دین خدا سخت نیست

یکی از بهانه‌هایی که برای توجیه تقلید آورده می‌شود این است که فهمیدن اسلام و قرآن و احادیث و تشخیص تکلیف خیلی سخت است و حتی معتقدند برای بعضی‌ها غیرممکن است. و بعد با استناد به اینکه در اسلام سختی و عسر و حرج نیست و آیاتی مثل «لا یکلف الله نفسا الا وسعها (خدا کسی را تکلیف نمی‌دهد مگر به اندازه توانش)» می‌گویند اگر وسع کسی به اجتهاد نرسید پس تکلیف تفقه از او برداشته می‌شود و می‌تواند تقلید کند. ولی توضیح داده شد که تقلید به وضوح و مکرر در قرآن و احادیث رد شده است. و خدا و معصومین(ع) هم که این همه توصیه به تفقه کرده‌اند از سختی آن مطلع بوده‌اند[1]. پس راه درست این است که هر کسی در حد توان خودش تلاش کند، به کارشناسان هم رجوع کند و از آنها کمک بگیرد، اما در هر حدی که برایش علم حاصل شد، در همان حد مکلف است و هر چه موفق نشد کسب علم کند، در این صورت است که لا یکلف الله نفسا الا وسعها. ادامه این مطلب، همین موضوع را با جزییات بیشتر توضیح می‌دهد.

آیات تکلیف به حد توان

لایکلف الله نفسا الا وسعها چندین بار در قرآن آمده ولی معنایش این نیست که تکلیف را به دیگران واگذار کنیم، بلکه در حد خودمان باید انجام دهیم.

  1. لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا أَنتَ مَوْلَانَا فَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ ‎﴿بقرة: ٢٨٦﴾‏

    خداوند هیچ کس را جز به قدر توانایی‌اش تکلیف نمی‌کند. آنچه به دست آورده به سود او، و آنچه به دست آورده به زیان اوست. پروردگارا، اگر فراموش کردیم یا به خطا رفتیم بر ما مگیر، پروردگارا، هیچ بار گرانی بر ما مگذار؛ همچنانکه بر کسانی که پیش از ما بودند نهادی. پروردگارا، و آنچه تاب آن نداریم بر ما تحمیل مکن؛ و از ما درگذر؛ و ما را ببخشای و بر ما رحمت آور؛ سرور ما تویی؛ پس ما را بر گروه کافران پیروز کن.

  1. وَلَا تَقْرَبُوا مَالَ الْيَتِيمِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّىٰ يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُوا الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَىٰ وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُوا ذَٰلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ‎﴿أنعام: ١٥٢﴾‏
    ‏و به مال یتیم جز به بهترین صورت نزدیک نشوید، تا به حد رشد برسد. و حق پیمانه و وزن را به عدالت ادا کنید. هیچ کس را، جز به مقدار توانایی تکلیف نمی‌کنیم. و هنگامی که سخنی می‌گویید، عدالت را رعایت نمایید، حتی اگر در مورد نزدیکان بوده باشد. این چیزی است که خداوند شما را به آن سفارش می‌کند تا متذکر شوید.
  1. وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا أُولَـٰئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ‎﴿أعراف: ٤٢﴾‏
    و کسانی که ایمان آورند و عمل صالح انجام دهند، اهل بهشتند و جاودانه در آن خواهند ماند. هیچ کس را جز به اندازه تواناییش تکلیف نمی‌کنیم.

این آیه در فضای آیه ۲۸ سوره اعراف آمده است که آن هم در مذمت تقلید بود و در مطلب آیه ۲۸ سوره اعراف توضیح داده شد.

