دستور معصومین(ع) به تفقه همگانی

با جستجوی کوتاهی در منابع حدیث شیعه، به احادیث متعددی که برمی‌خوریم که با صراحت تمام و تاکید بسیار، دستور به تفقه و تلاش برای شناختن امور دینی داده‌اند. در این فصل تعدادی از این احادیث مرور می‌شود. نکته قابل توجه این است که خطاب همه این احادیث به عموم مردم است و در هیچ یک از آنها دستور تفقه به گروه خاصی منحصر نشده است. همچنین در هیچ یک از آنها دستور تفقه فقط به اعتقادات و اصول دین منحصر نشده است و اصلا اشاره‌ای به چنین تقسیم‌بندی‌ای نشده است.

نکته دیگر اینکه، علیرغم تعدد احادیث و صراحت آنها، تقلید تمام دستورات زیر را تعطیل کرده است. تا وقتی قرص خواب یا مسکنی مثل تقلید هست، تا وقتی مرجع تقلید به مردم می‌گوید به این رساله عمل کنید ان‌شالله مجزی است، اگر هم مجزی نبود مسئولیتش با من، دیگر کسی لزومی و ضرورتی نمی‌بیند به دنبال آنچه احادیث زیر به ما تکلیف کرده‌اند برود!

احادیث با کلیدواژه تفقه

  1. امام صادق(ع): عليكم بالتفقه في دين الله ولا تكونوا أعرابا فإنه من لم يتفقه في دين الله لم ينظر الله إليه يوم القيامة و لم يزك عملا.[1]

بر شما باد تفقه و فهمیدن دین خدا و بادیه نشین نباشید، زیرا هر که دین خدا را نفهمد، خداوند در روز قیامت به او نظر نمی کند و اعمالش پاک نمی شود.

  1. امام علی(ع): لا خَيرَ في عِبادَةٍ ليسَ فيها تَفَقُّهٌ.[2]

در عبادتی كه با شناخت توأم نباشد، خیرى نهفته نیست.

  1. امام على(ع): ألا لا خَيرَ في قِراءةٍ ليسَ فيها تَدَبُّرٌ ، ألا لا خَيرَ في عِبادَةٍ ليسَ فيها تَفَقُّهٌ .[3]
    بدانید كه در قرآن خواندنى كه با تدبّر همراه نباشد، خیرى نیست؛ بدانید كه در عبادتى كه با فهم و اندیشه توأم نباشد، خیرى نیست.
  1. امام على(ع): اَ يُّهَا النّاسُ! لا خَيْرَ فى دينٍ، لا تَفَقُّهَ فيهِ وَ لا خَيْرَ فى دُنيا، لا تَدَبُّرَ فيها وَ لا خَيْرَ فى نُسُكٍ، لا وَرَعَ فيهِ.[4]

ای مردم، دینی که در آن فهم و آگاهى نباشد، خیرى در آن نیست و زندگى اى كه همراه با تفكّر نباشد، خیرى در آن نیست و عبادتى كه همراه با تقوا نباشد، خیرى در آن نیست.

  1. امام على(ع) ـ در سفارش به فرزند خود حسن(ع) فرمود: و خُضِ الغَمَراتِ للحَقِّ حَيثُ كانَ ، و تَفَقَّهْ في الدِّينِ .[5]

    براى یافتن حق، هر جا كه باشد، در گردابهاى سخت فرو رو و در دین تفقه کن.

  1. امام زین العابدین(ع): لا عِبادَةَ إلّا بالتَفَقُّهِ.[6]

    هیچ عبادتى جز با شناخت ارزش ندارد.

  1. امام كاظم(ع): تَفقَّهُوا في دِينِ اللّه، فإنَّ الفِقهَ مِفتاحُ البَصيرَةِ، و تَمامُ العِبادَةِ، و السَّببُ إلَى المَنازِلِ الرَّفيعَةِ و الرُّتَبِ الجَليلَةِ في الدِّينِ و الدنيا، و فَضلُ الفَقيهِ علَى العابِدِ كَفَضلِ الشَّمسِ علَى الكواكِبِ، و مَن لم يَتَفَقَّهْ في دِينِهِ لم يَرضَ اللّه ُ لَهُ عَمَلاً.[7]

در دین خدا فقیه و دانا شوید؛ زیرا فقه كلید بصیرت است و مایه كمال عبادت و وسیله رسیدن به مقامات بلند و مراتب عالى دینى و دنیایى. برترى فقیه بر عابد، همچون برترى خورشید است بر ستارگان و هر كه در دين خود دانا و فقيه نشود، خداوند هيچ عملى را از او نپسندد.

