آیات تدبر و تعقل در احکام
همانطور که عرض شد از جمله دلایلی که برای حرمت تقلید در اعتقادات میآورند این است که خدا در قرآن دعوت به تعقل و تدبر کرده است و تعقل و تدبر در اعتقادات است. سوال اینجاست که آیا احکام عملی، تعقل و تدبر نمیخواهد؟! مثلا شیخ طوسی در التبیان آورده است که:
أفلا يتدبرون القرآن ولوكان من عند غير الله لوجدوا فيه اختلافا كثيرا).
المعنى:هذا الآية تدل على أربعة أشياء:
أحدها - على بطلان التقليد، وصحة الاستدلال في اصول الدين، لانه حث ودعا إلى التدبر. وذلك لايكون إلابالفكر والنظر.
این آیه بر چهار چیز دلالت میکند، اولین آنها اینکه تقلید باطل است و استدلال در اصول دین صحیح است چون آیه دعوت به تدبر میکند و این ممکن نیست مگر با فکر و اندیشیدن...[1]
آیه میفرماید آیا در قرآن تدبر نمیکنند، ولی قرآن که انحصار به آنچه آنها اصول دین مینامند ندارد، احکام بسیاری هم در قرآن آمده است. وقتی آیه مواخذه میکند که چرا در قرآن تدبر نمیکنید، همه قرآن را میگوید که شامل آیات احکام هم میشود. علاوه بر این مواخذه عمومی، در خود آیات احکام هم، به طور اختصاصی دعوت به تدبر و تفکر شده است. در ادامه، سه دسته آیات مرور میشوند:
۱- آیاتی که همزمان با بیان احکام، دعوت به تعقل کردهاند.
۲- آیاتی که فرموده احکام خدا خودشان «آیه» و نشانههای او هستند.
۳- آیاتی که فرموده درباره آیهها و نشانههای خدا تفکر کنید و لزوما بحث توحید و معاد و آنچه به نام اصول دین معرفی شده، نیستند.
آیات تفکر در احکام
در این قسمت آیههایی ذکر میشوند که در آنها احکام بیان شده و همزمان دعوت به تفکر و تعقل هم شده است.
- يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ كَبِيرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَا أَكْبَرُ مِن نَّفْعِهِمَا وَيَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ ﴿بقره: ٢١٩﴾
درباره شراب و قمار، از تو میپرسند، بگو: «در آن دو، گناهی بزرگ، و سودهایی برای مردم است، و گناهشان از سودشان بزرگتر است.» و از تو میپرسند: «چه چیزی انفاق کنند؟» بگو: «مازاد را.» این گونه، خداوند آیات را برای شما روشن میگرداند، باشد که بیندیشید. (۲۱۹)
- وَلَا تَنكِحُوا الْمُشْرِكَاتِ حَتَّىٰ يُؤْمِنَّ وَلَأَمَةٌ مُّؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِّن مُّشْرِكَةٍ وَلَوْ أَعْجَبَتْكُمْ وَلَا تُنكِحُوا الْمُشْرِكِينَ حَتَّىٰ يُؤْمِنُوا وَلَعَبْدٌ مُّؤْمِنٌ خَيْرٌ مِّن مُّشْرِكٍ وَلَوْ أَعْجَبَكُمْ أُولَـٰئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَى الْجَنَّةِ وَالْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ وَيُبَيِّنُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ﴿بقره: ٢٢١﴾
و با زنان مشرک ازدواج مکنید مگر آنکه ایمان آرند و همانا کنیزکی با ایمان بهتر از زن آزاد مشرک است هر چند از او به شگفت آیید، و زن به مشرکان مدهید مگر آنکه ایمان آرند و همانا بنده مؤمن بسی بهتر از آزاد مشرک است هر چند از او به شگفت آیید. مشرکان به آتش دعوت میکنند و خدا از راه لطف و مرحمت به بهشت و مغفرت دعوت کند و خداوند برای مردم آیات خویش بیان فرماید، باشد که هشیار و متذکر گردند.
