دین با دیگر علوم تخصصی تفاوت دارد

استدلال اینکه «ما در همه علوم تخصص نداریم و به متخصص رجوع می‌کنیم، پس در دین هم همینطور»، استدلال معروفی است اما درست نیست. بین رجوع مردم به کارشناس در مسائل علوم دیگر با مسائل دین تفاوت‌هایی اساسی هست که در این مطلب به آنها پرداخته خواهد شد.

در اعمال دینی آگاهی شرط است

تفاوت عمده دین با دیگر علوم این است که در دین و اعمال دینی، آگاهی فرد انجام دهنده شرط است.در پزشکی، معماری، مکانیکی آگاهی ملاک نیست. مثلا اگر برای ساختن خانه به یک معمار رجوع کردیم و معمار گفت با این نقشه یا روش خاص بساز و ما هم بدون فهمیدن دلیل ساختیم، هدف تامین می‌شود و مشکلی نیست. یا حتی اگر کل کار را به او سپردیم، و او بدون اطلاع و بدون رضایت ما خانه را ساخت، شاید باز هم هدف ما که داشتن خانه‌ای خوب است، تامین بشود. همینطور در پزشکی، اگر دکتر داروی خاصی را تجویز کند و بیمار هم استفاده کند، حتی اگر نداند آن دارو چیست و چرا مفید است، در نهایت اثر خود را می‌گذارد و سلامتی حاصل می‌شود، ان‌شالله. حتی شاید فرد بیهوش باشد و دارویی به او تزریق کنند، بدون اینکه بیمار هیچ آگاهی‌ای داشته باشد اثر می‌کند.

اما در تمام اعمال دین، آگاهی فرد انجام دهنده تعیین‌کننده قبولی است. یعنی در رجوع مردم به کارشناس دین، اگر مثلا به مردم آمپول نماز بزنند و آنها از آن به بعد نمازخوان بشوند ارزشی ندارد، هدف تامین نمی‌شود[1]. اگر به فردی حکم شود که «نماز خوب است، نماز بخوان»، و فرد هم خواند، آن چیزی که از نماز می‌فهمد را بهره می‌برد، و اگر هیچ چیز نفهمد هیچ بهره‌ای نمی‌برد. اگر فرد فقط در این حد متوجه شد که نماز برای رضای خدا واجب است و نخواندنش خدا را ناراضی می‌کند و باعث جهنم می‌شود، نماز ترسوها را می‌خواند و در همین حد هم بهره می‌برد و شخصیت ترسویی بار می‌آید. اگر کسی اینطور متوجه شد که نماز برای نشان دادن یاغی نبودن به درگاه خدا است، نماز مغرورها را می‌خواند و چنین شخصیتی می‌شود، چرا که فکر می‌کند در درگاه خدا فرد مهمی است و یاغی بودن و نبودنش برای خدا یا دیگر بنده‌های خدا اهمیتی دارد. کسی که فقط در این حد فهمید که نماز برای ذکر خدا است، ممکن است تصور کند خدا نگران است به فراموشی سپرده شود، و برای همین به همه دستور داده او را یاد کنند، چنین فردی خودش عاشق توجه دیگران می‌شود و چه بسا هر کاری بکند تا مورد توجه دیگران قرار بگیرد.

پس برای اینکه نمازگزار بهره درست و کامل از نماز ببرد باید فهم خود از چرایی نماز را کامل کند. باید بداند که دلیل نماز دوری از فحشا و منکر هم هست. باید بداند که نماز برای بودن با جماعت و کنار گذاشتن تفاوت‌ها و اختلافات هم هست، و همه دیگر دلایلی که در قرآن و حدیث ذکر شده است. و آنچه گفته شد فقط برای نماز نیست، به طور کلی ذات، چگونگی، و کیفیت همه اعمال به نیتی که از آن اعمال داریم بستگی دارد و اجر و بهره‌ای هم که می‌بریم و شخصیتی‌ که در خود رشد می‌دهیم باز به همان نیت برمی‌گردد. (برای خمس، حج، جهاد و تمام دیگر احکام می‌توان مثال‌های مشابهی زد و در آن صورت خواهیم دید که نمونه‌های بسیاری از آنها در اطراف خود ما عملا اتفاق افتاده و تجربه شده است.)

و این نیت که تا این حد مهم و تاثیرگذار است، جز با آگاهی، تفکر، اندیشه، و پیگیری دلیل، خالص و غنی و عمیق نمی‌شود. دنبال کردن سرنخ‌ها تا رسیدن به دلیل، سنجش دلایل مختلف، و ارزیابی آنها در دنیای واقع به شکل گرفتن این آگاهی کمک می‌کند؛ و برعکس، تقلید، یعنی بررسی نکردن دلیل، تعطیلی فکر و اندیشه درباره عمل با توجیهاتی از قبیل «متخصص فکر همه جایش را کرده است، مقلد فقط انجام بدهد و بگذرد، کاری به دلیل نداشته باشد، ان‌شالله مجزی است، اگر هم نبود، مسئولیتش با متخصص است!» آگاهی را نابود می‌کند. دقت کنید در این بحث، درستی حکم ملاک اول نیست، یعنی چه بسا فتوا درست باشد، ولی همین که تعامل و ارتباط فکری فرد انجام دهنده با دلایل عمل قطع شد، آگاهی و نیت هم قربانی می‌شود. و همین قضیه در بحث رفع مسئولیت هم صادق است؛ صرف مسئولیت داشتن، آگاهی را از صفر به نزدیک صد می‌رساند و رفع مسئولیت، آگاهی را کاهش می‌دهد و فضا را برای خواب آماده می‌کند، حتی اگر حکم درست باشد.

