چرا نفی کامل؟
بعد از تمام مباحثات و گفتگوها، مدافعان تقلید میگویند «بله تفقه خیلی هم خوب است، ما همیشه گفتهایم مردم بیایند یاد بگیرند، ما همیشه درباره اهمیت علم سخنرانی کردهایم، راه تحقیق بسته نیست، هر کسی خواست بیاید شروع کند عربی یاد بگیرد و بعد هم این کتاب و آن کتاب و ... ولی ما تقلید را هم گذاشتهایم برای آنها که نمیتوانند!». و اتفاقا مشکل همین جاست، بله درست است از کودکی به ما میگفتند حدیث خوب است یاد بگیرید، قرآن خوب است حفظ کنید، ولی هیچوقت یاد گرفتن اینها یک ضرورت نبود، و تا وقتی هم که تقلید به عنوان یک گزینه روی میز باشد، هیچوقت تفقه به عنوان یک ضرورت و الزام برای تعیین سرنوشت دنیا و آخرت هر فرد مطرح نمیشود، کما اینکه تاکنون نشده است، علیرغم همه تاکیدات صریح و غلیظی که در این باره وجود دارد (مطلب «دستور معصومین(ع) به تفقه همگانی» را ببینید).
این قضیه تا حدودی شبیه مدرسه و کلاسی است که در آن، عدهای بگویند «بله درس خواندن و حل کردن تکالیف خوب است، اما اگر توانایی و وقت نداشتید، میتوانید بدون درس خواندن، از روی کتاب حلالمسائل یا از روی دفتر دانشآموزی که خیال میکنید آخر سال شاگرد اول میشود، جوابها را بنویسید و اگر هم آنها اشتباه نوشته بودند اشکالی ندارد، از خود آنها بازخواست میشود»!! مشخص است تا زمانی که چنین راهکاری هم پذیرفته شده تلقی شود، کمتر دانشآموزی به خود زحمت تفکر و باز کردن چشموگوش و به کار انداختن ابزارهای سنجش و حساب و کتاب را میدهد. از همین رو است که شرک تقلید به هیچوجه پذیرفته شده نیست و همه اشکال آن باید به شدت نفی شود، و قرآن و احادیث هم همین کار را کردهاند (به مطلب «تقلید در قرآن و روایات» رجوع کنید).
تکمیل میشود.
صفحه بالادستی: دیگر مباحث
بازگشت به: فهرست