- وَلِلْمُطَلَّقَاتِ مَتَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ ۖ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ ﴿بقره٢٤١﴾ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ﴿بقره ٢٤٢﴾
و فرض است بر مردان پرهیزگار که زنان طلاق داده شده را بشایستگی چیزی دهند. بدین گونه، خداوند آیات خود را برای شما بیان میکند، باشد که بیندیشید.
در سه مورد فوق، احکام عملی که در رسالهها یافت میشود توضیح داده شده و در انتها یادآور میشود که اینگونه آیات را برای شما تبیین میکنیم، شاید که تفکر کنید، متذکر شوید، تعقل کنید! در هیچ کدام از این آیات کلمات «لکم (برای شما)» و «لعلکم (شاید شما)» به قشر خاصی از مردم اشاره ندارد که بگوییم خدا فرموده فقط طلبهها اندیشه و تعقل کنند! به خصوص ایه ۲۲۱ که به صراحت میفرماید خدا این آیاتش را «برای مردم» تبیین میکند!
- يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِّن دُونِكُمْ لَا يَأْلُونَكُمْ خَبَالًا وَدُّوا مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ إِن كُنتُمْ تَعْقِلُونَ ﴿آل عمران: ١١٨﴾
ای کسانی که ایمان آوردهاید، از غیر خودتان، همراز مگیرید. از هیچ نابکاری در حق شما کوتاهی نمیورزند. آرزو دارند که در رنج بیفتید. دشمنی از لحن و سخنشان آشکار است؛ و آنچه سینههایشان نهان میدارد، بزرگتر است. در حقیقت، ما نشانهها را برای شما بیان کردیم، اگر تعقل کنید.
این آیه هم خطاب به همه اهل ایمان است، یک مورد احکام را به همراه دلیل بیان و سپس تاکید میفرماید که ما برایتان تبیین کردیم، اگر شما تعقل کنید، که باز هم خطاب عمومی هست.
- قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ كَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ﴿أعراف: ٣٢﴾
بگو: چه کسی زینتهای خدا را که برای بندگان خود آفریده حرام کرده و از صرف رزق حلال و پاکیزه منع کرده؟ بگو: این نعمتها در دنیا برای اهل ایمان است و خالص اینها در آخرت برای آنان خواهد بود. ما آیات خود را برای اهل دانش چنین مفصل و روشن بیان میکنیم.
اتفاقا چند آیه قبل از این، در مورد مذمت تقلید بود که در مطلب آیه ۲۸ سوره اعراف تا حدودی توضیح داده شد.
- لَّيْسَ عَلَى الْأَعْمَىٰ حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ وَلَا عَلَىٰ أَنفُسِكُمْ أَن تَأْكُلُوا مِن بُيُوتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ آبَائِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أُمَّهَاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ إِخْوَانِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخَوَاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَعْمَامِكُمْ أَوْ بُيُوتِ عَمَّاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخْوَالِكُمْ أَوْ بُيُوتِ خَالَاتِكُمْ أَوْ مَا مَلَكْتُم مَّفَاتِحَهُ أَوْ صَدِيقِكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَأْكُلُوا جَمِيعًا أَوْ أَشْتَاتًا فَإِذَا دَخَلْتُم بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَىٰ أَنفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِّنْ عِندِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ﴿نور: ٦١﴾
بر نابینایان و لنگان و بیماران باکی نیست و نیز باکی بر شما نیست که از خانههای خود و پدران خود و مادرانتان و برادران و خواهران و عمو و عمه و خالو و خاله خویش غذا تناول کنید یا آنکه از هر جا که کلید آن در دست شماست یا خانه رفیق خود باکی نیست که از مجموع یا هر یک از این خانهها طعامی خورید. و هرگاه بخواهید به خانهای داخل شوید نخست بر خویش سلام کنید که سلام تحیّتی با برکت و نیکو از جانب خداست. خدا آیات خود را این گونه برای شما روشن بیان میکند باشد که تعقل کنید.
بازهم خطاب «لعلکم» که نشان میدهد هر کسی مخاطب حکم بیان شده در آیه هست، مخاطب این دعوت به تعقل هم هست.
