بتپرستی مدرن
گروهی از افراد هستند که مشکل تقلید را فقط در روش استخراج احکام و نوع فتواهایی که در اثر این روش صادر میشود میدانند و معتقدند راه برونرفت از مشکل، گفتگو و متقاعد کردن فقها است که روش خود را تغییر دهند. به عبارت دیگر ضمن اینکه پذیرفتهاند متخصص نیستند و باید تبعیت بدون بررسی از فقیه داشته باشند، در عین حال برای خود، شأن نظارت و انتقاد و تعیین خطمشی برای مراجع و حوزهها قائل هستند. به عنوان نمونه، اخیرا مناظراتی بین آقایان علیدوست و سروش برگزار شد و در حواشی و به بهانه این مناظرات، در جمعهای محدودتری مشاهده میشد که طرفداران تقلید قائل به این بودند که فقها و مجتهدین فعلی مشکلاتی دارند که ما باید به آنها گوشزد کنیم و سعی کنیم آنها را متقاعد کنیم که روش خود را (طبق صلاحدید ما) اصلاح کنند و در آن صورت تقلید ما از آنها درست خواهد بود. به نظر نگارنده، این پدیده غیرممکن و همان دور باطل است و افتادن به این ورطه، به مرور زمان تنها به ذبح منطق و علم و حقیقت منجر خواهد شد. در ادامه به توضیح این دیدگاه پرداخته خواهد شد.
وقتی ما مسئولیت خود برای تشخیص وظایف دینی را به فقیه یا متخصص امور دینی واگذار میکنیم، عملاً خود را از فرآیند شناخت و تصمیمگیری خارج کردهایم. در چنین شرایطی، نمیتوانیم بعداً به آن فقیه بگوییم: «در این مورد خاص، به نظر من اشتباه میکنید. بهتر است روشتان را تغییر بدهید.»
مسئله اصلی این است که ما منبع تشخیص حقیقت و درستی را کجا قرار میدهیم؟ اگر از ابتدا به این نتیجه رسیدهایم که خودمان توانایی تشخیص درست از نادرست را نداریم و این وظیفه را به گروهی دیگر سپردهایم، دیگر نمیتوانیم در مرحلهای بعد، به همان گروه بگوییم که اکنون ما روش بهتری برای کشف حقیقت یافتهایم و انتظار داشته باشیم آنها بر اساس گفته ما، روش خود را تغییر دهند و بعد دوباره ما از آنها بدون پرسیدن دلیل پیروی کنیم. عموم فقها از ابتدا با این پیشفرض تربیت شده و در نظامی رشد کردهاند که مردم توانایی درک جزئیات احکام را ندارند. با چنین تصور و پیشفرض مبناییای، چطور ممکن است بپذیرند که مردم روشها و مسايل زیربنایی فقه را تجزیه و تحلیل و نقد و تجویز کنند؟ در چنین ساختاری، حتی اگر یکی از آنها فردی حقیقتجو باشد و پذیرای نقد باشد، آیا اکثریت فقها تغییرات او را تحمل میکنند؟ تجربه نشان داده که فقیهانی که رویکردهای متفاوت یا نواندیشانهای داشتهاند، بهندرت از سوی بدنه سنتی فقه پذیرفته شدهاند.
این موضوع لزوماً به دلیل تعصب یا غرور شخصی آنها نیست. مسئله این است که اگر آنها بپذیرند مردم قرار است مقلد باشند و همزمان میتوانند در روش فقه و نحوه استنباط احکام نظر دهند، اساس منطقی که تاکنون بر آن بنا کردهاند دچار فروپاشی میشود. مثل این است که بیمارانی که تا دیروز نمیدانستند چه دارویی برایشان مناسب است، امروز تصمیم بگیرند درباره روش تحقیق و کشف و ساخت دارو نظر بدهند و برای آن چارچوب تعیین کنند. چنین تغییری در نقش و جایگاه، کل نظام قبلی را زیر سؤال میبرد.
اگر باور بر این است که انسانها توانایی درک احکام را ندارند، در این صورت اینکه ما مسئولیت و بار امانت را از دوش خود برداریم و آن را بر دوش فقیه بگذاریم، و او را در مقام تعیین حکم، در جایگاهی نزدیک به جایگاه الهی قرار دهیم، و هرگاه پس از چند دهه یا حتی قرنها احساس کردیم که احکامش ایراداتی دارد، او را پایین بیاوریم و تغییراتی در آن ایجاد کنیم و سپس دوباره در همان جایگاه قرار دهیم، آیا این شبیه همان سنت بتسازی و پیروی از بتها نیست؟ که هر گاه دیدیم بتمان گرد و خاک گرفته و آن جذبه و ابهت قبلی را ندارد، آن را پایین بیاوریم دستی به سر و رویش بکشیم و تغییراتی در آن بدهیم و دوباره آن را در جایگاه خدایی بگذاریم؟ آیا این همان «صنع» و نظام ساختگیای نیست که خود ما برای گریز از مسئولیت ایجاد کردهایم؟ چگونه میتوان از چیزی تبعیت چشموگوشبسته کرد که خود ما آن را طراحی و هدایت کردهایم؟
اگر در قرآن با واژه «صنع» جستوجویی انجام دهیم، به روشنی درمییابیم که خداوند نسبت به آنچه «میسازند» یا «میپردازند» هشدارهای جدی داده است، از جمله در عبارات «ما یصنعون» یا «تصنعون». به عنوان مثال:
أَفَحَسِبَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَن يَتَّخِذُوا عِبَادِي مِن دُونِي أَوْلِيَاءَ ۚ إِنَّا أَعْتَدْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَافِرِينَ نُزُلًا ﴿١٠٢﴾ قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُم بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمَالًا ﴿١٠٣﴾ الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا ﴿١٠٤﴾ أُولَٰئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ وَلِقَائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَلَا نُقِيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَزْنًا ﴿١٠٥﴾ ذَٰلِكَ جَزَاؤُهُمْ جَهَنَّمُ بِمَا كَفَرُوا وَاتَّخَذُوا آيَاتِي وَرُسُلِي هُزُوًا ﴿١٠٦﴾
آیا کسانی که حق را پوشاندند، پنداشتهاند که به جای من، بندگانم را سرپرست بگیرند؟ ما جهنم را آماده کردهایم تا جایگاه پذیرایی حقپوشان باشد. (۱۰۲) بگو: «آیا شما را از زیانکارترین مردم آگاه گردانم؟» (۱۰۳) کسانیاند که کوشششان در زندگی دنیا به هدر رفته و خود میپندارند که کار خوب انجام میدهند. (۱۰۴) آنان کسانیاند که آیات پروردگارشان و لقای او را انکار کردند، در نتیجه اعمالشان تباه گردید، و روز قیامت برای آنها ارزشی نخواهیم نهاد. (۱۰۵) این جهنم سزای آنان است، چرا که حق را پوشاندند و آیات من و پیامبرانم را به ریشخند گرفتند. (۱۰۶)
تکمیل میشود.
مطلب بالادستی: دیگر مباحث