  1. پيامبر خدا (ص): قَليلُ الفِقهِ خَيرٌ مِن كثيرِ العِبادَةِ.
    شخصى كه اندك فقهى بداند بهتر از شخصى است كه بسيار عبادت مى كند .كنز العمّال : 28794.

  2. پيامبر خدا(ص): خَيرُ العِبادَةِ الفِقهُ .
    بهترين عبادت، تفقّه (فهم) است. كنز العمّال : 28909.

  3. پيامبر خدا(ص): مَن تَفَقَّهَ في دِينِ اللّه ِ كَفاهُ اللّه ُ هَمَّهُ و رَزَقَهُ مِن حَيثُ لا يَحتَسِبُ .
    هر كه در راه آموختن و فهميدن دين خدا بكوشد، خداوند خواهش و روزى او را، از جايى كه گمانش را هم نمى‌برد تأمين كند. كنز العمّال : 28855.

یکی از عمده‌ترین توجیهاتی که مردم برای تقلید می‌آورند این است که ما مشغله‌های زندگی را داریم و فرصت نمی‌کنیم دلایل احکام دینی خود را دنبال کنیم. در این حدیث حضرت ضمانت می‌کنند که هرکس در دین خدا تفقه کند خدا هم و غمش را کفایت می‌کند و رزق و روزیش را از راهی که فکرش را هم نمی‌کند تامین می‌کند.

  1. پيامبر خدا(ص): اُفٍّ لِكُلِّ مُسلمٍ لا يَجعَلُ في كُلِّ جُمعَةٍ.(قال المجلسيّ رضوان اللّه عليه : المراد بالجمعة الاُسبوع؛ تسميةً للكلّ باسم الجزء.) يَوما يَتَفَقَّهُ فيهِ أمرَ دِينِهِ و يَسألُ عن دِينِهِ.[8]

اُف بر هر مسلمانى كه هفته اى يك روز را به كار آموختن امور دينى خود و پرسيدن درباره دينش اختصاص ندهد.

  1. امام على(ع): تَفَقَّهْ فِي الدِّينِ ؛ فإنَّ الفُقَهاءَ وَرَثَةُ الأنبياءِ. [9]

    در دين فقيه (دانا) شو؛ زيرا كه فقيهان وارثان پيامبرانند.

  1. امام على(ع): إذا أرادَ اللّه ُ بعَبدٍ خَيرا فَقَّهَهُ في الدِّينِ، و ألهَمَهُ اليَقينَ.[10]

هرگاه خداوند خير بنده اى را بخواهد، او را در دين فقيه گرداند و يقين در دلش افكند.

  1. امام باقر(ع): الكَمالُ كُلُّ الكَمالِ التَّفقُّهُ فِي الدِّينِ و الصَّبرُ عَلَى النّائِبَةِ و تَقديرُ المَعيشَةِ.[11]

همه كمال در شناخت عميق دين و شكيبايى در پيشامدهاى ناگوار و اندازه نگاه داشتن در زندگى است.

  1. حضرت على(ع) فرمود: لِيَتَأَسَّ صَغِيرُكُمْ بِكَبِيرِكُمْ،وَلْيَرْأَفْ كَبِيرُكُمْ بِصَغِيرِكُمْ؛وَلاَ تَكُونُوا كَجُفاةِ الْجـاهِلِيـَّةِ:لاَ فِي الدِّينِ يَتَفَقَّهُونَ، وَلاَ عَنِ اللّه ِ يَعْقِلُونَ؛كَقَيْضِ بَيْضٍ فِي إِداحٍ يَكُونُ كَسْرُها وِزْرا،وَيُخْرِجُ حِضانُها شَرّا.
    مى بايد كوچكترانتان از بزرگترانتان الگو گيرند و بزرگتران نيز با كوچكتران مهربان باشند. و هم چون جفاپيشگان جاهليت نباشيد كه نه در دين ژرف مى نگرند و نه از خداوند انديشه اى درست دارند، چونان تخمى مرموز در لانه مرغان، كه شكستنش و بال است و اگر بماند چه بسا از درونش شرى برون آيد. نهج البلاغه، الخطب : 164.

