آیات در نفی انتقال مسئولیت

یکی از باورهای رایج و در عین حال کاملا بی‌اساس در سنت تقلید این است که «مسئولیت درست یا غلط بودن عمل به مرجع تقلید منتقل می‌شود». البته این فقط یک باور شفاهی بین مردم نیست بلکه توسط عالمان هم مکتوب شده و هم ترویج داده می‌شود. به عنوان نمونه آقای سیستانی در توضیح معنای تقلید در سایت خود نوشته‌اند:

تقلید عبارت است از عمل کردن برابر فتوای یک فقیه جامع الشرایط هر چند که هنگام عمل، استناد به فتوای او نداشته باشد. پس اگر مطابق آنچه به نظر رسیده عمل کند و انچه را که لازم بوده ترک کند، رها نماید بدون بررسی، تقلید تحقق داشته است. گویا او فتوای مجتهد را همانند قلاده ای بر گردن آویخته و مسئولیت حکم را در برابر خدا به عهده او گذارده است. (منبع)

در اینجا ایشان رسما نوشته‌اند که مسئولیت حکم در برابر خدا از عهده مقلد برداشته و به عهده مرجع گذاشته می‌شود. همچنین آقای رفیعی در سخنانی فرموده‌اند:

«بنابراین، تبعیت از غیر معقول و کورکورانه غلط است و جایز نیست و مذمت شده است. اما تقلید از عالم، متخصص و پیروی عالمانه اسمش تقلید نیست و عِلمیت است و به این دلیل می‌گوییم تقلید، چون وظیفه را گردن آن شخص می‌اندازیم.» (منبع)

این در حالی است که حتی یک آیه یا حدیث نداریم که حتی به طور ضمنی و غیرمستقیم اشاره‌ کرده باشد که مسئولیت عمل مقلد به گردن مرجع است و مقلد پاسخگو نخواهد بود! بلکه برعکس، آیات متعددی با عبارات گوناگون ثابت می‌کنند که مسئولیت به عهده هر دوی مقلد و مرجع خواهد بود و آن ادعا دروغ بزرگی بوده که به مرور در بین مردم و علما موجه جلوه کرده است.

  1. وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا اتَّبِعُوا سَبِيلَنَا وَلْنَحْمِلْ خَطَايَاكُمْ وَمَا هُم بِحَامِلِينَ مِنْ خَطَايَاهُم مِّن شَيْءٍ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ  ‎﴿عنكبوت: ١٢﴾‏ وَلَيَحْمِلُنَّ أَثْقَالَهُمْ وَأَثْقَالًا مَّعَ أَثْقَالِهِمْ وَلَيُسْأَلُنَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَمَّا كَانُوا يَفْتَرُونَ (١٣)
    و کسانی که کفر ورزیدند به مؤمنان گفتند: «شما از راه ما پیروی کنید، و ما گناهانتان را بر عهده خواهیم گرفت!» آنان هرگز چیزی از گناهان اینها را بر دوش نخواهند گرفت؛ آنان به یقین دروغگو هستند! (۱۲) آنها بار سنگین خویش را بر دوش می‌کشند، و بارهای سنگین دیگری را اضافه بر بارهای سنگین خود؛ و روز قیامت به یقین از افتراهایی که می‌بستند سؤال خواهند شد! (۱۳)

بعضی افراد می‌گویند: «این آیه با عبارت قال الذین کفروا آغاز می‌شود، بنابراین در مورد کافران است و ارتباطی به مسلمانان یا علما ندارد.» در پاسخ به این نکته، چند مطلب قابل تأمل است:
نخست، واژه کفر در قرآن مراتبی دارد و همیشه به معنای کافر منکر خدا نیست. بلکه در بعضی موارد برای کسانی که حقیقت را می‌پوشانند یا نعمتی را کفران می‌کنند هم به کار می‌رود. در مساله ادعای انتقال مسئولیت، کسانی این آیه و آیات زیر را می‌دانند و برای مردم بازگو نمی‌کنند و به آنها نمی‌گویند که مرجع نمی‌تواند در قیامت بار عمل آنها را به دوش بکشد، این حقیقت را پوشانده و نعمت دانش را کفران کرده‌اند و می‌توانند مصداق این آیه باشند.

