تقلید نکنیم چه کنیم؟
از آنجا که برای سالیان سال تقلید به عنوان یک کار درست غیرقابل انکار بین بیشتر مردم رواج داشته است، وقتی مطرح میکنیم که تقلید اشتباه است، به طور ناخودآگاه و طبیعی، این سوال را ناباورانه مطرح میکنند که «چه کار دیگری میشود کرد؟ ما که همه چیز را نمیدانیم! پس چه کار کنیم؟!». جواب بسیار خلاصه را میتوان در یک کلمه ارائه داد: «تحقیق»، «تفقه»، یا «بررسی» و هر کسی در حد توان خودش. در ادامه این قسمت به شرح بیشتر این جواب از چند زاویه مختلف خواهیم پرداخت.
تحقیق، هم در اصول، هم در فروع
هر چند از یک نگاه کلی و سادهانگارانه، به نظر میآید کاملا عقلانی است که «ما همه مسايل دینی را نمیدانیم، پس به داناترین مراجعه و از او تقلید میکنیم» اما در واقعیت اینطور نیست. «دین با دیگر علوم تخصصی تفاوت دارد» و به همین خاطر است که همان متخصصین، اجازه این کار به ظاهر عقلانی را در اصول دین نمیدهند. واقعیت دیگر این است که «دین قابل تقسیم به اصول و فروع نیست» و همان کاری که مراجع در مورد اصول دین تجویز کردهاند باید در مورد فروع دین هم انجام شود. یعنی هر کس در حد توان خودش با دلیل به درستی اعتقادات و احکام پی ببرد و عمل کند، و اگر پس از تلاش، به درستی هر اعتقاد و حکمی نرسید، خدا هر کسی را در حد عقل و فهم خودش قضاوت میکند[1]. همانطور که در مطلب «دین خدا سخت نیست» آیات متعددی در این باره آورده شد.
گامهای هفتگانه جایگزین
همانطور که گفته شد بنای این نوشتار بر این نیست که نسخه جدیدی برای دینداران بپیچد، بلکه نسخه مطلوب از قبل داده شده است. در این قسمت نگاه دقیقتری به این نسخه انداخته و آن را به هفت گام کوچکتر تقسیم کردهایم که توضیح هر یک در ادامه میآید.
اولویتبندی
مسلم است که فرآیند تشخیص تکلیف دینی در یک مساله خاص، به خصوص در جزییات، ساده نیست و جنبههای زیادی دارد از اینکه خدا و معصومین در آن مورد چه فرمودهاند و آن دستورات چطور به ما رسیدهاند و ... تا بررسی شرایط امروزه و تعیین مصادیق و انطباق با موقعیتی که در هر لحظه با آن روبرو هستیم. همه اینها باعث میشود که این فرآیند انرژی و زمانبر شود و با توجه به محدودیتهای زیادی که ما در این موارد داریم، چارهای نیست جز اینکه مسايل را اولویتبندی کنیم و به هر کدام به اندازهای که مهم و در دنیا و آخرت ما تاثیر گذار هستند توجه کنیم.
اهمیت اولویتبندی آنجایی بیشتر میشود که هیچکس قرار نیست تفقه را به عنوان شغل اصلی و منبع درآمد انجام دهد و همه ما برای امرار معاش، نیاز داریم که وقت اصلی خود را به شغل دیگری بپردازیم، طبیعتا وقت زیادی هم برای خانواده و تفریح و رتق و فتق امور و گرفتاریهایی که هر یک از ما بنا به طبیعت دنیا درگیر آنها هستیم صرف خواهد شد. برای همین است در احادیث معصومین(ع) هم بر برنامهریزی و مدیریت زمان برای تفقه تاکید شده است. برای نمونه حدیث پیامبر(ص) که اشاره به اختصاص یک روز در هفته برای تفقه در دین داشت و حدیث دیگری که میفرمود کسی که تفقه کند خدا هموغم او را برطرف و روزیش را از جایی که فکرش را نمیکند میرساند و حدیث امام باقر(ع) که «همه كمال در شناخت عميق دين و شكيبايى در پيشامدهاى ناگوار و اندازه نگاه داشتن در زندگى است» در مطلب «دستور معصومین به تفقه همگانی» مرور شد.
نکته این است که به یاد داشته باشیم همه این کارهای روزمره و غیر آن را نیز باید برای رضای خدا و به عنوان بخشی از بندگی و عبادت مدام خدا انجام دهیم و برای همین باید در حین انجام آنها حواسمان به درست و غلط هر کاری که میکنیم و هر حرفی که میزنیم باشد. چه بسا به این دلیل تفقه در عبادات برای همه تکلیف شده است که همه مردم این روحیه دقت در اعمال عبادیشان را تمرین و به آن عادت کنند و همان روحیه را به دیگر اعمال زندگی که به ظاهر عبادت نیستند هم تسری بخشیده و همیشه و همه جا در حال اندیشیدن و سبک و سنگین کردن گزینهها و انتخاب عمل درست و انجام آن باشند. میدانیم «الَّذِينَ هُمْ عَلَىٰ صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ ﴿معارج ٢٣﴾» خوشا آنان که دائم در نمازند، به این معنا نیست که کار و زندگی را رها کرده و مدام نماز بخوانند، بلکه به این معناست که در همه کارها مثل نماز متوجه خدا و درست و منظم انجام دادن کارهایشان باشند.