  2. امام باقر(ع): لَو اُتيتُ بِشابٍّ مِن شَبابِ الشّيعَةعِ لا يَتَفَقَّهُ فِي الدّينِ لأََوجَعتُهُ.
    اگر جوانى از جوانان شيعه را بيابم كه در پىِ كسب آگاهى دينى نيست، او را تنبيه مى كنم. المحاسن : ج 1 ص 357 ح 761 .

  3. امام على(ع): المُتَعبِّدِ عَلى غَيرِ فِقهٍ كَحِمارِ الطّاحونَةِ؛ يَدورُ و لا يَبرَحُ.
    كسى كه بدون فهم و شناخت عبادت كند، مانند خرِ آسياست كه پيوسته مى چرخد. بحار الأنوار : 1/208/10.

  4. پیامبر(ص): مثل العابد الذي لا يتفقه كمثل الذي يبنی بالليل و يهدم بالنهار. 
    مثال عابدی که تفقه نمی‌کند مثل کسی است که در شب بنایی می‌سازد و در روز منهدم می‌کند. مشاهده منبع

  5. پيامبر خدا(ص): إنّ لِكُلِّ شيءٍ دِعامَةً، و دِعامَةُ هذا الدِّينِ الفِقهُ.
    همانا براى هر چيزى تكيه گاهى است و تكيه گاه اين دين، فقه است. كنز العمّال : 28768.

  6. پيامبر خدا (ص): أفضَلُ العِبادَةِ الفِقهُ.
    برترين عبادت، فقه (شناخت دين) است. الترغيب و الترهيب : 1/93/3.

  7. پيامبر(ص): ما ازدادَ عَبدٌ قَطُّ فِقها في دِينِهِ إلاّ ازدَادَ قَصدا في عَمَلِهِ.
    هرگز بنده اى بر فقه (شناخت خود) از دينش نيفزود، مگر اين كه بر ميانه روى او در عملش افزوده گشت. كنز العمّال : 5404.

  8. امام على(ع): إنَّ مِن الحَقِّ أن تَفَقَّهوا، و مِن الفِقهِ أن لا تَغتَرُّوا.
    يكى از حقوق [شما بر خودتان]، آن است كه فقيه (دين شناس) شويد و از نشانه هاى فقه، آن است كه گرفتار غفلت و فريب نشويد.الكافي : 1/45/6 .

  9. امام على(ع): إنَّ الحَزمَ أن تَتَفقَّهُوا، و مِن الفِقهِ أن لا تَغتَرُّوا.
    از دورانديشی و محكم كارى است كه فقيه شويد، و از فقه است كه دستخوش غفلت و فريب نشويد. الأمالي للمفيد : 206/38 .

  10. پيامبر(ص): ما عُبِدَ اللّه ُ تعالى بشيءٍ أفضَلَ مِن الفِقهِ في الدِّينِ.
    خداوند به چيزى برتر از آگاهى دينى عبادت نشده است. كنز العمّال: 28752.

  11. امام صادق(ع): إنّ الحِكمَةَ المَعرِفَةُ و التَّفَقّهُ في الدِّينِ، فمَن فَقِهَ مِنكُم فهُو حَكيمٌ.
    همانا حكمت عبارت است از شناخت و فهم دين؛ پس هر يك از شما كه در دين فقيه و فهيم باشد، حكيم است. بحار الأنوار: 1/215/25.

  12. امام باقر(ع): إنَّ أبناءَ الآخِرَةِ هُمُ المُؤمِنونَ العامِلونَ الزّاهِدونَ ، أهلُ العِلمِ وَالفِقهِ، وأهلُ فِكرَةٍ وَاعتِبارٍ وَاختِبارٍ ، لا يَمَلّونَ مِن ذِكرِ اللّه ِ.
    فرزندان آخرت ، آنان اند كه ايمان دارند و عمل مى كنند و زُهدپيشه اند، اهل دانش و فقه اند و مرد انديشه و عبرت آموزى و آزمون اند و از ياد خدا خسته نمى شوند. تحف العقول: ص 287 ، بحار الأنوار : ج 78 ص 165 ح 2.

