آیه ۱۰۴ سوره مائده

دومین آیه‌ای که در مذمت تقلید بررسی می‌کنیم آیه ۱۰۴ سوره مائده است که می‌فرماید:

وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَىٰ مَا أَنزَلَ اللَّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ قَالُوا حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ شَيْئًا وَلَا يَهْتَدُونَ ‎﴿المائدة: ١٠٤﴾
و چون به آنان گفته شود: «به سوی آنچه خدا نازل کرده و به سوی پیامبر بیایید»، می‌گویند: «آنچه پدران خود را بر آن یافته‌ایم ما را بس است.» آیا هر چند پدرانشان چیزی نمی‌دانسته و هدایت نیافته بودند؟

آیه تا حد زیادی شبیه به آیه ۱۷۰ سوره بقره است که در مطلب قبلی توضیح داده شد. یکی از تفاوت‌ها این است که اینجا به جای دعوت به تبعیت، از فعل «تعالوا» یعنی «بیایید» استفاده شده است و همچنین اینجا مخاطبان آیه می‌گویند روشی که پدران ما انجام می‌داده‌اند برای ما بس است و نیازی به تفکر و تعقل بیشتر نداریم. بهرحال مفسران و علما این آیه را هم به طور کلی بر علیه تقلید دانسته‌اند ولی تقلید در فروع دین را از آن استثنا کرده‌اند!

عدم جواز تقلید، فقط در اصول دین؟!

برای نمونه، در تفسیر اثنی‌عشری آورده شده است که:

اين عدم جواز تقليد، در اصول دين است، اما در فروع، بر هر مسلمان مكلفى لازم است پيروى و تقليد مجتهد حىّ اعلمى را نمايد، چنانچه توقيع امام عصر دالّ بر اين است.[1]

در حالی که باز هم هیچ قرینه‌ای در خود آیه و اطراف آن وجود ندارد که ما را به این نتیجه برساند که آیه درباره اصول دین و اعتقادات است و تقلید در فروع و احکام را شامل نمی‌شود. اتفاقا برعکس، آیه قبلی در مورد حلال و حرام خدا درباره استفاده از انواع شترها و آیات بعدی در مورد وصیت و شهادت و گواهی‌دادن در این رابطه هستند. و اگر بنا باشد بین اعتقادات و احکام یکی را برای این آیه انتخاب کنیم، با قرائن سازگارتر است که بگوییم آیه در مورد تقلید در احکام است. شاید به همین دلیل که قرینه‌ای در آیه وجود نداشته، صاحب تفسیر اثنی‌عشری مجبور شده توقیع امام عصر را به عنوان دلیل بیاورد که آن هم در قسمت «روایتی برای تقلید نداریم» نشان داده خواهد شد دلالتی بر این ادعا ندارد.

آیا آیه فقط تقلید جاهل از جاهل را منع می‌کند؟

و باز هم در تفسیر نور زیر این آیه آورده‌اند که «تقليد كوركورانه، نشانه‌ى بى‌عقلى است.» و «تقليد جاهل از جاهل بى‌معناست.»[2] که در مطلب قبلی به طور مفصل‌تر عرض کردیم اگر مخاطبین این آیه می‌دانسته‌اند مرجعشان (یعنی فرد یا گروهی که مورد رجوع ایشان است) جاهل است و با علم به این موضوع باز هم از جاهل تقلید می‌کرده‌اند که دیگر معنا ندارد خدا از آنها با لحن انکار بپرسد «حتی اگر جاهل باشند؟». اینکه خدا با این لحن پرسیده، نشان می‌دهد که مخاطبان در یکی از دو‌ حالت زیر بوده‌اند:

۱- مرجعشان را اجمالا عالم می‌دانسته‌اند و بخاطر علمش از او پیروی می‌کرده‌اند که خدا با این پرسش انکاری به باورشان تردید وارد می‌کند و می‌فرماید «حتی اگر (در موضوع اختلافی و مورد بحث با پیامبر) جاهل باشد؟» و دعوتشان می‌کند که جاهل و عالم بودن وی را در آن موضوع خاص بررسی کنند.

۲- کاری به جاهل و عالم بودن مرجعشان نداشته‌اند که خدا با این سوال آنها را متوجه می‌کند که باید به جهل و علم وی دقت کنند. اگر بررسی کنند و به این نتیجه برسند که مرجعشان اجمالا عالم است، به همان حالت اول می‌رسند و باز هم مورد خطاب هستند که آیا از آنها پیروی می‌کنید «حتی اگر جاهل باشند؟» و باید در مساله اختلافی تفکر و تحقیق کنند تا به این برسند که وی در این مورد جاهل نیست. و اگر به این نتیجه برسند که مرجعشان جاهل است و بخواهند همچنان از او پیروی کنند که دیگر این سوال از آنها معنایی نخواهد داشت.

ملاحظه می‌فرمایید که هر دو حالت در روال تقلید اتفاق می‌افتد. یا افراد سعی می‌کنند بدون درگیر شدن با درستی و غلطی فتواها و نظرات مراجع و بدون تفکر در موارد خاص به تشخیص اجمالی برسند که فلان مرجع از همه عالم‌تر است و از آن به بعد از او پیروی کنند حتی اگر نظر دیگر مراجع خلاف آن و چه بسا به کلام خدا نزدیک‌تر باشد (حالت اول) یا اینکه بدون تحقیق و بررسی و صرفا مثل والدین و بزرگترها و آدم‌های حسابی‌تر اطرافشان از کسی تقلید می‌کنند (حالت دوم). بهرحال، در هر مساله‌ای که اختلاف پیش بیاید و کسی مردم را به کلام خدا دعوت کند، همه مقلدهایی که می‌گویند «نه، بلکه ما از نظر فلانی پیروی می‌کنیم» مخاطب این آیه قرار می‌گیرند که «آیا از فلان شخص غیر خدا پیروی می‌کنید حتی اگر جاهل باشد؟ حتی اگر علم به موضوع نداشته باشد و هدایت نیافته باشد؟»

تنها راهی که کسی می‌تواند خود را از شمول عتاب و خطاب این آیه خارج کند این است که بگوید «من دلایل مراجع را در حد توان جویا شدم و درباره آنها فکر و تعقل کردم و در حد توان خودم به این نتیجه رسیدم که درست یا غلط است، و متوجه بودم که ممکن است اشتباه کرده باشم برای همین، نتایج کارم را ارزیابی می‌کردم و تا آخر عمرم جستجو و تفکر را متوقف نکردم و هر موقع متوجه اشتباهم شدم آن را پذیرفته و توبه و اصلاح کردم، و در قیامت هم اگر مشخص شد اشتباه کرده‌ام مسئولیت آن را می‌پذیرم و به دیگری حواله نمی‌کنم». تنها با این رویکرد است که امید می‌رود خدا تلاش صادقانه ما برای جستجوی حقیقت و کشف اشتباهاتمان و جبران آنها را ببیند و ما را برای آنچه فراتر از توان و‌ طاقتمان بوده، مواخذه نفرماید.


تبادل نظر در تلگرام

مطلب بالادستی: آیات مذمت تقلید

فهرست



  1. تفسیر اثنی‌عشری، جلد ۳، صفحه ۱۹۲، مشاهده ↩︎

  2. تفسیر نور، آقای قرائتی، جلد ۲، صفحه ۳۸۴، مشاهده ↩︎