از بین رفتن تقوی
فساد دیگری که تقلید به وجود میآورد و تا حد زیادی مرتبط با دو مشکل قبلی یعنی عدم مسئولیتپذیری و عبادت آگاهانه است، این است که تقوی در تکتک افراد از بین میرود و از جامعه رخت برمیبندد. ترجمه کلمه تقوی به فارسی یکی از چالشهای مترجمین بوده است چون از ریشه ترس است ولی همیشه سوال بوده است که اگر خدا مهربان است چرا این همه تاکید شده که «اتقوا الله» از خدا بترسید. از همین رو «پرهیز»، «پروا» و «پارسایی» را هم برای آن به کار بردهاند ولی باز هم «از خدا پرهیز/پروا/پارسایی کنید» در فارسی گویا نیست. ولی اگر از این منظر نگاه کنیم که باید همیشه بترسیم که آیا کار درست و خداپسند را پیدا و عمل کردهایم یا نه و همیشه «دغدغه خدا و خواست او را داشته باشیم» یا به تعبیری همیشه «در حال بررسی درستی کارها» باشیم، معنایش رساتر میشود و به مفهوم پرهیزکاری و پارسایی هم نزدیک است[1]. و این تقوی و بررسی مدام چیزی است که در اثر تقلید نابود میشود چرا که بنا به تعریف، تقلید یعنی پیروی «بدون بررسی» همانطور که در مطلب تعریف تقلید از قول آقای سیستانی ذکر شد.
از تعریف نظری که بگذریم، از دیدگاه عملی هم، اسلام همواره انسان را در حالت خوف و رجا، مراقبت، جستوجوی حق، کشف خطا، بازگشت و توبه میخواهد. اما در شیوه تقلید، مرجع مینویسد: «عمل به این رساله انشاءالله مُجزی است» و مقلّد نیز چون گمان میکند مسئولیت بر عهدهٔ مرجع است، از عواقب عمل خود غافل میشود و به تنها چیزی که فکر نمیکند، درستی کارش است. جستجوی کار حق و کشف خطا که به عهده مرجع گذاشته شده است، ولی حتی اگر مرجع متوجه اشتباهش شود و فتوایش را تغییر دهد، مقلد که لزومی نمیبیند از کارهایی که قبلا کرده است توبه کند، چون که خود را مقصر نمیداند، حقهای اجتماعیای هم که احیانا در این میان ضایع شده است، تا قیامت بلاتکلیف میماند. البته اگر مرجعی فتوایی در باب روابط با دیگران را تغییر دهد. به نوعی میتوان گفت دین به آیینی ایستا و راکد تبدیل میشود؛ چیزی که امروز در قالب «فقه مشهور» شاهد آن هستیم.
این را به عنوان یک #چالش مطرح میکنیم. اولین و آخرین باری که مرجعی فتوایی اجتماعی را تغییر داده و اصلاح کرده است چه زمانی بوده و حقوق پایمال شده قبلی را چه کسی اعاده کرده است؟ اگر چنین چیزی اتفاق نیفتاده، آیا میتوانیم بگوییم همه آنها درست بودهاند و هیچ حقی تاکنون در اثر فتواها ضایع نشده؟ با وجود اختلاف فتاوا و مجاهدتهای شبانهروزیای که علما و کارشناسان زیردستشان برای دقت و بازبینی فتاوا میکنند، باید محتمل باشد که یکی از طرفین اختلاف متوجه اشتباه خود شده و فتوایش را اصلاح کرده باشد. به خصوص در مسائل اجتماعی که برخلاف مسائل فردی، از پیچیدگیها و حساسیتهای زیادی برخوردار است.
اهمیت تقوا به حدی بالاست که خدا هدف خلقت انسان را عبادت و هدف عبادت را متقی شدن میداند:
وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ﴿ذاریات ٥٦﴾
نیافریدم جن و انس را مگر برای اینکه مرا بندگی کنند.
يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ﴿بقره ٢١﴾
ای مردم، بندگی پرودگارتان را کنید که شما را و کسانی که قبل از شما بودند خلق کرد، باشد که پارسایی پیشه کنید.
باید دقت کرد که خدا بینیاز مطلق است و هیچ نیازی به خم و راست شدن و قربانی کردن و وجوهات و دیگر ظواهر عبادتی که ما انجام میدهیم ندارد. منظور از پرستش، انجام کارهای خوب به خصوص در سختیها و آزمایشها است آن هم با هدف رشد و بهتر شدن خود انسان که آن هم از مسیر تقوای الهی میگذرد. و مهمترین شکل تقوا که بررسی درستی و غلطی اعمال و دغدغه درستی کارها داشتن است، در ساز و کار تقلید جایی ندارد. مردم عمده این تقوا و دغدغهای که برای تشخیص و بررسی خدایی بودن کارها قبل و بعد از انجام کار نیاز است را به مرجع تقلید واگذار کرده و خود با خیال راحت اجرا میکنند، به این امید که در قیامت مرجع به جای آنها جواب خواهد داد. همین الان هم که این جملات را میخوانند از خود میپرسند مگر قرار است مرجع حکم اشتباهی به ما بدهد که بخواهیم جواب بدهیم؟ مگر ممکن است اشتباه کرده باشند؟!
آیاتی که تقوا را به تقلید و عدم تقلید ربط میدهند
در دفاع از اینکه پیروی از روی علم یعنی جستجوی کار خدایی و در نتیجه تقوای بیشتر و همچنین در دفاع از اینکه تقلید یعنی پیروی بدون علم و در نتیجه تقوای کمتر، در این قسمت آیههای مربوط به تقلید که در مطلب «تقلید در قرآن و روایات» مرور شد را بازبینی میکنیم از این لحاظ که آیا به تقوی اشارهای کردهاند یا خیر؟
- آیه ۱۷ و ۱۸ سوره زمر که در مورد یستمعون القول و یتبعون احسنه (شنیدن مدام حرفها و پیروی بهترین آنها) بود، آیه قبلش یعنی ۱۶ اینطور تمام میشود که «یا عباد فاتقون» (ای بندگانم تقوای مرا پیشه کنید) و آیه ۲۰ هم میفرماید «لکن الذین اتقوا ربهم لهم غرف …» (ولی کسانی که تقوای پروردگارشان را پیشه کردند برایشان غرفههایی در بهشت است).
تکمیل میشود.
مطلب بالادستی: تقلید چه ضررهایی دارد؟
آقای خالد آذری کار پژوهشی مفصلی در مورد کلمه تقوا در قرآن انجام و نشان دادهاند که در بین تمامی افعال امری قرآن، فعل اتقوا بیش از هر امر دیگری در قرآن تکرار شده است. ایشان معنای «حواستان به خدا باشد» را برای «اتقوا الله» پیشنهاد کردهاند. مشاهده. باز هم میتوان گفت کسی که به دلیل و درست و غلط کارهای دینیش اعتنایی نمیکند، در اصل حواسش به خدا نیست و موقع تصمیمگیری برای یک کار، انتظار دارد مرجعش حواس خود را به خدا جمع کند. ↩︎