  13. امام صادق(ع): المُروءَةُ مُروءَتانِ: مُروءَةُ الحَضَرِ، و مُروءَةُ السَّفَرِ؛ فأمّا مُروءَةُ الحَضَرِ فَتِلاوَةُ القُرآنِ، و حُضورُ المَساجِدِ، و صُحبَةُ أهلِ الخَيرِ، و النَّظَرُ في الفِقهِ. و أمّا مُروءَةُ السَّفَرِ فبَذلُ الزّادِ، و المِزاحُ فيغَيرِ ما يُسخِطُ اللّه َ، و قِلَّةُ الخِلافِ على مَن صَحِبَكَ، و تَركُ الرِّوايَةِ علَيهِم إذا أنتَ فارَقتَهُم.
    مردانگى دو تاست: مردانگى در حَضَر و مردانگى در سفر. اما مردانگى در حضر، تلاوت قرآن است و حاضر شدن در مساجد و همنشينى با نیكان و اندیشیدن در فقه (مسائل دین) و اما مردانگى در سفر، بخشیدن از توشه است و شوخى كردن در آنچه كه موجب خشم خدا نشود و كمتر ناسازگارى كردن با همسفرت و این كه وقتی از همسفرانت جدا شدى بر ضدّ آنها چیزى نقل نكنی. معانی الأخبار : 258/8.

  14. امام على(ع): أصلُ الاُمورِ في الدِّينِ أن يُعتَمَدَ على الصَّلَواتِ، و يُجتَنَبَ الكبائرُ، و الزَم ذلكَ لُزومَ ما لا غِنَى عنهُ طَرفَةَ عَينٍ، و إنَّ حُرمَتَهُ هُلكٌ، فإن جاوَزتَهُ إلى الفقهِ و العبادَةِ فهُو الحَظُّ.
    اصل كارها در دین، تكیه كردن به نمازها و دورى نمودن از گناهان كبیره است، از این امور لحظه‌اى بى نیاز نیستی. پس، از آن ها غفلت مكن، كه محرومیت از اینها مایه هلاكت است. و اگر پیشتر رفتی و به فقه (دین فهمى) و عبادت پرداختی، این همان كمالِ بهره مندى است. بحار الأنوار: 78/7/59 .

  15. وَ تَعَلَّمُوا آلْقُرآن فَإِنَّهُ أَحْسَنُ آلْحَدِيثِ، وَتَفَقَّهُوا فِيهِ فَإِنَّهُ رَبِيعُ آلْقُلُوبِ.
    قرآن را فراگیرید که بهترین گفته هاست! و در آن تفقه کنید که بهار قلب هاست! خطبه 110 نهج البلاغه

  16. لَا يَسَعُ النَّاسَ حَتَّى يَسْأَلُوا وَ يَتَفَقَّهُوا وَ يَعْرِفُوا إِمَامَهُمْ وَ يَسَعُهُمْ أَنْ يَأْخُذُوا بِمَا يَقُولُ وَ إِنْ كَانَ تَقِيَّةً.
    و فرمود: مردم در فراخی و گشادگی نیستند مگر اینكه بپرسند و تفقه کنند و امام خویش بشناسند و بر آنها رواست كه بآنچه امام گوید عمل كنند اگر چه از روی تقیه باشد. (منبع ترجمه)

    از کجای این روایات برداشت میشود که دین امری تخصصی است و فقط عده محدودی باید در دین تفقه کنند و بقیه باید تقلید کنند؟! دردآور این است که در هیچ یک از دروس «اجتهاد و تقلید» و مشابه آن که تا این لحظه توسط راقم این سطرها بررسی شده است، هیچ مجتهدی اشاره‌ای به یکی از این احادیث فوق نکرده که مثلا با ذکر دلیل و استدلالی، دلالت آنها بر همه مردم را رد کند و ادعا کند که آن حدیث فقط مختص به طلاب علوم دینی است!

احادیث با کلیدواژه علم

  1. النَّاسُ ثَلَاثَةٌ عَالِمٌ وَ مُتَعَلِّمٌ وَ غُثَاءٌ(اصول کافی، جلد ۱، صفحه ۳۴).

