تقلید از نگاه عقل
در فصل قبل، ادله نقلی تقلید مرور و نشان داده شد نه تنها در قرآن و حدیث هیچ توصیه معتبری به تقلید نشده است، بلکه به شدت و به کرات از آن نهی و بدگویی شده است. و در نقطه مقابل، آیات و احادیث متعدد با تعابیر بسیار عمومی و صریح، تفقه و کسب علم نافع را بر همه مسلمانان فرض و لازم اعلام کردهاند (و چه علمی نافعتر از علمی که وضعیت آخرت مردم را مشخص کند)[1]. در این فصل به بررسی دلایل عقلی که برای تقلید ارائه شده است پرداخته میشود. در این زمینه، قول مشهور این است که سیره عقلا تقلید را تجویز میکند و این سیره و روش عقلا مبتنی بر چند گزاره اولیه است. یکی لزوم رجوع به متخصص و دیگری سختی شناخت احکام دین است. در ادامه این استدلالها جواب داده خواهد شد.
دین با دیگر علوم تخصصی تفاوت دارد
دین قابل تقسیم به اصول و فروع نیست
تعالی انسان در گرو اندیشه است.
بازگشت به: فهرست
به عنوان یک نمونه در تایید اینکه ادله روایی هیچکدام معتبر نیستند، آقای شهیدیپور در درس خارج اصول فقه خود اینطور آوردهاند: «نتیجه مباحث ذکر شده در مورد روایات این است که حتی یک روایت تام السند و الدلاله که نسبت به جواز تقلید اطلاق داشته باشد، وجود ندارد بلکه اصل جواز تقلید هم از این روایات قابل استفاده نیست. تنها دلیل ما بر جواز تقلید، سیره متشرعه و مقدمات انسداد است.»، مشاهده منبع ↩︎