها و امتحانات است که این نیازمندی رخ می‌دهد.

بر خلاف علمای معاصر، در بین علمای صدر اسلام، شیخ کلینی در مقدمه کتاب اصول کافی این آیه را بر علیه تقلید به کار می‌برد و در ادامه احادیث زیر را ذکر می‌کند که به نحوی توضیح آیه، ربط آن به تقلید، و تاییدکننده استدلال فوق هستند:

«چون او بدون علم و يقين در دين داخل شده خروجش هم از دين بى‌علم و يقين است و امام عليه السّلام فرموده است: كسى كه از روى علم داخل ايمان شود ثابت ماند و ايمانش او را سود بخشد و كسى كه بدون علم داخل شود همچنان كه داخل شده خارج مى‌شود و نيز فرموده است: هر كه دينش را از كتاب خدا و سنت پيغمبرش (ص) برگيرد از كوهها استوارتر است و كسى كه دينش را از دهان مردم گيرد همان مردمش از دين برگردانند، و باز فرمود: هر كه امر امامت ما را از قرآن نفهمد از فتنه‌ها بيرون نرود.»[4].

همچنین شیخ طبرسی در تفسیر مجمع البیان مقصود این آیه را «مقلدین گمراهی» دانسته است [5].

قرینه‌‌ای دیگر برای ادعای ارتباط این آیه با تقلید آیه ۲۰ سوره لقمان است که در آن هم تعبیر «مجادله بدون علم» آمده است و بعد از آن آیه ۲۱ درباره پیروی بدون تعقل از پدران و نیاکان است و علمای معاصر قبول کرده‌اند که آن آیه در نهی از تقلید است. نکته جالب این است که در انتهای آیه ۲۱ می‌پرسد «حتی اگر شیطان آنها را به عذاب آتش (سعیر) دعوت کند؟» و همین کلمات شیطان و عذاب سعیر در آیات سه و چهار سوره حج هم آمده که نشان می‌دهد همه این آیات با هم قرابت معنایی دارند و در مورد یک موضوع هستند.


تبادل نظر در تلگرام

مطلب بالادستی: آیات مذمت پیروی از غیر علم

فهرست



  1. ترجمه تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، جلد ۱۴، صفحه ۴۸۴، مشاهده ↩︎

  2. شاید بعضی‌ها به خاطر ذکر کلمه شیطان در آیه سه که فرموده «از مردم کسانی هستند که درباره خدا بدون علم مجادله و از هر شیطان متمردی پیروی می‌کنند» این آیه را از تقلید مسلمانان دور بدانند ولی خود علامه در زیر همین آیه فرموده است که شیطان انواع و اقسام مختلفی دارد و شامل اولیای گمراه هم می‌شود. علاوه بر اشاره ایشان، این نکته هم لازم به ذکر است که شرک نیز انواع و اقسام مختلفی دارد و شامل شرک در اطاعت هم می‌شود. ↩︎

  3. اصول کافی، جلد یک صفحه ۹۱ مشاهده ↩︎

  4. اصول کافی، جلد ۱، صفحه ۷، مشاهده، متن عربی ↩︎

  5. ترجمه تفسیر مجمع البیان، جلد ۱۶ صفحه ۱۸۹، مشاهده ↩︎