  1. وَلَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا وَلَدَيْنَا كِتَابٌ يَنطِقُ بِالْحَقِّ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ ‎﴿مؤمنون: ٦٢﴾‏
    و ما هیچ‌کس را جز به مقدار توانش، تکلیف نمی‌کنیم. و نزد ما کتابی است که به حقّ سخن می‌گوید و به آنان هیچ ستمی نمی‌شود.
  1. وَالْوَالِدَاتُ يُرْضِعْنَ أَوْلَادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كَامِلَيْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَن يُتِمَّ الرَّضَاعَةَ وَعَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَكِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لَا تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَهَا لَا تُضَارَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا وَلَا مَوْلُودٌ لَّهُ بِوَلَدِهِ وَعَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذَٰلِكَ فَإِنْ أَرَادَا فِصَالًا عَن تَرَاضٍ مِّنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا وَإِنْ أَرَدتُّمْ أَن تَسْتَرْضِعُوا أَوْلَادَكُمْ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِذَا سَلَّمْتُم مَّا آتَيْتُم بِالْمَعْرُوفِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ‎﴿بقرة: ٢٣٣﴾
    و مادران فرزندان خود را دو سال تمام شیر دهند. برای کسی است که بخواهد دوران شیرخوارگی را تکمیل کند. و خوراک و پوشاک آنان، به طور شایسته، بر عهده پدر است. هیچ کس جز به قدر وسعش مکلف نمی‌شود. هیچ مادری نباید به سبب فرزندش زیان ببیند، و هیچ پدری نباید به خاطر فرزندش. و مانند همین بر عهده وارث هست. پس اگر بخواهند با رضایت و صوابدید یکدیگر، کودک را از شیر بازگیرند، گناهی بر آن دو نیست. و اگر خواستید برای فرزندان خود دایه بگیرید، بر شما گناهی نیست، به شرط آنکه چیزی را که پرداخت آن را به عهده گرفته‌اید، به طور شایسته بپردازید. و از خدا پروا کنید و بدانید که خداوند به آنچه انجام می‌دهید بیناست.

پس در مجموع اگر شریعت آسان است، تشخیص شریعت هم باید آسان باشد چون تفقه و شناخت دین هم یکی از دستورات شریعت است و از دین استثنا نیست.

آیات درباره آسانی قرآن

  1. وَقُرْآنًا فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَىٰ مُكْثٍ وَنَزَّلْنَاهُ تَنزِيلًا ‎﴿إسراء: ١٠٦﴾‏
    و قرآنی بخش‌بخش نمودیم، تا آن را به آرامی بر مردمان بخوانی، و آن را به تدریج فرو فرستادیم فرو فرستادنی.
  1. إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ تَنزِيلًا ‎﴿انسان: ٢٣﴾‏‏
    در حقیقت ما قرآن را بر تو به تدریج فروفرستادیم فرستادنی .‏

دو آیه فوق بیان می‌کنند که هر چند مفاهیم قرآن بسیار متعالی و سطح بالا هستند، ولی «ما آنها را پایین آورده‌ایم، پایین آوردنی» تا قابل استفاده باشد. به همین ترتیب علما هم حق ندارند با بالابردن نابجای مفاهیم قرآن آن را طوری جلوه بدهند که مردم احساس کنند از دسترس فهم آنان خارج است. بله هر چه انسان بیشتر دقت کند به مضامین متعالی‌تر و دقیق‌تر و پیچیده‌تری می‌رسد اما این مراتب بالای فهم نباید مستمسکی برای بریدن مردم از قرآن و خدای نکرده فراهم کردن جایگاه و موقعیت خاصی برای اهل دقت باشد. اوج هنر عالم دین است که مفاهیم پیچیده‌ای که درک کرد را به زبان ساده برای دیگران بیان و آنها را روشن کند نه اینکه آنها را به دنبال خود بکشاند. آیات زیر، سبک و روش خدا را بیان می‌کند و بر ما لازم است از علما هم همین روش را بخواهیم و اگر غیر از این انجام دادند رهایشان کنیم و سراغ عالم دیگری برویم:

