احترام علمای دین محفوظ است

در این مجموعه مطالب، حرف‌های صریحی خطاب به علمای دین زده شد و نشان داده شد تقلیدی که توسط بسیاری از علما تایید و ترویج می‌شود، هیچ مبنای درست و قابل توجیهی ندارد. یا مثلا ادعای رفع مسئولیت اعمال از مقلدین و انتقال آن به مراجع، به استناد آیات ۱۲ و ۱۳ سوره عنکبوت، «دروغ بزرگ» خوانده شد. اما هیچکدام از اینها به این معنا نیست که علمای دین عمدا این کارها را کرده‌اند و به این معنا نیست که دیگر احترامی ندارند، بلکه برعکس بابت رسیدن به اینجا، باید قدردان زحمات و فداکاری‌هایشان بود و از آنها تشکر کرد.

همه کسانی که از آنها اسلام تقلیدی را یاد گرفتیم (چه مستقیم یا غیر مستقیم، چه معاصر چه از نسل‌های پیشین، همگی) به نوعی والدین ما و جامعه محسوب می‌شوند چرا که غذای فکری ما را تامین کرده و در کشاکش عقاید مختلف این چهارچوب و این چتر و این سقف را برای ما فراهم کرده‌اند تا ما به جایی برسیم که بشنویم و بخوانیم و فکر کنیم و به داوری برسیم و موضع بگیریم که چه چیزی درست است و چه چیزی نیست. از همین رو، به حکم آیات زیر احترامشان واجب است:

لَّا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلَٰهًا آخَرَ فَتَقْعُدَ مَذْمُومًا مَّخْذُولًا ‎﴿اسرا ٢٢﴾‏ ۞ وَقَضَىٰ رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا ۚ إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِندَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلَاهُمَا فَلَا تَقُل لَّهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلًا كَرِيمًا ‎﴿٢٣﴾‏ وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا ‎﴿٢٤﴾‏ رَّبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا فِي نُفُوسِكُمْ ۚ إِن تَكُونُوا صَالِحِينَ فَإِنَّهُ كَانَ لِلْأَوَّابِينَ غَفُورًا ‎﴿٢٥﴾
معبود دیگری با خدا قرار مده تا نکوهیده و وامانده بنشینی. (۲۲) و پروردگار تو مقرر کرد که جز او را مپرستید و به پدر و مادر احسان کنید. اگر یکی از آن دو یا هر دو، در کنار تو به سالخوردگی رسیدند به آنها «اف» مگو و به آنان پَرخاش مکن و با آنها سخنی شایسته بگوی. (۲۳) و از سر مهربانی، بالِ فروتنی بر آنان بگستر و بگو: «پروردگارا، آن دو را رحمت کن چنانکه مرا در خردی پروردند.» (۲۴) پروردگار شما به آنچه در دلهای خود دارید آگاه‌تر است. اگر شایسته باشید، قطعاً او آمرزنده توبه‌کنندگان است. (۲۵)

وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ حُسْنًا وَإِن جَاهَدَاكَ لِتُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ  ‎﴿عنكبوت: ٨﴾‏

و به انسان سفارش کردیم که به پدر و مادر خود نیکی کند، و اگر آنها با تو درکوشند تا چیزی را که بدان علم نداری با من شریک گردانی، از ایشان اطاعت مکن. سرانجامتان به سوی من است، و شما را از آنچه انجام می‌دادید باخبر خواهم کرد.

وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَىٰ وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِي عَامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لِي وَلِوَالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ ‎﴿لقمان ١٤﴾‏ وَإِن جَاهَدَاكَ عَلَىٰ أَن تُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا ۖ وَصَاحِبْهُمَا فِي الدُّنْيَا مَعْرُوفًا ۖ وَاتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ إِلَيَّ ۚ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ‎(١٥)

و انسان را در باره پدر و مادرش سفارش کردیم؛ مادرش به او باردار شد، سستی بر روی سستی. و از شیر باز گرفتنش در دو سال است. که شکرگزارِ من و پدر و مادرت باش که بازگشت به سوی من است. (۱۴) و اگر تو را وادارند تا در باره چیزی که تو را بدان دانشی نیست به من شرک ورزی، از آنان فرمان مبر، و در دنیا به خوبی با آنان معاشرت کن، و راه کسی را پیروی کن که توبه‌کنان به سوی من بازمی‌گردد؛ و بازگشت شما به سوی من است، و از آنچه انجام می‌دادید شما را با خبر خواهم کرد. (۱۵)

و البته همانطور که توضیح داده شد، تقلید شرک در اطاعت است، پس به حکم همین آیات، علاوه بر احترام و نیکی به علما، عدم تبعیت از شرک تقلید هم وظیفه ماست (اگر به آن اصرار دارند). از همین جا ظرافت این نکته مشهور هم مشخص می‌شود که چرا قرآن مکرر بعد از نهی شرک، بلافاصله احسان به والدین را مطرح می‌کند. شاید به این خاطر که انسان‌ها در طول تاریخ خود را در برابر سوال‌هایی می‌بینند که جواب آن را نمی‌دانند، اولین جواب را والدین به آنها می‌دهند، و کسی را با تجربه‌تر و مورد اعتماد‌تر از والدین خود نمی‌یابند. از این رو به طور طبیعی، بدون علم از آنها پیروی می‌کنند.

به مرور که فرزندان متوجه می‌شوند آنچه پدرانشان به آنها گفته‌اند حقیقت نبوده و ضرر دارد، و اختلاف پیش می‌آید، این نباید باعث شود که رابطه آنها تحت‌تاثیر قرار بگیرد. بلکه باید تمام تلاش‌هایی که برای رشد جسمی و فکری ما کرده‌اند، هم در زبان و هم در عمل به بهترین نحو پاس داشته شود.

و البته این احترام نباید باعث شود که حقیقت را نادیده بگیریم، مخفی و انکار کنیم از ترس اینکه مبادا به آنها بی‌احترامی شود و ناراحت شوند. باید بالِ فروتنی برایشان باز کنیم و آنقدر به آنها نیکی کنیم که کاملا مشخص شود آنچه در مورد حقیقت می‌گوییم، نه یک مستمسک برای بی‌اعتبار کردن جایگاه آنها و ناسپاسی در برابر زحمات آنها، بلکه فقط یک اختلاف نظر منطقی و بر مبنای دلیل است که نمی‌تواند کنار گذاشته شود.

خدا به همه ما توفیق بندگی به بهترین وجه را عنایت بفرماید.


تبادل نظر در تلگرام

مطلب بالادستی: دیگر مباحث

فهرست