آیات قرآن در تمجید تفقه و اندیشه

در این قسمت به آیاتی از قرآن پرداخته می‌شود که تفقه، پیروی از دلیل، طلب علم، تفکر و اندیشه را تمجید کرده‌اند.

آیات مرتبط با پیروی آگاهانه

  1. وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَن يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَىٰ فَبَشِّرْ عِبَادِ ﴿١٧﴾
    الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَٰئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَ أُولَٰئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿زمر ١٨﴾
    و آنان که خود را از طاغوت به دور می‌دارند تا مبادا او را بپرستند و به سوی خدا بازگشته‌اند آنان را مژده باد، پس بشارت ده به آن بندگان من که: به سخن گوش فرا می‌دهند و بهترین آن را پیروی می‌کنند؛ اینانند که خدایشان راه نموده و اینانند همان خردمندان.

درباره معنای طاغوت مفسران گفته‌اند که «طاغوت به هر طغیان‌گر و متجاوز از حدود اطلاق می‌شود، پس همۀ ساحران و کاهنان و مانعان راه خیر، بت‌ها یا شیاطین یا اَجنّه‌ای که عبادت می‌شوند، انسانهای گمراه‌کنندۀ مردم، و همه کسانی که بدون رضایت خدا فرمانبری می‌شوند، طاغوت هستند[1].» از این لحاظ دانشمندان و روحانیونی که مسیحیان و یهودیان از آنها تقلید می‌کردند و خدا فعل آنها را با عبارت «به جای خدا رب در نظر می‌گرفتند» (اتخذوا احبارهم و رهبانهم اربابا من دون الله) توصیف کرده است هم در زمره طاغوت قرار می‌گیرند، به خصوص اگر با ابزارها و ترفند‌های مختلف سعی کنند تسلط خود بر طرز فکر مردم را حفظ کرده و آنها را از لحاظ فکری به بردگی بکشند[2].

و این آیه به بندگان خدا بشارت می‌دهد که اگر از پرستش و اطاعت عملی طاغوت اجتناب کنند و همواره و مدام به قول‌های مختلف گوش دهند و نیکوترین آنها را پیروی کنند، در این صورت اهل هدایت و از صاحبان خرد خواهند بود. دقت بفرمایید که کلمه «یستمعون» به جای «یسمعون» شنیدن همراه با قصد و توجه را می‌رساند.

  1. وَالَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُّوا عَلَيْهَا صُمًّا وَعُمْيَانًا ﴿فرقان ٧٣﴾
    و (اصحاب غرفه‌های بهشت) کسانی‌اند که چون به آیات پروردگارشان تذکر داده شوند، کر و کور روی آن نمی‌افتند.

این آیه یکی از باشکوه‌ترین آیات قرآن است که در توصیف بندگان خوب خدا می‌فرماید آنها کسانی هستند که وقتی آیات پروردگارشان به آنها یادآوری می‌شود، چشم‌وگوش‌بسته روی آن نمی‌افتند! و در این مطلب «آیات تدبر و تعقل در احکام» توضیح خواهیم داد که احکام هم آیات خدا هستند پس موقعی که حکم خدا به ما ابلاغ می‌شود هم مشمول همین توصیه و تکلیف هستیم. همچنین از این آیه مشخص می‌شود که «تقلید از خدا هم مجاز نیست».

3.  أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا ‎﴿نساء ٨٢﴾‏ 
 آیا تدبّر نمی‌کنند قرآن را و اگر از نزد غیر از خدا می‌بود همانا در آن اختلافی بسیار می‌یافتند.

این آیه را شیخ طوسی و ابن شهرآشوب دلیلی بر بطلان تقلید دانسته‌اند ولی قید «اصول دین» را بعد از آن اضافه کرده‌اند و دلیلی برای آن آورده‌اند که اتفاقا در مورد احکام هم صدق می‌کند [3]. برای مشاهده جزییات بیشتر مطلب آیات تدبر و تعقل در احکام را ببینید.

همچنین جالب است که بسیاری از مدعیان تقلید به این استناد می‌کنند که فهم قرآن سخت است و اختلافات در مورد آن زیاد است و هر عالمی در تفسیر آن چیزی می‌گوید و ما چاره‌ای نداریم که یکی از آنها را که اعلم می‌دانیم انتخاب کنیم و هر چه او برداشت کرد عمل کنیم! در حالی که این آیه می‌فرماید این قرآن خاصیت دیگر کتاب‌های بشری را ندارد که در آنها اختلاف زیادی پیدا می‌شود. در این کتاب مثل کتاب‌های غیرخدایی اختلاف زیادی پیدا نمی‌کنید (و چه بسا هیچ اختلافی پیدا نکنید) و بهانه‌ای برای بررسی و اندیشیدن در آن ندارید، و به عموم مردم خطاب می‌کند چرا تدبر نمی‌کنید؟!

آیات مربوط به تعقل

آیات مربوط به تفکر


تبادل نظر در تلگرام

صفحه بالادستی: تقلید در قرآن و روایات

بازگشت به: فهرست



  1. سایت ویکی‌فقه، معنای کلمه طاغوت، مشاهده ↩︎

  2. در تایید این معنا که طاغوت می‌تواند به بردگی کشیدن اندیشه و همان تقلید دینی باشد، شهید مطهری در یادداشتی درباره آزادی معنوی نوشته‌اند:
    عامل دیگری که مربوط به سلب شدگان است، اسارت عقلی و فکری آنهاست، و می‌دانیم که قرآن کریم به شکل عجیبی دعوت به آزادی عقلی و تعقل و تفکر و بازکردن چشم عقل و بصیرت میکند، با تقلید از عادات و پیروی از اکابر سخت مبارزه میکند ( آیه «اتَّخَذوا أحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أرْباباً مِنْ دونِ اللَّهِ ...» بهترین شاهد مبارزه با تسلیم در مقابل متولیان دین است. همچنین آیه «مِنْهُمْ امّیونَ لا یعْلَمونَ الْکتابَ ...».) یادداشت‌های شهید مطهری، جلد ۱، صفحه ۱۲۰، مشاهده، بارگذاری کتاب ↩︎

  3. متشابه القرآن و مختلفه، ابن شهرآشوب، جلد ۱، صفحه ۱۹۱، مشاهده و التبیان، شیخ طوسی، جلد ۳، صفحه ۲۷۰، مشاهده ↩︎