مردم سه دسته‌اند: عالم، متعلم (یادگیرنده)، و بی‌مایه/کم‌مایه (کسی که مانند کف به این طرف و آن طرف می‌رود).

ملاحظه می‌فرمایید که حدیث کل مردم را به سه دسته تقسیم می‌کند و بین این سه دسته جایی برای مقلدین نیست. همانطور که قبلا هم عرض کردیم، افراد مقلد علم یاد نمی‌گیرند، نهایت چیزی که از رساله دست آنها را می‌گیرد نظر صاحب رساله در آن مساله است که به آن علم به عمل نمی‌گویند. و در احادیث دیگر این قسمت می‌بینیم که در ادبیات معصومین(ع) علم و عمل همراهند.

  1. يَغْدُو النَّاسُ عَلَى ثَلَاثَةِ أَصْنَافٍ عَالِمٍ وَ مُتَعَلِّمٍ وَ غُثَاءٍ فَنَحْنُ الْعُلَمَاءُ وَ شِيعَتُنَا الْمُتَعَلِّمُونَ وَ سَائِرُ النَّاسِ غُثَاءٌ. (همان منبع)

«مردم به سه دسته تقسیم می‌شوند: عالم، یادگیرنده، و بی‌مایه. ما علما هستیم، و پیروان ما یادگیرندگانند، و سایر مردم بی‌مایه‌اند.»

این حدیث هم مشابه قبلی است با این تفاوت که علما را محدود می‌کند به معصومین(ع) و همگی شیعیان و پیروان را در دسته یادگیرندگان قرار می‌دهد. یعنی از این لحاظ بین آنان که ما به عنوان عالم دین می‌شناسیم و بقیه مردم تفاوتی نگذاشته و همه آنها را یادگیرندگان خطاب می‌کند. این با برداشت ما از حدیث طلب العلم فریضة علی کل مسلم و مسلمة هم سازگار است چرا که در آن حدیث هم طلب علم را برای هر مسلمانی فریضه می‌داند صرف نظر از اینکه کسی در حال حاضر چقدر علم دارد، همیشه باید در طلب علم باشد.
هر دوی احادیث فوق به صراحت با فتوای اول رساله‌ها که نوشته‌اند مردم سه دسته‌اند «مجتهد، محتاط، مقلد» در تضاد و ناسازگاری‌اند. تعبیر غثا اصلا تعبیر مثبتی نیست و به نوعی به عنوان انتقاد و سرزنش به کار رفته است که یعنی غثا نباشید، مثل کف آب دنباله‌روی هر جریانی که رهرو بیشتر دارد نباشید. پس در اصل دو دسته قابل قبول می‌مانند: دانشمند و دانشجو، دیگر دسته مقبول سوم ندارد و این به هیچ وجه با سه‌گانه‌ای که رساله‌ها ترویج می‌کنند مطابقت ندارد.

  1. امام صادق(ع): النَّاسُ اثْنَانِ عَالِمٌ وَ مُتَعَلِّمٌ وَ سَائِرُ النَّاسِ هَمَجٌ وَ الْهَمَجُ فِي النَّارِ.[12]

مردم دو دسته‌اند: دانا و دانش‌آموز؛ و بقیه مردم دنباله‌رو هستند، و دنباله‌روها در آتش‌اند.

شبیه دو حدیث فوق، این حدیث هم مردم را سه دسته می‌کند و غیر از عالم و یادگیرنده را سرزنش می‌کند. «هَمَج» به حشرات ریز و مزاحمی گفته می‌شود که بی‌نظم و پراکنده حرکت می‌کنند؛ و به‌صورت استعاره برای مردمی به کار می‌رود که بدون فکر، آگاهی یا هدف، صرفاً دنبال جمع حرکت می‌کنند.