  1. يُرِيدُ اللَّهُ لِيُبَيِّنَ لَكُمْ وَيَهْدِيَكُمْ سُنَنَ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ وَيَتُوبَ عَلَيْكُمْ ۗ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ‎﴿٢٦﴾‏ وَاللَّهُ يُرِيدُ أَن يَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَيُرِيدُ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الشَّهَوَاتِ أَن تَمِيلُوا مَيْلًا عَظِيمًا ‎﴿٢٧﴾ يُرِيدُ اللَّهُ أَن يُخَفِّفَ عَنكُمْ وَخُلِقَ الْإِنسَانُ ضَعِيفًا ‎﴿نساء: ٢٨﴾‏
    ‏خدا می‌خواهد برای شما توضیح دهد، و راه کسانی را که پیش از شما بوده‌اند به شما بنمایاند، و بر شما ببخشاید، و خدا دانای حکیم است. خدا می‌خواهد تا بر شما ببخشاید؛ و کسانی که از خواسته‌های دنیایی پیروی می‌کنند می‌خواهند شما دستخوش انحرافی بزرگ شوید(۲۷). خداوند می‌خواهد بر شما آسان گیرد. زیرا انسان، ضعیف آفریده شده است.

وقتی خدا اینطور می‌خواهد، چطور یک عالم می‌تواند جواب سوال کننده را اینطور بدهد که «تو نمی‌توانی بفهمی. نیازی نیست دنبال دلیل باشی، همینطور که به تو می‌گویم عمل کن و نگران درستی‌ آن نباش (تقوا نداشته باش)، اگر درست نبود، مسئولیتش با من»!

  1. وَجَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ هُوَ اجْتَبَاكُمْ وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِّلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِن قَبْلُ وَفِي هَـٰذَا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيدًا عَلَيْكُمْ وَتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلَاكُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلَىٰ وَنِعْمَ النَّصِيرُ ‎﴿حج: ٧٨﴾
    و در راه خدا چنانکه حق جهاد اوست جهاد کنید، اوست که شما را برگزیده و در دین بر شما سختی قرار نداده است. آیین پدرتان ابراهیم، او بود که قبلاً شما را مسلمان نامید، و در این، تا این پیامبر بر شما گواه باشد و شما بر مردم گواه باشید. پس نماز را برپا دارید و زکات بدهید و به پناه خدا روید. او مولای شماست؛ چه نیکو مولایی و چه نیکو یاوری.‏

عربی، بهانه‌ای برای سختی یا دلیلی بر آسانی؟!

گاهی زبان عربی به‌عنوان مانعی برای فهم دین معرفی می‌شود، در حالی که خودِ قرآن نگاه دیگری دارد. خداوند زبان عربی را زبانی مناسب برای تعقل و فهم عمیق دانسته و به همین دلیل قرآن را به این زبان نازل کرده است؛ چنان‌که می‌فرماید:

إِنَّا أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُون (یوسف: ۲).
إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ‎﴿زخرف: ٣﴾‏
ما آن را به صورت قرآنی عربی نازل کردیم/قرار دادیم باشد که تعقل کنید.

همچنین در سوره قمر، ضمن چهار بار تکرار آیه زیر، بر آسان بودن قرآن برای یادآوری و فهم تأکید شده است.

وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ ‎﴿قمر: ١٧، ۲۲، ۳۲، ۴۰﴾‏

و به درستی که آسان کردیم قرآن را برای ذکر، پس آیا پندگیرنده‌ای هست؟

آیات زیر هم با تعابیر مختلف زبان عربی قرآن را واضح و مبین دانسته‌اند:

وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّمَا يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِّسَانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَهَـٰذَا لِسَانٌ عَرَبِيٌّ مُّبِينٌ ‎﴿نحل: ١٠٣﴾‏

و می‌دانستیم که آنها خواهند گفت: «حتما بشری به او یاد داده است» زبان کسی که به او الحاد می‌ورزند اعجمی است در حالی که این زبانی عربی و مبین است.

بِلِسَانٍ عَرَبِيٍّ مُّبِينٍ ‎﴿شعراء: ١٩٥﴾‏
به زبان عربی مبین

قُرْآنًا عَرَبِيًّا غَيْرَ ذِي عِوَجٍ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ‎﴿زمر: ٢٨﴾‏

قرآنی بدون پیچ و تاب، باشد که تقوا پیشه کنند.

كِتَابٌ فُصِّلَتْ آيَاتُهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِّقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ‎﴿فصلت: ٣﴾‏

کتابی که آیاتش تفصیل داده شده است، قرآنی عربی برای قومی که دانش می‌ورزند.