رجوع
پس از اولویتبندی و انتخاب مسائلی که بیشتر در سرنوشت آخرت موثر هستند، نوبت به این میرسد که تلاش کنیم آنچه تاکنون به صورت تقلیدی انجام میدادهایم را در مرحله اول مستند به دلیل کنیم و در مراحل بعدی به دنبال یافتن حکمت آنها باشیم. مسلم است که یک فرد نمیتواند به تنهایی پاسخ همه مسائل را داشته باشد و نیاز است به دیگران مراجعه کند. منبع اصلی همه مسلمانان قرآن است و در درجات بعدی به احادیث معصومین(ع)، به علمایی که قرآن و حدیث را توضیح میدهند، به دیگر کتب دینی اعم از تفسیر و ترجمه و فقاهت و غیره، و همچنین دیگرانی که ممکن است تجربه یا تخصص داشته باشند، اطرافیان که درباره آن مسئله فکر و بررسی و تحقیق کردهاند و ... میتوان رجوع کرد.
مهم این است که هیچ وقت فقط یک نفر یا یک کتاب یا منبع را بت نکنیم و هر چه او گفت به عنوان حق نپذیریم، بلکه همیشه به دنبال دلیل و حکمت و یادگیری و افزودن به دانش خودمان باشیم. و همچنین هیچوقت خود را بینیاز از رجوع به دیگران و شنیدن سخنان و مطالعه نوشتههای آنان ندانیم چون همان لحظهای که خیال میکنیم حق را یافتهایم و دیگر نیازی به جستجو نداریم، در همان لحظه گمراه شدهایم. در این باره میتوان به تعبیر قرآن «فبشر عباد الذین یستمعون القول و یتبعون احسنه» و حدیث «طلب العلم فریضة علی کل مسلم و مسلمة» اشاره کرد که هیچ کس حتی عالمان و دانشمندان را از این دستورات استثنا نکردهاند و به همه دستور دادهاند در هر سطحی از دانش که هستند، اگر همچنان جزو مسلمانان و عباد هستند باید به دنبال شنیدن سخنان دیگران و طلب علم و پیروی از بهترین آنها باشند.
تفکر، اندیشه، و تعقل
تصمیم نهایی و انتخاب بین اندیشهها و نظرات مختلف با خود فرد است، همانطور که مسئولیت نهایی با خود فرد است و کسی نمیتواند بار دیگری را به دوش بکشد.
عمل و (پایبندی و تداوم)
وقتی بهترین کار را انتخاب کردیم، باید تلاش کنیم به بهترین نحو ممکن انجامش دهیم و ممکن است نوع کار طوری باشد که نیاز به تداوم و پایبندی درازمدت هم داشته باشد.
رصد و ارزیابی نتایج
هیچوقت نباید حس کنیم که کاری که انجام دادهایم صد در صد درست است و جای بررسی بیشتر ندارد. بلکه باید مدام در حال بررسی آثار و نتایج آن باشیم.
رصد و جستجوی مدام برای جواب بهتر
حتی اگر نتیجه خوبی حاصل شد همچنان باید با چشم و گوش باز مترصد هر فرصتی برای یادگرفتن بیشتر باشیم.
یکی از احادیثی که به نحوی به همین موضوع اشاره دارد از امام هادى (ع) نقل شده است که:
مَن رَضِيَ عَن نَفسِهِ كَثُرَ السّاخِطونَ عَلَيهِ؛
آن كه از خودش راضی شود، ناراضيان از او فراوان شوند.
بحار الأنوار: ج ۷۲، ص ۳۱۶
اصلاح و بهبود
هر موقع حقیقتی برایمان روشن شد و محرز شد کار درستتری وجود دارد، باید انتخاب و عملمان را بهبود دهیم و اگر ممکن است کارهای قبلی را اصلاح یا جبران کنیم.
إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُوا فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ ﴿اعراف ٢٠١﴾
جمعبندی
واقعیت این است که در جواب سوال «اگر تقلید نکنیم، پس چه کنیم؟» نیازی نیست که از خودمان طرحی نو در اندازیم و سازوکار جدیدی جایگزین کنیم. جواب این سوال از قبل و از همان صدر اسلام داده شده و در منابع دینی ما آمده است. فقط کافی است که پیرایهها و انحرافات را از آموزههای اصیل اسلام بزداییم و در آن صورت خواهیم دید که جواب از اول روشن بوده است: هر کاری که برای اصول دین باید بکنیم، همان برای فروع دین هم هست. اصلا اصول و فروع دین از این لحاظ با هم فرقی ندارند و شاید برای همین هم بوده که در منابع صدر اسلام چنین تقسیمبندیای پیدا نمیکنیم. خدا و معصومین (ع) دین را به صورت یک مجموعه واحد عرضه کردهاند، فرقی بین اصول و فروع به رسمیت نشناختهاند و روش واحدی برای تشخیص تکلیف ما در هر دو ارائه کردهاند. در فصل «تقلید در قرآن و روایات» با مرور قرآن و احادیث به جزییات آن پرداخته شد.
بازگشت به: فهرست
ولی تحت هیچ شرایطی از کسی پذیرفته نیست که اعتقاد و حکمی را به صرف گفته دیگران قبول کند، حتی اگر بر این باور باشد که آن حکم، گفته خداست. یعنی از کسی پذیرفته نیست که بگوید من هیچ گونه دلیلی بر درستی یک کار ندارم، ولی صرفا چون خدا گفته است، انجام میدهم. مطلب «تقلید از خدا هم مجاز نیست» را ببینید. ↩︎