  1. حضرت علی(ع): النَّاسُ ثَلَاثَةٌ: فَعَالِمٌ رَبَّانِيٌّ وَ مُتَعَلِّمٌ عَلَى سَبِيلِ نَجَاةٍ وَ هَمَجٌ رَعَاعٌ، أَتْبَاعُ كُلِّ نَاعِقٍ يَمِيلُونَ مَعَ كُلِّ رِيحٍ، لَمْ يَسْتَضِيئُوا بِنُورِ الْعِلْمِ وَ لَمْ يَلْجَئُوا إِلَى رُكْنٍ وَثِيقٍ.[13]

مردم سه دسته اند، عالمى ربّانى و آموزنده‌اى است در مسیر نجات و همج الرّعاع. يعنى كسانى كه از پى هر آواز مى روند و با وزش هر باد (به آن طرف) ميل مى‌كنند. از نور دانش بهره نبرده‌اند و به ستون استوارى پناه نجسته‌اند.

در حکمت فوق، حضرت معنای همج را هم توضیح داده‌اند.

  1. قَالَ إِنَّ اللَّهَ خَصَّ عِبَادَهُ بِآيَتَيْنِ مِنْ كِتَابِهِ أَنْ لَا يَقُولُوا حَتَّى يَعْلَمُوا وَ لَا يَرُدُّوا مَا لَمْ يَعْلَمُوا وَ قَالَ عَزَّ وَ جَلَ‌ أَ لَمْ يُؤْخَذْ عَلَيْهِمْ‌ مِيثاقُ الْكِتابِ‌ أَنْ لا يَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَ وَ قَالَ‌ بَلْ كَذَّبُوا بِما لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ وَ لَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ‌.[14]

همانا خداوند بندگان خود را به دو آیه از کتابش ویژه ساخته است: این‌که سخن نگویند مگر پس از آن‌که بدانند، و آنچه را نمی‌دانند رد نکنند. همانطور که خدای عز و جل فرموده: «آیا از آنها میثاق نگرفتیم که درباره خدا جز سخن حق نگویند؟» و همینطور: «بلکه تکذیب کردند آنچه را به آن علم نداشتند و تاویلش بر آنها نیامده بود».

در اینجا دقت لازم است که هرچند می‌فرماید آنچه را نمی‌دانند انکار نکنند، اما پیش از آن و مهم‌تر از آن فرموده چیزی را که نمی‌دانند حق است یا نیست به خدا نسبت ندهند. پس ضمن اینکه نباید ندانسته‌ها را انکار کنیم، نباید آنها را بپذیریم و به خدا نسبت دهیم. بلکه باید احتمال درستی بدهیم و تحقیق و تفقه کنیم تا یا حقانیت آن و یا بطلان آن مشخص شود.

  1. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ عَمِلَ بِالْمَقَايِيسِ فَقَدْ هَلَكَ وَ أَهْلَكَ وَ مَنْ أَفْتَى النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ هُوَ لَا يَعْلَمُ النَّاسِخَ مِنَ الْمَنْسُوخِ وَ الْمُحْكَمَ مِنَ الْمُتَشَابِهِ فَقَدْ هَلَكَ وَ أَهْلَكَ. (همان منبع)

هر کس بر پایهٔ قیاس‌ها عمل کند، خود هلاک شده و دیگران را نیز به هلاکت افکنده است؛ و هر کس بدون علم برای مردم فتوا دهد، در حالی که ناسخ را از منسوخ و محکم را از متشابه نمی‌شناسد، خود هلاک شده و دیگران را نیز به هلاکت کشانده است.

دقت کنید که افتا و فتوا دادن هرچند در سازوکار تقلید هم به کار می‌رود اما لزوما به این معنا نیست که فردی فتوا بدهد و دیگران بدون دلیل پیروی کنند. کلمه فتوا به معنای بیان حکم است و آیات قرآن هم که احکام را با دلیل بیان می‌کنند فتوی گفته می‌شوند[15]. پس این کلمه لزوما دلالت بر تقلید ندارد.

  1. امام صادق(ع): الْعَامِلُ عَلَى غَيْرِ بَصِيرَةٍ كَالسَّائِرِ عَلَى غَيْرِ الطَّرِيقِ لَا يَزِيدُهُ سُرْعَةُ السَّيْرِ إِلَّا بُعْداً.[16]

عمل کننده بدون بصیرت مانند کسی است که مسیر نادرست را می‌رود، سرعت حرکتش به جز دوری از مقصد چیزی به او اضافه نمی‌کند.

