آیه ۲۸ سوره نجم

وَمَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا ‎﴿نجم ٢٨﴾‏فَأَعْرِضْ عَن مَّن تَوَلَّىٰ عَن ذِكْرِنَا وَلَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا ‎(٢٩)‏ ذَٰلِكَ مَبْلَغُهُم مِّنَ الْعِلْمِ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اهْتَدَىٰ ‎(٣٠)

اينان را بدانچه مى‌گويند هيچ دانشی نيست. تنها از گمان خود پيروى مى‌كنند و گمان براى شناخت حقيقت كافى نيست. (۲۸) پس تو نيز از كسی كه از سخن ما رويگردان مى‌شود و جز زندگى دنيوى را نمى‌جويد اعراض كن. (۲۹) منتهاى دانششان همين است. پروردگار تو به آن كه از طريق او گمراه مى‌شود يا به راه هدايت مى‌افتد داناتر است. (۳۰)

آیه اشاره لفظی به تقلید ندارد ولی از آنجا که بحث تبعیت بدون علم و از روی ظن و گمان را مطرح می‌کند به تقلید مربوط است. همانطور که بعضی تفاسیر هم به این ارتباط اشاره کرده‌اند:

آنچه اعتقاد نموده‌ايد در خارج واقعى ندارد خدا نه پسر دارد نه دختر و ملائكه نه دخترند و نه باين هياكل و اين بتها نه لايق پرستشند و نه پرستش آنها مقرّب بخدا است اينها فقط نامهائى هستند كه شما و پدرانتان جعل نموده‌ايد بخيال خودتان بدون آنكه دليل و برهانى از طرف خداوند براى آن نازل يا از عقل بآن حاكم شده باشد و متابعت و پيروى نميكنند مشركين مگر گمان باطل ناشی از تقليد پدران و هواى نفس خودشان را با آنكه هدايت الهيه و راهنماى حقيقى از طرف پروردگارشان كه قرآن مجيد و پيغمبر خاتم باشد براى ارائه حق و حقيقت بآنها آمده است[1]

با این حال، علامه طباطبایی در تفسیر خود باز هم احکام عملی دینی را از دایره شمول این آیه خارج کرده‌اند:

... كلمه حق به معنى واقعيت هر چيز است، و همه مى‌دانيم كه واقعيت هر چيزى جز به علم يعنى اعتقاد مانع از نقيض، و يا به عبارت ديگر احتمال صد در صد درك نمى‌شود، و غير علم كه يا ظن است و يا شك و يا وهم، واقعيت چيزى را نشان نمى‌دهد، پس هيچ مجوزى نيست كه انسان در درك حقايق به آن اعتماد كند، خداى تعالى هم فرموده:(وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ). و اما اينكه در احكام عملى دینی به مظنه عمل مى‌كنيم، از اين جهت است كه در خصوص اين مورد دليلى از ناحيه شارع رسيده، كه اطلاق آيه شريفه را مقيد كرده، از خصوص اين يك مورد گذشته در هيچ يك از امور اعتقادى نمى‌توانيم ظن را پيروى كنيم، چون اطلاق آيه در آن باره محفوظ است.[2]

نوشته‌اند در مورد تقلید احکام عملی دلیلی اقامه شده که منظور آیه را محدود می‌کند ولی در اعتقادات اطلاق آیه محفوظ است، که البته ایشان به دلیل اشاره نکرده‌اند ولی در این مجموعه مقالات تا اینجای کار نشان داده شد چنین دلیلی وجود ندارد و در ادامه این فصل هم خواهیم دید که نه در قرآن و نه در احادیث، دلیل معتبری نداریم، همانطور که بعضی مدرسین درس خارج فقه هم اقرار کرده‌اند که دلیل روایی برای تقلید نداریم و تنها مستمسک آنها سیره عقلا است. اما در اینجا می‌خواهیم نشان بدهیم که اطلاق آیه در احکام عملی هم محفوظ است.

خود فعل «یتبعون» بیشتر معنای پیروی عملی را می‌رساند تا صرف دنباله‌روی نظری، که اگر منظورش فقط اعتقادات بود، می‌توانست بفرماید یظنون (شبیه تَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا). به علاوه، آیه ۲۹ می‌فرماید این افرادی که فقط از ظن پیروی می‌کنند از ذکر ما (که شاید منظورش قرآن و دیگر کتب آسمانی باشد)، رویگردانند و بجز زندگی دنیا چیزی نمی‌خواهند، و این هم تا حد زیادی بر اهل تقلید منطبق است که حوصله دقت در آیات خدا را ندارند، این وظیفه را به دیگران برون‌سپاری می‌کنند، و ترجیح می‌دهند اگر فرصتی دارند، به جای بررسی دلایل کارهایشان به امور غیرضروری دنیوی بپردازند.

آیه ۳۱ می‌فرماید «... تا کسانی را که بد کرده‌اند، به آنچه عمل کرده‌اند کیفر دهد، و آنان را که نیکی کرده‌اند، به نیکی پاداش دهد». یعنی بحث عمل و کار مطرح است نه فقط اعتقادات. آیه ۳۲ هم در ادامه، افراد نیکوکار را توصیف می‌کند که «آنان که از گناهان بزرگ و زشتکاریها (جز لغزشهای کوچک) خودداری می‌ورزند، ... او به کسی که تقوا پیشه کرده داناتر است.» و می‌دانیم که تقوا یعنی همان ترس و دغدغه درستی و غلطی کارها و پرهیزکاری و پارسایی، که کسی که به ظن و نظر دیگران بسنده می‌کند معمولا چنین دغدغه‌ و ترسی ندارد.

چند آیه بعدتر هم می‌فرماید: «که هیچ بردارنده‌ای بار گناه دیگری را بر نمی‌دارد. (۳۸) و اینکه برای انسان جز حاصل تلاش او نیست. (۳۹) و کوشش او به زودی دیده خواهد شد. (۴۰) سپس هر چه تمامتر وی را پاداش دهند. (۴۱)» که باز هم به اعمال مربوطند و به صراحت، ادعای اهل تقلید که خیال می‌کنند گناه اشتباهات احتمالی به عهده مرجع تقلید است، را رد می‌کند و تاکید می‌کند که هر انسانی جز آنچه خود تلاش کند بهره‌ای نخواهد داشت. بهرحال همه این آیات دارند به اعمال و کارهای مردم و مخاطبین سوره اشاره می‌کنند، و هیچ دلیلی وجود ندارد که بگوییم تعبیر «ان الظن لایغنی من الحق شیئا» فقط در مورد تعیین حقانیت مسائل نظری از ظن نهی کرده و در مورد مسائل عملی، حق و حقانیت اعمال را نیازمند و وابسته ظن دانسته است!


تبادل نظر در تلگرام

مطلب بالادستی: آیات مذمت پیروی از غیر علم

بازگشت به فهرست


  1. تفسیر روان جاوید، ثقفى تهرانى، جلد ۵، صفحه ۹۰، مشاهده ↩︎

  2. ترجمه تفسیر المیزان، جلد ۱۹، صفحه ۶۴، مشاهده در متن عربی کلمه شارع وجود ندارد ولی بهرحال مفهوم تقریبا یکی است. ↩︎