- وَإِذَا نَادَيْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ اتَّخَذُوهَا هُزُوًا وَلَعِبًا ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا يَعْقِلُونَ ﴿مائدة: ٥٨﴾
و چون شما ندای نماز بلند کنید آن را مسخره و بازی فرض کنند، زیرا آن قوم مردمی بیخرد و نادانند.
در تمامی موارد قبلی، یک یا چند حکم عملی توضیح و از آن به عنوان «آیه» یاد شده بود. در مورد فوق کلمه «آیه» به کار نرفته است ولی مسخره کردن نماز که یکی از مهمترین احکام دین است را نشانه عدم تعقل دانسته است.
- قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ ۖ أَلَّا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا ۖ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا ۖ وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُم مِّنْ إِمْلَاقٍ ۖ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ ۖ وَلَا تَقْرَبُوا الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ ۖ وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ ۚ ذَٰلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ﴿انعام ١٥١﴾
بگو: بیایید تا آنچه خدا بر شما حرام کرده همه را بر شما بخوانم، و آن اینکه به هیچ وجه شرک به خدا نیاورید، و به پدر و مادر احسان کنید، و دیگر اولاد خود را از بیم فقر نکشید، ما شما و آنها را روزی میدهیم، و دیگر به کارهای زشت آشکار و نهان نزدیک نشوید و نفسی را که خدا حرام کرده جز به حق به قتل نرسانید. خدا شما را به این اندرزها سفارش نموده، باشد که تعقل کنید.
اینجا هم تعدادی از احکام خدا بیان و سپس گفته میشود اینها چیزهایی است که خدا همه مخاطبان پیامبر را به آن توصیه میکند، چرا؟ و با چه هدفی؟ به این امید که شاید تعقل کنید. جالب است که این آیه به نوعی پیام اصلی سوره انعام است. موضوع اصلی این سوره که به «چهارپایان» نامیده شده این است که دینداران آن دوران، بدون علم و دلیل معتقد بودهاند که دسته خاصی از چهارپایان حرام هستند و این سوره به طور خاص به این میپردازد که بدون علم به خدا افترا نبندید و چیزی را بر خود حرام نکنید. آیه ابتدایی، آیات انتهایی، و بسیاری آیات دیگر بین آنها به طور مستقیم و غیرمستقیم از تقلید نهی میکنند که در فرصتی دیگر به صورت مفصل به آن پرداخته خواهد شد انشالله.
در این مجال فقط به سه آیه قبل از آیه فوق اشاره میشود که میفرماید کسانی که شرک ورزیدهاند میگویند «اگر خدا میخواست ما شرک نمیورزیدیم و چیزی را حرام نمیکردیم» که نشان میدهد مفهوم شرک و مفهوم حرام کردن چیزها بدون دلیل بسیار به هم نزدیکند. در ادامه میفرماید «به آنها بگو آیا علمی دارید که به ما ارائه دهید؟ شما تبعیت نمیکنید مگر از ظن و آنچه میگویید جز دروغ نیست». در آیه ۱۴۹ هم میفرماید «بگو خدا حجت بالغ و رسا دارد، اگر میخواست همه شما را هدایت میکرد.» به این معنا که علم حرام و حلال را خدا اگر میخواست طوری به همه شما میرسانید که همه هدایت شوید و هیچ اختلافی نباشد، اما اینطور گذاشته است که شما در ابتدا ندانید ولی به سراغ تبعیت از ظن نروید و به جستجوی علم بپردازید و از این راه با پای خود و تلاش فکری خود هدایت شوید.
- مَا جَعَلَ اللَّهُ مِن بَحِيرَةٍ وَلَا سَائِبَةٍ وَلَا وَصِيلَةٍ وَلَا حَامٍ وَلَـٰكِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَأَكْثَرُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ ﴿مائدة: ١٠٣﴾
خدا برای بَحیره و سائبه و وصیله و حام (نام شتران و گوسفندانی که مشرکان با شرایط خاصی آزاد میکردند) حکمی مقرّر نفرموده، لیکن کافران بر خدا دروغ میبندند، چه آنکه بیشتر آنان عقل را به کار نمیبندند.