  1. الْعِلْمُ مَقْرُونٌ إِلَى الْعَمَلِ فَمَنْ عَلِمَ عَمِلَ وَ مَنْ عَمِلَ عَلِمَ وَ الْعِلْمُ يَهْتِفُ بِالْعَمَلِ فَإِنْ أَجَابَهُ وَ إِلَّا ارْتَحَلَ عَنْهُ. (همان منبع)

دانش با عمل قرین و همراه است؛ پس هر کس بداند، عمل می‌کند، و هر کس عمل کند، (حقیقتاً) می‌داند. دانش، عمل را فرا می‌خواند؛ اگر عمل پاسخ دهد، دانش می‌ماند، و اگر پاسخ ندهد، دانش از او کوچ می‌کند.

این حدیث می‌فرماید عمل و علم در تقارن و همراهی با یکدیگر هستند. ولی در تقلید ما علم را پیش مرجع می‌گذاریم و فقط سعی می‌کنیم عمل کنیم. بنا بر این حدیث، عمل بدون علم چه معنا و جایگاهی می‌تواند داشته باشد؟

9. سُئِلَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (ع): مَنْ أَعْلَمُ النَّاسِ قَالَ مَنْ جَمَعَ عِلْمَ النَّاسِ إِلَى عِلْمِهِ[17].
 
از امام علی(ع) پرسیده شد: چه کسی داناترین مردم است؟ فرمود: کسی که علم مردم را با علم خود جمع کند.

  1. كَانَ فِيمَا وَعَظَ لُقْمَانُ ابْنَهُ أَنْ قَالَ لَهُ يَا بُنَيَّ اجْعَلْ فِي أَيَّامِكَ وَ لَيَالِيكَ وَ سَاعَاتِكَ ‌نَصِيباً لَكَ فِي طَلَبِ الْعِلْمِ فَإِنَّكَ لَنْ تَجِدَ لَهُ تَضْيِيعاً مِثْلَ تَرْكِهِ. [18]

امام صادق(ع) فرمود: از جمله اندرزهاى لقمان به پسرش این بود كه: پسر جانم! در روزها و شبها و ساعات خود بهره‌اى براى طلب علم قرار ده، كه تو هیچ گونه تباهى‌یى براى عمرت همانند تباهى ترك آن نمى‌یابى.

با توجه به تاکید و هشداری که لقمان یا به نوعی امام(ع) در باره ترک طلب علم می‌دهند بعید به نظر میرسد منظور ایشان فقط علوم تجربی مثل پزشکی و فیزیک و غیره باشد. و جا دارد با خود بیندیشیم که بین علوم مختلف، علم به درست و غلطی احکام فردی و اجتماعی که هر روز عمرمان انجام می‌دهیم است که نداشتن آن بیشتر به تباهی عمر می‌انجامد. از طرفی اندرزهای لقمان به عموم مردم هستند و نه به قشری خاص. نوع توصیه که می‌گوید «در روزها و شب‌ها و ساعات عمرت زمانی را برای یادگیری بگذار»، واضح می‌کند که منظور این نیست که طلبگی را به عنوان یک شغل انتخاب کن، بلکه می‌گوید هر شغلی داری، طوری برنامه‌ریزی کن که زمانی هم برای یاد گرفتن آن چیزی بگذاری که اگر نگذاری عمرت را تباه کرده‌ای.

احادیث با کلیدواژه معرفت

  1. لَا يَقْبَلُ اللَّهُ عَمَلًا إِلَّا بِمَعْرِفَةٍ وَ لَا مَعْرِفَةَ إِلَّا بِعَمَلٍ فَمَنْ عَرَفَ دَلَّتْهُ الْمَعْرِفَةُ عَلَى الْعَمَلِ وَ مَنْ لَمْ يَعْمَلْ فَلَا مَعْرِفَةَ لَهُ أَلَا إِنَّ الْإِيمَانَ بَعْضُهُ مِنْ بَعْضٍ[19].
    خداوند هیچ عملی را جز با شناخت نمی پذیرد و شناخت جز با عمل نیست. پس هر که بداند، علم او را به عمل راهنمایی کند و هر که عمل نکند، پس علمی ندارد. آگاه باشید که ایمان اجزایی است که هر یک به دیگری وابسته‌اند.