دوم، حتی اگر عبارت الذین کفروا را به معنای افراد بی‌دین بگیریم، باید توجه کرد که چگونه ممکن است یک کافرِ بی‌ایمان به خدا و قیامت، آن‌چنان اعتماد به نفسی داشته باشد که به افراد باایمان بگوید: «از راه ما پیروی کنید و گناهتان گردن ما»؟! و از سوی دیگر، آیا منطقی است که گروهی از مؤمنان تا این حد ساده‌لوح باشند که چنین ادعایی از کافران را باور کنند، به‌گونه‌ای که خداوند ناچار شود با نزول آیه‌ای تصریح کند که «آنها حتما دروغ می‌گویند»؟! آیا یک فرد مؤمن نیاز به این تذکر دارد که به وعده قیامت فردی که به قیامت اعتقادی ندارد، اعتمادی نیست؟

سوم، حتی اگر بپذیریم که این ادعا از سوی کافران بیان شده است، آیا می‌توان نتیجه گرفت که اگر شخصی مانند یک مرجع تقلید بگوید «گناه شما به گردن ما»، این سخن از او پذیرفتنی است؟! آیا پیام آیه این است که تنها اگر گوینده کافر باشد، چنین ادعایی مردود است، اما اگر شخص غیرمعصوم دیگری چنین ادعایی کند، قابل قبول خواهد بود؟! بدیهی است که این برداشت با روح و متن آیات قرآن که در ادامه می‌آید، در تضاد است.

  1. قُلْ أَغَيْرَ اللَّهِ أَبْغِي رَبًّا وَهُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْءٍ وَلَا تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ إِلَّا عَلَيْهَا وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَىٰ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّكُم مَّرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ﴿أنعام: ١٦٤﴾
    بگو: «آیا غیر خدا، پروردگاری را بطلبم، در حالی که او پروردگار همه چیز است؟! هر فردی، کسب نمی‌کند جز بر علیه خودش؛ و هیچ گنهکاری گناه دیگری را متحمّل نمی‌شود؛ سپس بازگشت همه شما به سوی پروردگارتان است؛ و شما را از آنچه در آن اختلاف داشتید، خبر خواهد داد. (۱۶۴)
  1. وَكُلَّ إِنسَانٍ أَلْزَمْنَاهُ طَائِرَهُ فِي عُنُقِهِ وَنُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ كِتَابًا يَلْقَاهُ مَنشُورًا ‎﴿اسرا ١٣﴾‏ اقْرَأْ كِتَابَكَ كَفَىٰ بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيبًا ‎(١٤)‏ مَّنِ اهْتَدَىٰ فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَىٰ وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّىٰ نَبْعَثَ رَسُولًا ‎(١٥)
    و هر انسانی، اعمالش را بر گردنش آویخته‌ایم؛ و روز قیامت، کتابی برای او بیرون می‌آوریم که آن را در برابر خود، گشوده می‌بیند! (۱۳) کتابت را بخوان، کافی است که امروز، خود حسابگر خویش باشی! (۱۴) هر کس هدایت شود، برای خود هدایت یافته؛ و آن کس که گمراه گردد، به زیان خود گمراه شده است؛ و هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نمی‌کشد؛ و ما هرگز مجازات نخواهیم کرد، مگر آنکه پیامبری مبعوث کرده باشیم (۱۵)

این آیات اتفاقا واژه گردن را به کار برده و یادآور می‌شود که هر انسانی اعمالش بر گردن خودش است، و این به وضوح با آنچه در تقلید تبلیغ می‌شود در تضاد است. و در ادامه می‌فرماید هیچ کس بار دیگری را به دوش نمی‌کشد.

  1. وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَىٰ وَإِن تَدْعُ مُثْقَلَةٌ إِلَىٰ حِمْلِهَا لَا يُحْمَلْ مِنْهُ شَيْءٌ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَىٰ إِنَّمَا تُنذِرُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالْغَيْبِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَمَن تَزَكَّىٰ فَإِنَّمَا يَتَزَكَّىٰ لِنَفْسِهِ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ ﴿فاطر: ١٨﴾
    هیچ گنهکاری بار گناه دیگری را بر دوش نمی‌کشد؛ و اگر شخص سنگین‌باری دیگری را برای حمل گناه خود بخواند، چیزی از آن را بر دوش نخواهد گرفت، هر چند از نزدیکان او باشد! تو فقط کسانی را بیم‌می‌دهی که از پروردگار خود در پنهانی می‌ترسند و نماز را برپا می‌دارند؛ و هر کس پاکی پیشه کند، نتیجه آن به خودش بازمی‌گردد؛ و بازگشت به سوی خداست! (۱۸)
  1. إِن تَكْفُرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنكُمْ وَلَا يَرْضَىٰ لِعِبَادِهِ الْكُفْرَ وَإِن تَشْكُرُوا يَرْضَهُ لَكُمْ وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَىٰ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّكُم مَّرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ﴿زمر: ٧﴾
    اگر کفران کنید، خداوند از شما بی‌نیاز است و هرگز کفران را برای بندگانش نمی‌پسندد؛ و اگر شکر او را بجا آورید آن را برای شما می‌پسندد! و هیچ گنهکاری گناه دیگری را بر دوش نمی‌کشد! سپس بازگشت همه شما به سوی پروردگارتان است، و شما را از آنچه انجام می‌دادید آگاه می‌سازد؛ چرا که او به آنچه در سینه‌هاست آگاه است! (۷)
  1. أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَىٰ ﴿نجم: ٣٨﴾ وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَىٰ ‎(٣٩) وَأَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرَىٰ ‎(٤٠)‏ ثُمَّ يُجْزَاهُ الْجَزَاءَ الْأَوْفَىٰ ‎(٤١)
    که هیچ بردارنده‌ای بار گناه دیگری را بر نمی‌دارد.(۳۸) و اينكه براى آدمى جز آنچه به كوشش خود كرده است نيست (۳۹) و بزودى كوشش او را به وى بنمايند (۴۰) سپس پاداش تمام آن را به او بدهند. (۴۱)