نکته قابل توجه این است که مردمِ ۱۴۰۰ سال پیش، با امکانات بسیار محدودتر، مأمور به تفقه و فهم دین شده بودند. وقتی آن‌ها مکلف به اندیشیدن و فهم بودند، ما که امروز به ابزارهای فراوان‌تری مانند ترجمه‌ها، شرح‌ها و دسترسی آسان به عالمان دینی به صورت حضوری و غیرحضوری دست داریم، به‌مراتب مسئولیت بیشتری پیدا کرده‌ایم. در این مسیر، اعتماد به امامان و میراث علمی آنان نقش اساسی دارد.

راهکار نیز روشن است: اگر متنی عربی خوانده می‌شود و فهم آن دشوار است، می‌توان ترجمه خواست. اگر مسئله‌ای حساس یا سرنوشت‌ساز است، می‌توان از چند نفر اهل علم پرس‌وجو کرد. بنابراین عربی نه بهانه‌ای برای سخت‌گیری و فاصله گرفتن از دین، بلکه دلیلی بر امکان فهم، تعقل و آسان شدن مسیر شناخت است.

خطبه‌ای از نهج البلاغه

حضرت علی علیه‌السلام در خطبه 106 نهج البلاغه با چند تعبیر مختلف به آسانی و واضح بودن دین اشاره نموده‌اند:

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي شَرَعَ الْإِسْلَامَ فَسَهَّلَ شَرَائِعَهُ لِمَنْ وَرَدَهُ وَ أَعَزَّ أَرْكَانَهُ عَلَى مَنْ غَالَبَهُ، فَجَعَلَهُ أَمْناً لِمَنْ عَلِقَهُ وَ سِلْماً لِمَنْ دَخَلَهُ وَ بُرْهَاناً لِمَنْ تَكَلَّمَ بِهِ وَ شَاهِداً لِمَنْ خَاصَمَ عَنْهُ وَ نُوراً لِمَنِ اسْتَضَاءَ بِهِ وَ فَهْماً لِمَنْ عَقَلَ وَ لُبّاً لِمَنْ تَدَبَّرَ وَ آيَةً لِمَنْ تَوَسَّمَ وَ تَبْصِرَةً لِمَنْ عَزَمَ وَ عِبْرَةً لِمَنِ اتَّعَظَ وَ نَجَاةً لِمَنْ صَدَّقَ وَ ثِقَةً لِمَنْ تَوَكَّلَ وَ رَاحَةً لِمَنْ فَوَّضَ وَ جُنَّةً لِمَنْ صَبَرَ. فَهُوَ أَبْلَجُ الْمَنَاهِجِ وَ أَوْضَحُ الْوَلَائِجِ، مُشْرِفُ الْمَنَارِ، مُشْرِقُ الْجَوَادِّ، مُضِي‏ءُ الْمَصَابِيحِ، كَرِيمُ الْمِضْمَارِ، رَفِيعُ الْغَايَةِ، جَامِعُ الْحَلْبَةِ، مُتَنَافِسُ السُّبْقَةِ، شَرِيفُ الْفُرْسَانِ، التَّصْدِيقُ مِنْهَاجُهُ وَ الصَّالِحَاتُ مَنَارُهُ وَ الْمَوْتُ غَايَتُهُ وَ الدُّنْيَا مِضْمَارُهُ وَ الْقِيَامَةُ حَلْبَتُهُ وَ الْجَنَّةُ سُبْقَتُهُ‏.[2]
حمد باد خداوندى را كه اسلام را آشكار ساخت و براى تشنگان آن راه ورود به آبشخورش را آسان گردانيد و اركانش را استوارى بخشيد تا كسى را ياراى چيرگى بر آن نباشد. و آن را امان قرار داد براى كسى كه چنگ در آن زند و نشان صلح و آرامش براى كسى كه بدان داخل شود.
اسلام برهان است، براى كسى كه بدان سخن گويد و گواه است براى كسى كه بدان دادخواهى كند و روشنايى است براى كسى كه از آن روشنى طلبد و فهم است براى كسى كه در آن تعقل كند و خرد است براى كسى كه در آن تدبّر جويد و نشانه است براى كسى كه در پى نشانه باشد و بينايى است براى كسى كه عزيمت كارها كند و عبرت است براى كسى كه پند گيرد و رهايى است براى كسى كه تصديقش كند و اعتماد است براى كسى كه توكّل كند و راحت است براى كسى كه كارش را به خدايش واگذارد و سپر است براى كسى كه شكيبايى ورزد.
اسلام روشن ترين راه هاست و واضح ترين مذهبها است. مرتفع است نشانه هاى او، تابناك است طريق او و تابان است چراغهاى او. سبقت در ميدان مسابقه اش ارجمند است و پايان مسابقه اش والاست. گرد آورنده شهسواران است كه براى ربودن جايزه بر يكديگر پيشى گيرند. سواركارانش بس ارجمندند. تصديق آوردن، راه روشن اوست و اعمال نيك و پسنديده علامت اوست. مرگ پايان مدت، و دنيا جاى مسابقت و مكان دوانيدن اسبهاى آن قيامت است و بهشت جايزه كسى است كه در مسابقت پيش افتد.