  2. وَجَدْتُ عِلْمَ النَّاسِ كُلَّهُ فِي أَرْبَعٍ أَوَّلُهَا أَنْ تَعْرِفَ رَبَّكَ وَ الثَّانِي أَنْ تَعْرِفَ مَا صَنَعَ بِكَ وَ الثَّالِثُ أَنْ تَعْرِفَ مَا أَرَادَ مِنْكَ وَ الرَّابِعُ أَنْ تَعْرِفَ مَا يُخْرِجُكَ مِنْ دِينِكَ[20].
    «دانشِ مردم را در چهار چیز یافتم: نخست اینکه پروردگارت را بشناسی؛ دوم اینکه بدانی خدا با تو چه کرده است؛ سوم اینکه بدانی خدا از تو چه می‌خواهد؛ و چهارم اینکه بدانی چه چیزی تو را از دینت بیرون می‌بَرد.»

نکته این حدیث این است که می‌فرماید «ناس» یعنی مردم، نه فقها، یعنی علم را برای همه مردم در نظر گرفته است و نکته دیگر اینکه از فعل «شناخت» و معرفت استفاده کرده است. آیا می‌توانیم به کسی که در جواب هر سوال دینی می‌گوید «نمی‌دانم، نظر مرجعم این است» بگوییم معرفت و شناخت پیدا کرده است که خدا از او چه می‌خواهد؟


تبادل نظر در تلگرام

صفحه بالادستی: تقلید در قرآن و روایات

بازگشت به: فهرست



  1. اصول کافی، شیخ کلینی، جلد ۱، صفحه ۳۱، مشاهده ↩︎

  2. تحف العقول، ابن شعبه الحرانی، جلد ۱، صفحه ۲۰۴، مشاهده ↩︎

  3. بحار الأنوار، علامه مجلسی، جلد ۸۹، صفحه ۲۱۱، مشاهده ↩︎

  4. المحاسن، ابوجعفر البرقی، جلد ۱، صفحه ۵، مشاهده ↩︎

  5. نهج البلاغة، كتاب ۳۱، مشاهده ↩︎

  6. تحف العقول، ابن شعبه الحرانی، جلد ۱، صفحه ۲۸۰، ‏‏مشاهده ↩︎

  7. بحار الأنوار، علامه مجلسی، جلد ۱۰، صفحه ۲۴۷، مشاهده ↩︎

  8. بحارالانوار، علامه مجلسی، جلد ۱، صفحه ۱۷۶، مشاهده ↩︎

  9. عوالی اللآلی، ابن ابی جمهور، جلد ۴، صفحه ۶۰، مشاهده ↩︎

  10. غرر الحكم، عبدالواحد بن محمد التمیمی الامدی، جلد ۱، صفحه ۲۹۱، مشاهده ↩︎

  11. تحف العقول، ابن شعبه الحرانی، جلد ۱، صفحه ۲۹۲، مشاهده ↩︎

  12. الخصال شيخ صدوق، جلد ۱، صفحه ۳۹، مشاهده ↩︎

  13. نهج البلاغه، حکمت ۱۴۷، مشاهده ↩︎

  14. اصول کافی، شیخ کلینی، جلد ۱، صفحه ۴۳، مشاهده ↩︎

  15. در کتب لغت معنای فتوی اینطور آمده است: «فتوى: بیان حكم، همچنین است فتیا. راغب گوید فتوى و فتیا جوابى است از احكامیكه محل اشكال است. ظهور آیات قرآن در مطلق بیان حكم و جواب است در مقابل سؤال خواه از احكام باشد خواه از غیر آنها. وَ يَسْتَفْتُونَكَ‌ فِي النِّساءِ قُلِ اللَّهُ‌ يُفْتِيكُمْ‌ فِيهِنَ‌ نساء: 127. در اینجا درباره احكام دینى است‌...» قاموس قرآن، سید علی اکبر قرشی، جلد ۵، صفحه ۱۵۱، مشاهده ↩︎

  16. همان ↩︎

  17. المحاسن، ابوجعفر البرقی، جلد ۱، صفحه ۲۳۰، مشاهده ↩︎

  18. امالی شیخ مفید، جلد ۱، صفحه ۲۹۲، مشاهده ↩︎

  19. کافی، شیخ کلینی، جلد ۱، صفحه ۴۴، مشاهده ↩︎

  20. همان، صفحه ۵۰، مشاهده ↩︎