جالب است که ده آیه قبل از آن هم مربوط به تقلید است و در مطلب «آیه ۲۸ سوره نجم» توضیح داده شد.

  1. وَاتَّقُوا يَوْمًا لَّا تَجْزِي نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَيْئًا وَلَا يُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ وَلَا يُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ ﴿بقرة: ٤٨﴾
    و بترسید از روزی که هیچ کس چیزی را از کسی دفع نمی‌کند؛ و نه از او شفاعتی پذیرفته، و نه به جای وی بدلی گرفته می‌شود؛ و نه یاری خواهند شد.
  1. وَاتَّقُوا يَوْمًا لَّا تَجْزِي نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَيْئًا وَلَا يُقْبَلُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلَا تَنفَعُهَا شَفَاعَةٌ وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ ﴿بقرة: ١٢٣﴾
    و بترسید از روزی که هیچ کس چیزی را از کسی دفع نمی‌کند، و نه بدل و بلاگردانی از وی پذیرفته شود، و نه او را میانجیگری سودمند افتد، و نه یاری شوند.
  1. يَوْمَ لَا يُغْنِي مَوْلًى عَن مَّوْلًى شَيْئًا وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ ﴿دخان: ٤١﴾
    همان روزی که هیچ دوستی از هیچ دوستی نمی‌تواند حمایتی کند، و آنان یاری نمی‌شوند،
  1. يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ وَاخْشَوْا يَوْمًا لَّا يَجْزِي وَالِدٌ عَن وَلَدِهِ وَلَا مَوْلُودٌ هُوَ جَازٍ عَن وَالِدِهِ شَيْئًا إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَلَا يَغُرَّنَّكُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ ﴿لقمان: ٣٣﴾
    ای مردم، از پروردگارتان پروا بدارید، و بترسید از روزی که هیچ پدری به کار فرزندش نمی‌آید، و هیچ فرزندی به کار پدرش نخواهد آمد. آری، وعده خدا حق است. زنهار تا این زندگی دنیا شما را نفریبد، و زنهار تا شما را مغرور نسازد.

آیا در روزی که حتی پدر به کار فرزند نمی‌آید، مرجع تقلید می‌تواند مسئولیت اعمال ما را به عهده بگیرد؟! این هشدار جدی هم، ۱۲ آیه بعد از «آیه ۲۱ سوره لقمان» آمده که تقلید از پدران نسبی و غیرنسبی را نکوهش کرده بود.

  1. وَكُلُّهُمْ آتِيهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَرْدًا ﴿مريم: ٩٥﴾
    و روز قیامت همه آنها تنها، به سوی او خواهند آمد.

این آیه می‌فرماید هر کس در آسمان‌ها و زمین است در قیامت به صورت فردی پیش خدا خواهد آمد. در حالی که اگر قبول کنیم آنچه در تقلید به ما گفته‌اند درست است، معنایش این است که هر فرد مومن مقلدی به همراه مرجع خود به پیشگاه خدا خواهد رفت.

  1. يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ ﴿عبس ٣٤﴾ وَأُمِّهِ وَأَبِيهِ (٣٥) وَصَاحِبَتِهِ وَبَنِيهِ (٣٦) لِكُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ (٣٧)
    روزی که آدمی از برادرش، (۳۴) و از مادرش و پدرش. (۳۵) و از همسرش و پسرانش می‌گریزد، (۳۶) در آن روز، هر کسی از آنان را کاری است که او را به خود مشغول می‌دارد. (۳۷)
  1. وَلَقَدْ جِئْتُمُونَا فُرَادَىٰ كَمَا خَلَقْنَاكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَتَرَكْتُم مَّا خَوَّلْنَاكُمْ وَرَاءَ ظُهُورِكُمْ وَمَا نَرَىٰ مَعَكُمْ شُفَعَاءَكُمُ الَّذِينَ زَعَمْتُمْ أَنَّهُمْ فِيكُمْ شُرَكَاءُ لَقَد تَّقَطَّعَ بَيْنَكُمْ وَضَلَّ عَنكُم مَّا كُنتُمْ تَزْعُمُونَ ‎﴿انعام ٩٤﴾‏
    و تنها به سوی ما آمده‌اید، همان گونه که شما را نخستین بار آفریدیم، و آنچه را به شما عطا کرده بودیم پشت سر خود نهاده‌اید، و شفیعانی را که در خودتان، شریک می‌پنداشتید با شما نمی‌بینیم. به یقین، پیوند میان شما بریده شده، و آنچه را که می‌پنداشتید از دست شما رفته است.
  1. وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ ‎﴿زلزلة: ٨﴾‏
    و هرکس ذره‌ای کار بد انجام دهد آن را خواهد دید.