خودمان دین را سخت نکنیم

موضوع مهم دیگر این است که وقتی خدا اراده و برنامه‌ریزی کرده که دین سخت نباشد، ما هم نباید دین را برای خود و دیگران بی‌جهت دشوار کنیم. نیازی نیست هر کسی تمام احکام و دلایل را از نو و به صورت مستقل استخراج کند، همانطور که در دیگر علوم کسی فرمول‌ها و دانش‌های اثبات شده قبلی را از نو کشف نمی‌کند. کافی است رجوع به متخصص و عالم دین انجام شود، اما همانطور که در دیگر علوم هیچ کس گزاره‌ای را به صرف اینکه فلان دانشمند یا مجموع دانشمندان قبلی گفته‌اند نمی‌پذیرد و اگر لازم باشد دلایل آنها را بررسی می‌کنند، در دین هم رجوع باید همراه با مطالبهٔ دلیل و فهم باشد، نه تقلیدی.

از طرف دیگر، یکی از وظایف اصلی عالم دین آن است که راهی برای توضیح ساده‌تر آیات و معارف الهی پیدا کند؛ این کار از فرو رفتن در ریزه‌کاری‌های غیرضروری برخی احکام، اولویت بیشتری دارد. هر کس به هر بهانه‌ای فهم دین خدا را دشوار جلوه می‌دهد و خواسته یا ناخواسته مردم را به این باور برساند که باید عقل خود را کنار بگذارند و بدون پرسش از دلیل و بدون یادگیری، صرفاً از دیگران پیروی کنند، طاغوت است؛ چه آگاهانه چنین کند و چه ناآگاهانه. البته که حقیقت از مو باریک‌تر است و ظرائف بسیاری دارد اما باید اجازه داده شود هر کسی در حد توان خود در دریای معارف عمیق شود نه اینکه بیشتر مردم را از آن بترسانیم و دور نگه داریم و بگوییم آنها در یک حد خاصی بایستند و جلوتر نروند تا عالمان دین بروند و تفقه کنند و هر چه آوردند دیگران بدون یادگیری به آن بسنده کنند.

هرچند حقیقت ظریف است، اما باید بین ریزه‌کاری‌های موثر و غیرموثر هم تفکیک قائل شد و دومی را کنار گذاشت. در مواردی که جزئیات به‌صراحت بیان نشده‌اند، اگر آن جزئیات ضروری نیستند، نباید بیش از حد در آن‌ها کندوکاو کرد و موجب سخت شدن دین شد. نام‌گذاری بزرگ‌ترین سورهٔ قرآن به «بقره» نیز به همین مناسبت است؛ چرا که بنی‌اسرائیل با پرسش‌های بی‌مورد، فرمان سادهٔ ذبح گاو را بر خود سخت کردند. امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام نیز در خطبه‌های ۱۷ و ۱۸ نهج‌البلاغه به این نکته اشاره می‌کنند که برخی علما چیزهایی را گرد آورده‌اند که اندکِ آن از بسیارش بهتر است؛ یعنی افراط در جزئیات و تکلف، نه تنها سودمند نیست، بلکه گاه مانع فهم درست دین می‌شود. مطمئنا مردم می‌توانند به کمک علما به این تشخیص برسند که مثلا ریز شدن در اینکه چرا تعداد رکعات نماز به عدد فعلی است تاثیری ندارد و هر عدد دیگری هم می‌بود باز سوال مشابهی پیش می‌آمد، اما در احکامی که متضمن حق الناس است باید بیشتر دقیق بود.

