آیه «از هدایتشدگان پیروی کنید»
آیه دیگری که به آن استناد میشود، آیه ۲۱ سوره یس است که میفرماید:
اتَّبِعُوا مَن لَّا يَسْأَلُكُمْ أَجْرًا وَهُم مُّهْتَدُونَ ﴿یس ٢١﴾
«از کسانى که پاداشى از شما نمى خواهند و خود بر راه راست قرار دارند پیروى کنید»
آیه دلالت به تقلید ندارد
- مشابه آیات قبلی، باز هم آیه در مورد تبعیت است نه تقلید و تبعیت با تقلید فرق میکند. همانطور که وقتی مسلمانی در اصول دین و اعتقادات تحقیق میکند و پی به یگانگی یا عدالت خدا و حقانیت قرآن و خاتمیت پیامبر(ص) و امامت امامان(ع) و … میبرد همچنان در حال تبعیت از آنها است، اگر کسی در احکام هم تحقیق و پیروی با چشموگوشباز کرد، همچنان تابع آنها است و به دستور این آیه عمل کرده است.
- حتی اگر بپذیریم آیه گفته تقلید کنید، فقط دو شرط بیان کرده که ممکن است دو نفر یا بیشتر به صورت همزمان داشته باشند. یعنی ممکن است همزمان چند نفر از مردم اجر نخواهند و تصور بر این باشد که همه آنها هدایتشده هستند، در این صورت آیه تقلید از همه آنها را مجاز کرده است. در حالی که در سازوکار فعلی فقط از یک نفر باید تقلید کرد.
شرایط ذکر شده با تقلید قابل ارزیابی نیست
- یکی از شرایطی که آیه ذکر میکند این است که فرد مورد رجوع از هدایتشدگان باشد. مساله اینجاست که اگر دلیل احکامشان را نپرسیم از کجا بدانیم مهتدون هستند؟ وقتی یک مرجع میگوید وام بهرهدار یا نماز خواندن پشت سر امام جماعتی که حقوق میگیرد، حلال و دیگری میگوید حرام است، اگر مردم نخواهند از آنها دلیل این حکم را بپرسند و بسنجند، راه دیگری برای تشخیص هدایت و عدم هدایت وجود ندارد. خود اینکه در تقلید گفته میشود «مسئولیت تشخیص با مرجع است»، دلیل قاطع است که در مورد هدایت شده بودن تضمینی نیست. اگر شرط هدایت شده بودن احراز شده باشد دیگر معنا نمیدهد کسی بگوید «اگر گمراه شدید، مسئولیتش با من»!
- اگر این آیه برای تقلید باشد، شرط درخواست نکردن اجر هم در مورد مراجع فعلی صدق نمیکند. به دو دلیل، یک اینکه میدانیم هزینه تحصیل طلاب و اداره مدارس و حوزهها توسط وجوهات مردم پرداخت میشود و از بین همین طلاب کسانی به درجه اجتهاد میرسند. دوم اینکه شاید از ما اجر مستقیم نخواهند ولی به طور غیرمستقیم صاحب اجر میشوند. در مورد مراجعی که تاکنون بودهاند هیچ مدرکی وجود ندارد و نمیتوان قضاوتی کرد و نباید تهمتی زده شود، اما همین که چنین شرطی برای تقلید ذکر شده باشد کافی است که بعد از قرنها بعضی افراد ناپاک یاد بگیرند از مردم اجر نخواهند تا این شرط مرجعیت در مورد آنها هم برقرار باشد، ولی با جمع کردن پیروان زیاد و جهت دادن به آنها، اجر مادی و معنوی را از طریق مشهور شدن، کسب جایگاه و منصب سیاسی، و در یک کلام از کسی که از جهتدهی پیروان سود میبرد، بگیرند.
بیشتر ما ممکن است با مصادیق و گونههای مختلف این رویکرد آشنا باشیم، مثلا چهرههای مشهور شبکههای اجتماعی که از دنبالکنندگان خود پول نمیگیرند اما با تبلیغ مستقیم و غیرمستقیم محتواهای خاص، از آن راه اجر خود را از مردم میگیرند. صد البته تفاوتهای زیادی بین مرجعیت و این چهرهها وجود دارد ولی این مثال فقط برای توضیح این بود که اجر گرفتن فقط به صورت مستقیم نیست و چنین شرطی را نمیتوان برای مراجع تقلید احراز کرد، یعنی راهی برای آن وجود ندارد.
عدم تناسب لفظ با برداشت
از موارد فوق که بگذریم، لفظ آیه مناسب بیان حکمی مبنایی که سنگ زیربنای دین و دنیای مردم در تمامی دورانها و مکانها را مشخص کند، نیست. ماجرای سه نفر از پیامبران بوده است که در حال دعوت مردم بودهاند و مردی از دوردست آمده و آیه فوق نقل قول او است که به قوم میگوید از کسی پیروی کنید که از شما اجری نمیخواهد و هدایت شده است، نه اینکه در حال بیان حکم کلی برای همه بشریت باشد.
درباره بیان مسایل جزیی نمونههایی هست که خدا ضمن تعریف یک داستان، چند درس جانبی هم داده باشد، مثلا ضمن تعریف داستان موسی و دختران شعیب، با ذکر نحوه راه رفتن همراه با حیا، یک نکته اخلاقی را هم تذکر میدهد که ببینید این انسانهای نمونه و دختران پیامبر اینطور راه میرفتند. اما اینکه از ماجرایی شبیه به این، در وسط داستان پیامبران پیشین، از قول یک نفر، خطاب به آن قوم جملهای گفته باشد نمیتواند به مسلمانان این پیام را بدهد که سازوکار تقلید را برای دین شما طراحی و تاسیس کردیم و شما اسلام را روی این زیربنا پیاده کنید. درس عمومیای که میدهد این است که در مساله پیروی روی اینکه افراد چه اجری ممکن است ببرند و آیا هدایت شده هستند یا نه، اندیشه کنید که هر دوی اینها نیاز دارد که از یک نفر تقلید نکنیم و دلایلشان را بپرسیم.
صفحه بالادستی: قرآن توصیه به تقلید نکرده
بازگشت به: فهرست