از این رو، کار کارشناس دین این است که آگاهی را بالا ببرد. مردم را با دلایل و چرایی احکام آشنا کند و چشمانشان را به کلام خدا و معصوم(ع) باز کند. شبیه به یک معلم یا استاد دانشگاه که کمک می‌کند رجوع‌کننده خودش عالم بشود، و در هر مساله‌ای با به کار بردن اندوخته‌هایش و حتی جستجو در منابع و پرسیدن سوال درست از دیگران، راه حل درست را پیدا کند، نه اینکه به شاگرد بگوید «چون و چرایش برای تو سخت است، به دلیلش کاری نداشته باش، همینطوری ببین من چکار می‌کنم تو هم همان کار را بکن».

ارزیابی اعمال دینی تا قیامت مشخص نمی‌شود

تفاوت اساسی دیگر این است که در پزشکی، معماری، مکانیکی و دیگر علوم مشابه، تکلیف مراجعه‌‌کننده دیر یا زود مشخص می‌شود و مردم متوجه میزان مهارت مرجع می‌شوند و طبق آن تصمیم می‌گیرند که کدام متخصص خوب است یا نیست. ولی در دین تکلیف بسیاری از مسائل اختلافی تا روز قیامت مشخص نیست. برای مثال، کسی نمی‌تواند به طور قاطع مشخص کند که یک وام بانکی که با شرایط خاصی گرفته و باز پس داده می‌شود، آیا از نظر خدا پذیرفتنی است یا خیر.

به علاوه، در تقلید چون مرجع می‌گوید مسئولیت درست و غلطی کار به عهده من است و مقلدین کاری به آن نداشته باشند، من در قیامت جواب می‌دهم، حتی اگر مقلدین از کاری نتیجه بد بگیرند، باز هم توجه‌شان به درستی و اشتباهی کارشان جلب نمی‌شود، و اگر پیگیر قضیه بشوند به همه چیز فکر می‌کنند الا اینکه ممکن است فتوا اشتباه بوده باشد. مثلا ارث را طبق فتوا تقسیم می‌کنند و می‌بینند که یکی از طرفین پس از مدتی دچار مشکلات عدیده شد و به تعبیر کنایی، به خاک سیاه نشست ولی از دید آنها اشکال همه چیز ممکن است باشد الا فتوایی که طبق آن تقسیم شده. چون درباره فتوا خود را مسئول نمی‌دانند و نظر مرجع اعلم را نظر خدا گرفته‌اند، یا اصلا به احتمال اشتباه بودن فتوا فکر نمی‌کنند، یا اینکه نتیجه می‌گیرند خدا اینطور خواسته و مقدر کرده که این فرد با این مشکلات مواجه بشود و این بخشی از امتحانات خداست!

دین نامحدود و زیربنای همه چیز است

دین بسیار پایه‌ای است و تمامی زمینه‌ها را تحت تاثیر خود قرار می‌دهد ولی حوزه‌های تخصصی محدود هستند. برای مثال اگر یک پزشک در مورد خانه‌سازی توصیه‌هایی بکند ما از او نمی‌پذیریم و از او می‌خواهیم در کاری که تخصص ندارد دخالت نکند مگر اینکه دلیل روشنی بیاورد. ولی عالم دین در همه زمینه‌ها نظر می‌دهد و مثلا اگر مراجعه به نوع خاصی از پزشک و معمار را توصیه یا منع کند ما ترتیب اثر می‌دهیم. همه ما این گزاره را شنیده‌ایم که دین برای همه ابعاد زندگی برنامه دارد و خط مشی مشخص کرده است. پس نمی‌توان آن را با هیچ بُعد منفردی مقایسه کرد.

یک عالم دین اگر فردی در آن‌سوی دنیا را مرتد اعلام کند، کسانی بلند می‌شوند و به آنجا می‌روند تا به خیال خودشان حکم خدا را اجرا کنند، کی و کجا یک پزشک می‌گوید من در وجود فردی یک ویروس پیدا کرده‌ام که قطعا شما را می‌کشد پس لازم است بروید و او را هر چه زودتر بکشید یا حتی محدود و قرنطینه کنید؟ به فرض که پزشک مورد اعتماد شما بگوید، و صد پزشک دیگر هم‌قطار با او هم تایید کنند، آیا کسی می‌تواند بدون پرسیدن از دلیل و مدرک آنها، صرفا چون نظرشان این است، آن فرد را محدود کند، دیگر چه برسد که به قتل برساند؟ کی و کجا یک معمار می‌گوید طبق تخصص من ستون خانه فلانی در آن‌سوی دنیا باید خراب شود و کسانی راه بیفتند که تخصص او را پیاده کنند؟! انصاف بدهید که دین به هیچ‌وجه قابل قیاس با دیگر تخصص‌ها نیست و تقلید بر‌نمی‌دارد.


مطالب مرتبط:

در مطلب «چندرسانه‌ای» هم آقای ملکیان طی سخنانی به تفاوت‌های دین و دیگر تخصص‌ها اشاره می‌کنند.

تبادل نظر در تلگرام

صفحه بالادستی: تقلید از نگاه عقل

بازگشت به: فهرست



  1. این مثال از آقای سلیمانی اردستانی نقل شده و حق معنویش برای ایشان محفوظ است. ↩︎