نابرده رنج گنج میسر نمی‌شود

هرچند دین خدا سخت نیست، ولی هیچ چیز با ارزشی هم بدون زحمت به دست نمی‌آید، دیگر چه برسد به علم به حقیقت، که با ارزشترین گمشده بشریت است. کافی است به مهربانی و بخشندگی خدا ایمان و اعتماد داشته باشیم و در حد توان تلاش خود را بکنیم. این فرمایش حضرت علی(ع) را بسنجیم و بپذیریم واقعا «سختی در راه حق بهتر از آسانی در توهم باطل است[3]». و این نکته نیز حائز اهمیت است که خود تلاش منجر به آسانی می‌شود، همانطور که آیه شریفه می‌فرماید:

وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ ‎﴿عنكبوت: ٦٩﴾‏
 
و کسانی که در راه ما کوشیده‌اند، به یقین راه‌های خود را بر آنان می‌نماییم و در حقیقت، خدا با نیکوکاران است.

همچنین مطمئن باشیم که اگر با برنامه‌ریزی و اولویت‌بندی کارها زمانی را برای دقت در درستی کارهایمان صرف کنیم، اوضاع اقتصادی که در نگاه اول مانعی به نظر می‌رسند هم بهتر خواهند شد. در تایید این موضوع، آیات و احادیثی هم داریم که وضع بهتر اقتصادی را به تقوا گره زده‌اند و تقوا یعنی همین دغدغه پیدا کردن کار درست و وقت و مایه گذاشتن برای آن. همچنین بی‌تقوایی یعنی بی اعتنایی به اینکه چه کاری درست است و چه کاری نیست و سرسری گرفتن احکام و دیانت و سپردن آن به دیگران با توجیه اینکه ما کار مهم‌تری برای انجام داریم. برای نمونه:

وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَىٰ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَـٰكِن كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ  ‎﴿أعراف: ٩٦﴾‏

و اگر اهل شهرها و آبادی‌ها ایمان آورده و به تقوا گراییده بودند بی‌گمان برکاتی از آسمان و زمین بر ایشان می‌گشودیم. ولی تکذیب کردند؛ پس آنان را به آنچه به دست آورده بوده‌اند برگرفتیم. (۹۶)

برای مطالعه بیشتر درباره ارتباط تقلید نکردن با تقوا، مطلب «از بین رفتن تقوی» را ببینید. آیه فوق ضمن اینکه ایمان و تقوی را شرط گشایش و برکات آسمانی و زمینی می‌داند، کسب کردن خلاف آن را هم مایه گرفتاری اعلام می‌کند. همینطور آیه دیگری از همان سوره اعراف می‌فرماید:

الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَهْوًا وَلَعِبًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا فَالْيَوْمَ نَنسَاهُمْ كَمَا نَسُوا لِقَاءَ يَوْمِهِمْ هَـٰذَا وَمَا كَانُوا بِآيَاتِنَا يَجْحَدُونَ  ‎﴿أعراف: ٥١﴾‏

آنان که دین خود را سرگرمی و بازی پنداشتند، و زندگی دنیا مغرورشان کرد. پس همان گونه که آنان دیدار امروز خود را از یاد بردند، و آیات ما را انکار می‌کردند، ما امروز آنان را از یاد می‌بریم.


تبادل نظر در تلگرام

صفحه بالادستی: تقلید از نگاه عقل

بازگشت به: فهرست



  1. مطالب فصل «تقلید در قرآن و روایات» را ببینید. ↩︎

  2. نهج البلاغه، خطبه ۱۰۶، مشاهده ↩︎

  3. این حدیث را اولین بار از آقای سلیمانی اردستانی شنیدم در جواب ایرادی که به سختی تفقه برای مردم گرفته بودم. ↩︎