همه ما این آیه را بارها شنیده‌ایم ولی آیا با خود فکر کرده‌ایم که اگر با پیروی چشم و گوش بسته از مرجع، عمل اشتباهی را انجام دهیم، به حکم این آیه، این‌ خود ما هستیم که آن را خواهیم دید و اگر بنا باشد ما آن عمل را نبینیم و مرجع ببیند با این آیه تناقض دارد؟!

آیاتی که نفی ضمنی دارند

آیات دیگری هم هستند که به طور ضمنی به عدم انتقال مسئولیت اشاره دارند، از جمله:

  1. يَوْمَ تَأْتِي كُلُّ نَفْسٍ تُجَادِلُ عَن نَّفْسِهَا وَتُوَفَّىٰ كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ ‎﴿نحل ١١١﴾‏
    روزی که هر کسی می‌آید در حالی که از خود دفاع می‌کند؛ و هر کسی به آنچه کرده بی‌کم‌وکاست پاداش می‌یابد در حالی که بر آنان ستم نرود. (۱۱۱)

این آیه می‌فرماید قیامت روزی است که هر کسی از خودش دفاع می‌کند و آنچه عمل کرده را تمام و کمال پس می‌گیرد یا دریافت می‌کند. اگر قرار بود مرجع از ما دفاع کند یا اعمال اشتباهی که به فتوای مراجع انجام می‌دهیم را به ما ندهند و به مرجع بدهند، نتیجه می‌شد تعابیر این آیه العیاذ بالله نادقیق است.

حدیث رفع کمکی به دروغ انتقال مسئولیت نمی‌کند

وقتی آیات فوق را به مدافعان تقلید متذکر می‌شویم، بعضی از آنها به «حدیث رفع» اشاره می‌کنند تا برای این مشکل جوابی داده باشند. این حدیث از پیامبر (ص) نقل شده که ایشان فرموده‌اند چند چیز از امت من رفع شده است و یکی از آنها مسئولیت «آنچه نمی‌دانند» هست:

نُه چیز از امت من برداشته شده‌است: خطا و فراموشی و آنچه بر آن اکراه شوند و آنچه نمی‌دانند و آنچه طاقت انجام آن‌را ندارند و آنچه بدان مضطر هستند و حسد و فال بد زدن و اندیشه کردن در وسوسه خلق تا زمانی که بر زبان نیاورند[1].

به این ترتیب می‌خواهند بگویند اگر مرجع تلاشش را بکند ولی نتواند به فتوای درست علم پیدا کند، و از روی ندانستن حکمی بدهد، مسئولیت از او برداشته می‌شود.

ولی لازم است دقت شود که اولا محتوای حدیث با عدالت خدا سازگار نیست چرا که اگر قرار باشد بقیه امت‌ها بخاطر مثلا فراموشی یا آنچه در توانشان نیست مواخذه شوند، ولی مسلمانان معاف باشند، تبعیض آشکار خواهد بود، مگر اینکه تأویلی برای حدیث پیدا کنیم. ثانیا به فرض که این حدیث صحیح باشد، در آن صورت، مسئولیت از ابتدا از مقلدین برداشت شده است و آنها می‌توانند بدون رجوع به متخصص هر عملی انجام دهند چون «نمی‌دانند». ثالثا، اگر صحیح باشد، مرجع به کلی مسئولیتی نخواهد داشت و از او رفع می‌شود، اما در تقلید که مدعا این نیست! در تقلید نمی‌گویند مرجع مسئولیت ندارد و «رفع» شده است، بلکه می‌گویند مسئولیت هست، ولی از مقلد به مرجع «منتقل» می‌شود. پس حدیث رفع، دلالتی بر «انتقال مسئولیت» نمی‌کند.


تبادل نظر در تلگرام

صفحه بالادستی: قرآن تقلید را مذمت کرده

بازگشت به: فهرست



  1. سایت ویکی‌فقه، مشاهده ↩︎