این آیه هم شبیه آیه قبلی از سوره انعام در مورد احکام دینی بدون دلیلی هست که در مورد بعضی چهارپایان وجود داشته و خدا میفرماید راه اینکه به خدا افترا نبندند این است که تعقل کنند. در آیه بلافاصله بعدی هم از تقلید نهی می کند که قبلا در قسمت «آیات مذمت تقلید» مرور شد.
احکام هم آیههای خدا هستند
در این قسمت آیاتی از قرآن مرور میشوند که در آنها احکام خدا هم به عنوان نشانههای خدا معرفی شدهاند. یعنی همانطور که باید در خلقت آسمانها و زمین و ابرها و بادها و غیره به عنوان نشانههای خدا تامل و تفکر و تعقل کرد، احکام خدا هم نشانههای او هستند و باید در آنها تامل و تفکر و تعقل کرد. اتفاقا در بین این دو نوع نشانه، احکام خدا نشانههای مستقیمتری برای شناخت او هستند چون به طور مستقیمتر خبر میدهند که صادر کننده حکم چه دغدغهها و اهدافی داشته و چه ارزشها و آرمانهایی را دنبال میکرده است.
مثالی که میتوان برای روشنتر شدن موضوع زد اینکه اگر بخواهیم شخصیت یک دانشمند و مخترع را مطالعه کنیم، بررسی آثار و اختراعات او و مهندسی معکوس چیزهایی که درست کرده است کم و بیش به ما نشان میدهد که او چطور آدمی بوده است و چه در سر میپرورانده است. اما راحتتر و سر راستتر این است که اگر دستوراتی به شاگردان و خانواده و آیندگان داده است، آنها را بررسی کنیم تا پی به شخصیت و آرمانها و خواستههای او ببریم.
با این توضیحات در ادامه پنج آیه که احکام را نشانههای خدا دانستهاند ذکر میشوند.
- أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ الرَّفَثُ إِلَىٰ نِسَائِكُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَخْتَانُونَ أَنفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ وَعَفَا عَنكُمْ فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُوا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَكُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيَامَ إِلَى اللَّيْلِ وَلَا تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنتُمْ عَاكِفُونَ فِي الْمَسَاجِدِ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلَا تَقْرَبُوهَا كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ﴿بقره: ١٨٧﴾
برای شما در شبهای ماه رمضان مباشرت با زنان خود حلال شد، که آنها جامه عفاف شما و شما نیز لباس عفّت آنها هستید. و خدا دانست که شما خود را به ورطه گناه میافکنید لذا از حکم حرمت درگذشت و گناه شما را بخشید، از اکنون رواست که با زنهای خود مباشرت کنید و از خدا آنچه مقدّر فرموده بخواهید. و بخورید و بیاشامید تا خط سفیدی روز از سیاهی شب در سپیده دم پدیدار گردد، پس از آن روزه را به پایان برسانید تا اول شب. و با زنان هنگام اعتکاف در مساجد مباشرت نکنید. این احکام، حدود دین خداست، زنهار در آن راه مخالفت مپویید! خداوند این گونه آیات خود را برای مردم بیان فرماید، باشد که پرهیزکار شوند.
- لَا يُؤَاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمَانِكُمْ وَلَـٰكِن يُؤَاخِذُكُم بِمَا عَقَّدتُّمُ الْأَيْمَانَ فَكَفَّارَتُهُ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاكِينَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ أَوْ كِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ ذَٰلِكَ كَفَّارَةُ أَيْمَانِكُمْ إِذَا حَلَفْتُمْ وَاحْفَظُوا أَيْمَانَكُمْ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ﴿مائدة: ٨٩﴾
خدا به قسمهای لغو بیهوده، شما را مؤاخذه نخواهد کرد، ولیکن بر آن قسمی که از روی عقیده قلبی یاد کنید مؤاخذه خواهد نمود. و کفاره آن قسم طعام دادن ده فقیر است از آن طعام متوسط که بر اهل خود غالباً تهیه میکنید، یا جامه بر آنها پوشانده و یا یک بنده آزاد کنید، و هر کس توانایی آن ندارد سه روز روزه بدارد. این است کفاره سوگندهایی که یاد میکنید؛ و باید سوگندهای خود را نگاه دارید. خدا بدین گونه روشن آیات خود را برای شما بیان میکند، شاید که شکر او به جای آرید.
- يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِيَسْتَأْذِنكُمُ الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ وَالَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنكُمْ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ ۚ مِّن قَبْلِ صَلَاةِ الْفَجْرِ وَحِينَ تَضَعُونَ ثِيَابَكُم مِّنَ الظَّهِيرَةِ وَمِن بَعْدِ صَلَاةِ الْعِشَاءِ ۚ ثَلَاثُ عَوْرَاتٍ لَّكُمْ ۚ لَيْسَ عَلَيْكُمْ وَلَا عَلَيْهِمْ جُنَاحٌ بَعْدَهُنَّ ۚ طَوَّافُونَ عَلَيْكُم بَعْضُكُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ ۚ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ ۗ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿نور ٥٨﴾
ای کسانی که ایمان آوردهاید بندگان ملکی شما و اطفال شما که هنوز به وقت احتلام و زمان بلوغ نرسیدهاند باید سه مرتبه از شما اجازه ورود بخواهند: یک بار پیش از نماز صبح و دیگر هنگام ظهر که جامهها را از تن برمیگیرید و دیگر پس از نماز خفتن، که این سه وقت هنگام عورت و خلوت شماست و بعد از این سه بار اجازه، دیگر باکی بر شما و آنها نیست که با بندگان و اطفال خود گرد یکدیگر جمع شوید و هر ساعت در کارها به شما مراجعه کنند. خدا آیات را بر شما چنین روشن بیان میکند، و خدا دانا و آگاه است.
- وَإِذَا بَلَغَ الْأَطْفَالُ مِنكُمُ الْحُلُمَ فَلْيَسْتَأْذِنُوا كَمَا اسْتَأْذَنَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ ۚ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ ۗ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿نور ٥٩﴾
و آن گاه که اطفال شما به حد بلوغ و احتلام رسیدند باید مانند سایر بالغان با اجازه وارد شوند. خدا آیات خود را برای شما بدین روشنی بیان میکند، و خدا دانا و محکم کار است.
به طور کلی سوره نور به داشتن آیات احکام متعدد معروف است و توجه به آیه ابتدایی این سوره هم در راستای بحث ما جالب توجه است که میفرماید تببین این آیات برای تذکر و پند گرفتن مخاطبین قرآن است:
- سُورَةٌ أَنزَلْنَاهَا وَفَرَضْنَاهَا وَأَنزَلْنَا فِيهَا آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ لَّعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ﴿نور ١﴾
این سوره را فرستادیم و فریضه کردیم و در آن آیات روشن نازل ساختیم، باشد که شما متذکر شوید.
دستور تفکر در آیههای خدا
- أَيَوَدُّ أَحَدُكُمْ أَن تَكُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِّن نَّخِيلٍ وَأَعْنَابٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ لَهُ فِيهَا مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ وَأَصَابَهُ الْكِبَرُ وَلَهُ ذُرِّيَّةٌ ضُعَفَاءُ فَأَصَابَهَا إِعْصَارٌ فِيهِ نَارٌ فَاحْتَرَقَتْ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ ﴿بقره: ٢٦٦﴾
آيا يكى از شما دوست دارد كه او را بوستانى باشد از خرما و انگور، كه جويها از زير آن روان باشد و او را در آن هر گونه ميوهاى باشد، و پيرى بدو فرارسد و او را فرزندانى خرد و ناتوان باشند، پس ناگهان گردبادى آتشبار به آن بوستان رسد و بسوزد؟ خدا آيات خود را براى شما اينچنين روشن بيان مىكند شايد بينديشيد.
خود این آیه حکم خاصی را بیان نمیکند اما آیه قبلی و بعدی هر دو در مورد انفاق هستند و این آیه دلیل و توضیحی برای آن میآورد و در انتها باز هم میفرماید «خدا این چنین آیات را برای شما تبیین میکند شاید که تفکر کنید».
- بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ ۗ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ﴿نحل ٤٤﴾
با بینهها و کتب و آیات وحی فرستادیم و بر تو این ذکر را نازل کردیم تا برای مردم آنچه را که به آنان فرستاده شده بیان کنی و برای آنکه عقل و فکرت کار بندند.
این آیه هم که به صراحت وظیفه پیامبر(ص) را تبیین و وظیفه مردم (ناس) را تفکر و نه تبعیت چشم و گوش بسته میداند. مشخص است که وقتی به جای «لعلهم یتبعون (شاید پیروی کنند)» یا «شاید اطاعت کنند» یا «شاید تسلیم شوند» میفرماید «شاید تفکر کنند» منظور این است که هر کدام آن کارها را باید با تفکر انجام دهید و این پایه و اصل هر نوع پیروی است.
در مجموع، ما در بالا شانزده آیه را مرور کردیم که به زبانهای مختلف عموم مردم را دعوت به تفکر در آیات مربوط به احکام کرده است. که به همراه همان آیه تدبر که شیخ طوسی ذکر کرده بودند به عدد هفده میرسد. آیا ظلم نیست که چشممان را به روی همه اینها ببندیم و بگوییم «خدا دعوت به تفکر و تدبر فقط در اعتقادات و نظریات کرده، پس بطلان تقلید فقط در اصول دین ثابت میشود و در احکام و اعمال نمیشود»؟! این دو آیه دیگر را هم دقت کنید:
إِنَّا أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ﴿يوسف: ٢﴾
این قرآن مجید را ما به عربی فصیح فرستادیم، باشد که شما تعقل کنید.إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ﴿زخرف: ٣﴾
ما آن را قرآنی عربی قرار دادیم، باشد که بیندیشید.
آیا خدا در آیات فوق فرموده فقط در قسمتهای اعتقادی و نظری قرآن تعقل کنید ولی تعقل در قسمتهای احکام قرآن را به مراجع بسپارید و ما روز قیامت سوال و جواب اعمال شما را از مراجع که تعقل کردهاند میپرسیم؟ آیا این «لعلکم» فقط خطاب به مراجع است و خدا فرموده ای گروه مراجع فقط شما گروه خاص در این قرآن تعقل کنید و دیگران چون سواد عربی ندارند فقط آن را برای ثواب و نذر و رفع گرفتاریها و حاجات و آمرزش اموات و امثال اینها که نیاز به تعقل ندارد بخوانند و حفظ کنند؟! آیا چشم بستن به همه آیات فوق و منحصر کردن کتابی که باید منشا هدایت و تصمیمگیری تکتک مسلمانان در میدان عمل و زندگی باشد به اعتقادات و ذهنیات و کاربردهای فوق، ظلم و مهجور کردن قرآن نیست؟ که خدا در سوره فرقان میفرماید:
و (روز قیامت) به هر گونه کاری که کردهاند روی میآوریم و آن را گَردی پراکنده میسازیم. (۲۳) ... و روزی است که ستمکار دستهای خود را میگزد میگوید: «ای کاش با پیامبر راهی برمیگرفتم.» (۲۷) «ای وای، کاش فلانی را دوست نگرفته بودم. (۲۸) او مرا به گمراهی کشانید پس از آنکه قرآن به من رسیده بود.» و شیطان همواره فروگذارنده انسان است. (۲۹) و پیامبر گفت: «پروردگارا، قوم من این قرآن را رها کردند.» (۳۰)
آیا جای خجالت ندارد که روز قیامت در جواب این ندای پیامبر(ص) بگوییم «نه، ما قرآن را مهجور نکردیم، ما ختم قرآن میگرفتیم و برای دفع بلا از خودمان و اموات میخواندیم و موقع سفر از زیر آن رد میشدیم و ...» و بعد پیامبر(ص) بفرماید برای آن اعمالی که الان همهاش گردی پراکنده شده است، چه؟ برای تعیین تکلیف اعمال شخصی و اجتماعیتان هم سراغ قرآن میرفتید؟ و ما جواب بدهیم «خیر، آن که کار ما نبود، ما قرآن را نمیفهمیدیم! نتیجه تدبر و تعقل ما در قرآن این شد که ما نمیتوانیم تعقل کنیم!» حقیقتا جا دارد از خدا بخواهیم آخر و عاقبت همه را ختم به خیر کند.
صفحه بالادستی: دین قابل تقسیم به اصول و فروع نیست
بازگشت به: فهرست